تبليغاتX
۞برترینهای سینماتلویزیون۞افسانه جومونگ۞

۞برترینهای سینماتلویزیون۞افسانه جومونگ۞

دانلودموزیک عکس سریال افسانه جومونگ بانو سوسانویوهایوسف پیامبریوزارسیف یسویایانگوم پرستاران ویتالی

دل‌سه

بررسي فيلم دل‌سه

فيلم دل‌سه محصول سال 98 با كارگرداني ماني‌راتنام اگه اشتباه نكنم همان كارگردان «تال» مي‌باشد..در اين فيلم مابا هنرنمايي شاهرخ‌خان و مانيشا روبرو هستيم..اسم كاراكتر شاهرخ در اين فيلم

Amar

است كه به طور طعنه‌آميزي اشاره به معني جاودانگيش مي‌كند..چطور؟..

Immortal

يعني جاودانه ..خوب اين نظري‌است كه سازندگانش دارند و اسم شخصيت شاهرخ را هم از اين الهام گرفته‌اند.

به شخصه بايد بگويم كه اين فيلم اولين فيلمي بود كه از اين بازيگر (مانيشا)ديدم..اصلاً شباهتي به ديگر بازيگرهاي زن هندي ندارد...خوب اين هم يك نظر كه حداقل من در «دل‌سه»او را شيك و ساده‌ي دوست‌داشتني ديدم..زني كه خنده‌ي مليحي داشت و در آن طنازي‌هاي هندي خبري نبود..و بازي‌ بسيار قدرتمند..و چيزي كه خيلي جذبم كرد صداي فوق‌العاده قشنگ اين زن بود كه آن لهجه‌ي هندي معمول را نداشت..خوب حتماً با آهنگ لهجه‌ي هندي كم‌و بيش آشنا هستيد ..طرز عاميانه‌ي اين زبان را من اصلاً در اين زن نيافتم كه خيلي در نوع خود خيلي جالب بود و يك چيز ديگه حالت پلك‌هاي اين زن كه بسيار معصوم و دوست‌داشتني مي‌زد..

خوب بريم سر فيلم دل‌سه(از دل)

اول از همه‌ داستان فيلم..

خوب چيزي كه من از اين فيلم فهميدم با توجه به اينكه حدود نيم ساعتش را نداشتم ، اين بود :

شاهرخ‌خان در كار خبرنگاري در راديو است..و ناخواسته در دام عشق دختري مي‌يفتد كه هيچ چيزي در مورد او نمي‌داند..دختري كه با سردي خود  در صدد  پنهان كردن گذشته‌ي هولناك و راز‌هاي مرگ‌آور خود است...ولي چه نيرويي مي‌تواند اين دختر سركش را سر جاي خود بنشاند؟..قهرمان فيلم(شاهرخ‌خان-ببخشيد من حوصله ندارم فيلمُ ببينم كه ببينم اسم شاهرخ در فيلم چه‌ تلفظي دارد!)با يكدندگي و جسارت فراوان در جهت تحقق خواسته‌هايش پافشاري مي‌كند و مطمئن است مِگنا(مانيشا)نيز او را دوست دارد ولي نمي‌داند چرا حاضر به پذيرش اين عشق نيست..اين كوشش‌ها ادامه مي‌يابد تا مگنا پرده از رازي بر مي‌دارد او مي‌گويد كه ازدواج كرده .. مدت زمان كمي مي‌گذرد كه «امار» متوجه مي‌شود دختر‌جوان دروغ مي‌گويد و چنين چيزي صحت ندارد..ولي چرا دروغ؟..او اين را نمي‌فهمد..ولي آيا حالا ديگر فرقي به حالش مي‌كند؟..«مگنا» او را ترك كرده و او هيچ نشاني از او ندارد..مدتي ديوانه‌وار در جستجويش است ولي او براي هميشه رفته..اينجاست كه سروكله‌ي «پريتي زينتا» پيدا مي‌شود..امار خود را وادار به پذيرش اين دختر مي‌كند..چون تمام اميدش را براي يافتن مگنا از دست داده..همه‌چيز به خوبي پيش مي‌رود امار حالا كم‌كم دارد بر بيقراري‌ها و دلتنگيهايش غلبه مي‌كند ..اين‌طور كه به نظر مي‌رسد ديگر راهي به غير از اين ندارد...ولي او چكاري مي‌تواند بكند وقتي مگنا را در روز نامزديش در خانه‌ي خود مي‌يابد؟!..مگنا به طور زمزمه‌واري با او صحبت مي‌كند و از او مي‌خواهد بگذارد براي مدتي پانسيون خانه‌ي آنها باشد..و كاري هم براي او پيدا كند .. مگنا اينها را در حالي كه رنگ برصورت ندارد مي‌گويد در حالي كه به سختي مي‌تواند سنگيني نگاه امار را بر خود تحمل كند..و امار هم ، چنان بهت‌زده است كه انگار قدرت تكلم از او گرفته‌شده..بعدها از مگنا مي‌خواهد كه به سوالاتي پاسخ دهد :

چرا منو ترك كردي ؟ و حالا چرا بازگشتي ؟..

و اينكه تو من را دوست داري؟..

امار مي‌گويد در صورتي به او شغل مورد نظرش را مي‌دهد كه اين سوال‌ها را پاسخ دهد ولي با برخورد سرسختانه و ناراحت‌كننده‌ي مگنا گيج مي‌شود..مگنا مي‌گويد كه نمي‌تواند اين سوال‌ها را پاسخ دهد ..و امار كه مي‌فهمد كه به هيچ‌وجه نمي‌تواند پاسخ قانع‌كننده‌اي از مگنا بگيرد حاضر به واگذاري آن شغل به مگنا مي‌شود..مگنا مي‌رود و او مي‌ماند با سوال‌ها و ابهامات فراوان..

چند روز مي‌گذرد ..اين دفعه تعدادي از افراد پليس يه خانه‌ي امار مي‌روند و در مورد امار تحقيق مي‌كنند..و در بازجويي از امار مي‌خواهند حقايقي از او بفهمند...امار كاملاً گيج شده..ولي مي‌داند كه اين اعمال مربوط به مگنا مي‌شود..او حالا خيلي چيزها از مگنا مي‌داند..مگنا يك تروريست است؟؟..باورش برايش سخت است ..او مگنا را به محلي مي‌برد و با عصبانيت از او مي‌خواهددر اين رابطه به او توضيح دهد مي‌گويد كه ديگر تحمل شنيدن دروغ را ندارد..و مگنا چطور توانسته در حق او چنين خيانتي بكند و از او به عنوان يك وسيله براي رسيدن به مقاصد شومش استفاده كند؟..مگنا سرانجام به حرف در‌مي آيد..امار هيچ چيز در مورد زندگي عذاب‌آور مگنا نمي‌داند اينكه او تمام خويشانش به دست همين كساني كه الان هدفشان قرار داده ،‌از دست داده..اينكه در كودكي بي‌خانمان شده و سرپناهي نداشته..امار با شنيدن اين حرف‌ها به خود مي‌آيد و از مگنا مي‌خواهد همه‌ي اينها را رها كند و زندگي جديدي را با او شروع كند ..او ديگر وظيفه‌اش را انجام داده..ولي مگنا حرف هميشگي را مي‌زند :‌ديگر نمي‌تواند..

..اين قائله در اينجا تمام مي‌شود ..اينجا ديگر آخر كار است..مگنا اين‌دفعه بنا به خواست رييسش مجبور مي‌شود صحنه‌ي آخر اين تراژدي را با عمليات انتحاري خود تمام كند..

 

خوب چون اين فيلم را خيلي دوست داشتم داستانش خيلي طولاني شد..و حالا بريم سر بررسي اين فيلم..

بي‌شك از كارگرداني مانند ماني‌راتنام انتظار چنين اثر قدرتمندي ، انتظار بي‌پايه‌اي نيست..اين كارگردان از آن دسته افرادي است كه هميشه در كارهاي خود سعي كرده متفاوت جلوه كند ، با وجود اين منتقدين اين فيلم گفته‌اند به خاطر اين كه در زمان كار بر روي اين فيلم ، شاهرخ‌خان بيشتر توجهش معطوف فيلم «كوچ‌كوچ‌هو‌‌تا‌هه»ساخته‌ي كارن جوهر بوده ، زياد بازي خوبي ارائه نداده..ولي به نظر من شاهرخ در اين فيلم واقعاً از هر نظر عالي است و دليل شكست اين فيلم در گيشه را بايد در سليقه‌ها جستجو كرد نه بازي شاهرخ‌خان.

كلاً اين فيلم مي‌خواست احساسات ديوانه‌وار جواني رابه دختري به تصوير بكشد..كه در اواسط فيلم اين جوان ناخواسته در راهي مي‌يفتد كه راه‌برگشتي برايش نيست..و با ايت ترتيب باعث برباد دادن زندگيش مي‌شود..به طوري كه شما در آخر فيلم كه مرگ او را همره مگنا مي‌بينيد ، تنها اين سوال به ذهنتان مي‌رسد : چرا مگنا برگشت؟...و بابت ابن افسوس مي‌خوريد.. فيلم دل‌سه ، فيلم خوش‌ساختي‌است و البته آهنگ‌هاي بسيار متفاوتي دارد كه من مانند آن را چه قبل چه بعد از فيلم در هيچ جا نديدم..آهنگ‌هاي فيلم توسط اي.آر.رحمان ساخته شده و اشعارش توسط گلزار سروده شده .

نمونه‌ِي آهنگ‌هاي قشنگ اي.آر.رحمان را مي‌توانيم در فيلم ساتيا(محصول سال 2002 –كارگرداني شاد‌علي-با بازي راني موكرجي‌و ويويك)ببينيم ، البته‌ي جادوي آهنگ‌هاي دل‌سه را ندارد.

شاهرخ در رقص «جله چيا چيا»عالـــي است و هم‌چنين در آهنگ استثنايي «جنون» و خود آهنگ اصلي فيلم «دل‌سه‌ره» كه ديگر محشر است..و اشعار گلزار را هم ضميمه آن كنيد كه زيبايي‌اش را دو چندان مي‌كند..و هم‌چنين آهنگ جانوناي پريتي ..گرچه به پاي ديگر آهنگ‌هاي فيلم نمي‌رسد ولي در نوع خود زيباست..

از ديگر چيز‌هاي اين فيلم ..خوانده‌شدن 2 آهنگ دل‌سه‌ره و جنون به زبان هندي است كه دقيقاً بر روي لب‌هاي هنرپيشه‌ها و تصوير فيلم مطابقت دارد((توجه كنيد كه زباني كه در فيلم‌هاي هندي با آن صحبت مي‌شود «اردو»‌است نه هندي..خود زبان هندي را اقليتي در هندوستان و تعداد بسيار كمي هم در پاكستان مي‌دانند))

خوب در آخر هم يه چيز بگم اگه اين فيلمُ نديديد در 2 صورت بگيردش :

1)خوره‌ي شاهرخ باشيد

2)از فيلم‌هايي مثِ آشوكا خوشتون بياد(اگه هم آشوكا رو نديديد ..بايد ببينيد از نقش‌هاي عصبي و مجنون شاهرخ خوشتون مي‌ياد يا صرفاً فقط دنبال يك شاهرخ عاشق و ملايم و مهربان مي‌گرديد ..اگه مورد اول در مورد شما صادقِ..پيشنهاد مي‌كنم حتماً دل‌سه رو ببينيد)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 18:48  توسط کتایون  | 

پاهلي و آشوكا

بررسي فيلم پاهلي و آشوكا

نمي‌دونم چرا تو سينماي هند وقتي صحبت از فيلم‌هاي اسطوره‌اي و افسانه‌اي هند مي‌شه زياد از طرف مردمش مورد توجه قرار نمي‌گيره؟!...طوري كه آنها انگار با حماسه و افسانه‌هاي خود كاملاً بيگانه‌اند و علاقه‌اي هم به آن ندارند..

فيلم‌هاي پاهلي و آشوكا مصداق‌هاي خوبي در اين مورد هستند البته در 2 ژانر كاملاً متفاوت..اولي برگرفته از افسانه و دومي تاريخ واقعي يك كشور.

پاهلي با اينكه از نظر جذابيت به پاي آشوكا نمي‌رسد ولي موضوع جالب و نويي دارد كه براي اولين بار در باليوود مطرح شده..ولي وقتي فيلم‌فير يكي از معتبرترين جشنواره‌هاي باليوود توجهي به اين فيلم و ارزش هنريش نمي‌كند..ديگر نمي‌توان از مردم آن چيزي انتظار داشت..مردمي كه تراژدي نه چندان جالب وير-زارا  و يا تركيب ناموفق آيش و شاهرخ را در محبتين را هم‌سطح ديوداس  قرار مي‌دهند..البته اين فقط يك نظر است ..واقعيت اين است كه اين مردم غرق در روياهاي خود هستند و نمي‌توانند فيلم‌هاي متفاوتي همچون آشوكا و پاهلي را بپذيرند.

فيلم فوق‌العاده‌ي آشـــــوكا با شكستش در گيشه‌ي هند سازندگان آن را تقريباً متحير كرد..به طوري كه شاهرخ‌خان گفت كه از اين به بعد من فيلم‌هايي را بازي مي‌كنم كه مورد پسند مردم هند باشند..و نتيجه‌اش فيلم‌هايي مانند وير-زارا ،‌ مه‌هونا و چلته‌چلته بود..البته مه‌هونا فيلم سرگرم‌كننده‌ايست و 2 فيلم ديگر همان موضوع‌هاي گذشته..

بياييد كمي اين 2 فيلم را نقد و بررسي كنيم..

آشوكا فيلم كاملاً بي‌نقص ساتوش سيوان به تهيه‌كنندگي شاهرخ‌خان محصول سال 2001(و بايد تصديق كنيم كه اين سال ، سال پركاري براي شاهرخ بود با داشتن فيلم‌هاي «گبي خوشي گبي غم» و «2+1=4 »)با حضور كاملاً متفاوت شاهرخ و كارينا كاپور....شاهرخ‌خان اول براي نقش مقابلش در مقام يك تهيه‌كننده آيشواريا راي را پيشنهاد داده بود ولي ساتوش به او گفت بهتر است فردي كه تا حالا با او بازي نكرده اين نقش را بازي كند(بي‌شك آيش بهترين انتخاب بود و انتخاب كارينا هم دليلي شد كه بعدها كارينا خود را مدعي نقش بارو در ديوداس بداند!!!و سر همين موضوع با كارگردان ديوداس دشمن خوني شود!خوشبختانه حداقل سانجي اين را درك كرده بود كه باروي او به يك زيبايي افسانه‌اي و يك بازي قوي احتياج دارد)كارينا بازيگر تازه‌كارآشوكا براي اين فيلم قبول كرد كه پولي از شاهرخ نگيرد به هر حال فيلم،فيلمِ پرهزينه‌اي بود و شاهرخ خان اين موضوع را با همه‌ي بازيگر‌هاي فيلم طي كرد و ديگر بازيگرهاي مطرح فيلم هم با مبالغ كمي حاضر به بازي در اين فيلم شدند.

اين از اِستارت فيلم...حالا ببينيم خود فيلم اصلاً چي هست..

در اين فيلم شما مي‌توانيد براي اولين بار تصويري از هر لحاظ استثنايي از شاهرخ ببينيد...يك سردار مغرور..شجاع...و با ژست‌هاي مخصوص يك جنگجو..به جزئيات ميميك چهره‌ي اين بازيگر قدرتمند با دقت كنيد و خواهيد ديد كه اين آن شاهرخ دوست‌داشتني و شيطان دلوله دلهنيا له جنگه نيست..شاهرخِ عشقيِ «دل تو پاگل هه» و «كوچ كوچ هو‌تا‌هه» نيست..!او الان كمي پخته‌تر شده..و هر لحظه با گذشت دقائق اين فيلم شما را متحيرتر مي‌كند .. اين فيلم سير تكامل يك مهاراج هندي به نام آشوكا را نشان مي‌دهد..اين‌كه يك نفر چقدر مي‌تواند تغيير و تحول يابد .. در يك آن از يك فرد ياغي و خونخوار به يك فرد آرام و دوست‌داشتني تبديل شود و به همان سرعت دوباره ورق برمي‌گردد و ما با فردي خونخوارتر مواجه هستيم...آشوكا داستان واقعي پسر مهاراجي است كه بر سر سلطنت با برادران ناتني خود يكه و تنها مبارزه مي‌كند و به هيچ‌وجه حاضر به واگذاري اين سلطنت نيست.. تا اينكه عاشق مي‌شود و حاضر مي‌شود به خاطر عشقش به صورت يك مرد عامي و گمنام روزگار بگذراند و از قدرت بگذرد و اين تحول بزرگي‌است...روال فيلم همين‌طور ادامه پيدا مي‌كند تا اينكه......در اينجا اين سردار با چالش بزرگي روبروست..او عامل همه‌ي تغييراتش را از دست رفته مي‌بيند ..پس دوباره به زندگي‌قبلي و خونين خود باز مي‌گردد..

 

خوب ..فيلم بي‌شك يكي از قويترين فيلنامه‌هايي است كه تاكنون بازي شده..و به نظر من...تنها اثر قابل توجه در كارنامه‌ي هنري «كارينا»..كه اين هم مديون كارگردانش و همياري شاهرخ در كنترل بازي كارينا هستيم..فيلم «مه پريم كه ديواني هون» را از اين بازيگر ببينيد كه چگونه كنترلي بر اعضاي چهره‌ي خود ندارد و به صورت مصنوعي جلوه مي‌كند...ولي در اين فيلم نقش يك دختر جنگجو را به خوبي بازي كرده..

 

در مورد آهنگ فيلم..به خوبي از آب در آمده‌اند..آهنگ‌هاي فيلم هم جوان‌پسندند هم مناسب جو و اوضاع و احوال فيلم..شاهرخ خان در مورد موسيقي فيلم گفته : «سعي كرديم از سازهاي سنتي قسمت‌هاي مختلف هند استفاده كنيم و در عين حال آن را موافق مذاق جوانان در آوريم»

كه واقعاً هم همين‌طور است.آهنگ‌هاي «راشنيسي پري پري» «سَن سنَنَ» و آهنگ كارينا بر روي كلك  در حد عالي هستند... آنو ماليك آهنگساز اين فيلم در مورد آهنگ «راشنيسي پري پري» گفته :

Roshni will be the best picturised song in Hindi cinema for 100 years!!

******

 

حالا بيايد كمي به فيلم پاهلي بپردازيد...

اول از همه چيز در راجع به ظـــــــاهر شاهرخ!..

شكل و شمايل شاهرخ با سبيل را دوست داشتيد؟!:)

شاهرخ قبلاً به صورت  صحنه‌هايي كوتاه اين ظاهر را در فيلم‌هايي چون «آرمي»«انگليش بابو دسي مِم»داشته...ولي هيچ‌وقت به صورت يك تيپ اصلي و ثابت براي فيلم‌هايش استفاده‌نكرده...كه البته خودش هم گفته كه تجربه‌ي سختي بود و سعي مي‌كند ديگه همچين ظاهري نداشته باشد..در اين فيلم با ظاهري كمي شكسته از اين ستاره مواجه هستيم كه ديگر آن برق چشمان آشوكا را ندارد..ولي به هر حال دوست داشتني است.

انيميشن فيلم در حد معركه‌ايست...اينجا ما با يك اثر ابتدايي و ضعيف روبرو نيستيم...با اثري كاملاً قوي و استادانه طراحي‌شده روبرو مي‌شويم ، كه در حد فوق‌العاده‌ايست..جو حاكم بر فيلم شما را ياد داستان‌هاي هزار و يكشب مي‌اندازد...و لهجه هندي خاص  بكارگرفته شده در پاهلي او را از آثار ديگر متمايز مي‌كند...

شاهرخ خان كاملاً در دو نقش خود متفاوت است در جايي در كسوت «كيشن لال» فردي كه به حرف مادر،پدر خود گوش مي‌دهد و سعي مي‌كند پسر خوبي باشد و در جايي ديگر در كسوت يك روح كه بسيار باوقار و با عظمت جلوه مي‌كند و در تمام فيلم شما مي‌توانيد اين اختلاف فاحش را در بين 2 نقش ايفا شده به خوبي درك كنيد..

بريم سراغ نوع گويش هندي در پاهلي..

گويش موردنظر از سري گويش‌هاي قديمي و محلي هندي است..كه داراي آهنگ و طرز بيان خاصي است...پس اگر در طول فيلم احساس كرديد چيز زيادي از اين فيلم نمي‌فهميد تعجبّي نكنيد ، پاهلي از معدود فيلم‌هاييست كه فارسي زبان‌ها بايد براي فهميدن آن كمي در آن تامل كنند و با اينكه آشوكا هم مايه‌ي تاريخي دارد باز مي‌توان آن را فهميد گرچه كلمات هندي قديمي در آن فراوان يافت مي‌شود.

ملودي‌هاي فيلم متناسب با فيلم و تنها با ديدن فيلم ارزش واقعي خود را نشان مي‌دهند..و طراحي رقص فرح‌خان به خوبي با آن مطابقت دارد..وجود آهنگ‌‌هايي چون «گنگِ ناره» ، «برساله» بر زيبايي فيلم مي‌افزايد..همچنين رقص بي‌نظير و در نوع خود جديد آخر فيلم... و آهنگ ديره‌جلنا...بگذاريد اين آهنگ را جدا از ديگر آهنگ‌هاي فيلم به حساب آوريم..اين آهنگ توسط سونونيگام خوانده شده كه بي‌شك هم براي خواندنش صدايي به قدرتمندي او نياز داشته..آهنگ به زيبايي خيزش مي‌يابد و از آن به نقطه‌ي اوج مي‌رسد كه واقعاً زيباست..

 

پاهلي اينقدر ارزشش را دارد كه دو سه بار آن را ببينيد ، ولي همانند آشوكا يا ديوداس نيست كه با ديدن آن براي چندين بار باز هم بخواهيد آن را ببينيد ، ولي به هر حال اثر متفاوتي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 18:47  توسط کتایون  | 

دلواله دلهنيا لجنگه

 

بررسي دلواله دلهنيا لجنگه

دلواله محصول سال 95 به كارگرداني آديتا چوپرا از كمپاني ياش راج فيلم و با هنر‌نمايي شاهرخ خان و كاجول مي‌باشد...و از نكته‌هاي جالب در مورد اين فيلم ، اكران 10 ساله‌ي اين فيلم مي‌باشد..يك فيلم چقدر مي‌تواند شگفتي‌آفرين باشد كه هنوز هم اكران داشته‌باشد...

فيلم« دلواله دلهنيا لجنگه»با ظاهري كاملاً متفاوت در زمان خود ظاهر شد و هيچ شباهتي با جو حاكم با فيلم‌هاي آن سال‌ها نداشت..((واقعاً وقتي اين فيلم را مي‌بينيد احساس مي‌كنيد كه اين فيلم محصول همين سالي است كه شما داريد مي‌بينيد)).فيلمي كه قسمتي از آن در لندن و قسمت ديگرش در هندوستان پر شد...با ظاهري جوان‌پسند .. فيلمي رمانتيك ، كميك ، درام ، ....كه مثل ساير فيلم‌هاي ديگرهندي همه‌ي ژانر‌ها را در بر داشت..و به اثري زيبا و براي هميشه ماندگار تبديل شد .. آديتا بي‌شك شاهكاري تقديم سينماي باليوود كرد.

ولي داستان فيلم چيست كه اينقدر بيننده را مجذوب خود مي‌كند..؟بايد گفت جدا از داستان به فيلم به زيبايي پرداخته شده..عشق بازيگران فيلم به طرز عجيبي معصوميت دارد و تاثير عجيبي بر تماشاگر مي‌گذارد...نمونه‌ي يك عشق پاك و بي‌غل و غش...كه البته بخش زيادي از القاي اين حس قشنگ را بايد به پاي  بازيگران توانمند آن بگذاريم كه واقعاً سنگ تمام گذاشتند..و شما از زوج موفق شاهرخ و كاجول نبايد انتظاري به غير از اين داشته باشيد.

دريا جون عزيزم اولين باري كه به فكر تاسيس اين كلوب افتادم احساي ميكردم يه كلوبي ميشه كه علاقمنداي زيادي داره يه كلوبي كه همه اطلاعاتشون رو ميتونن در ميان بذارن  و مشكل اكثريت هممون تقريباً رفع شه خودم هم مطالبي براي ارائه كردن داشتم چون فيلم‌هاي هندي رو فقط بايد زياد ببيني تا با زبونشون انس بگيري .در اين راه ميخواستم حتي يكي از دوستاي اردو زبانمُ بيارم اينجا كه اتفاقاً فارسي هم بلد بود ولي متاسفانه از اين كلوب استقبالي نشد..همه‌ي اينا رو برا چي ميگم؟؟؟براي اينكه معني شعر مورد نظرتُ درست نمي‌دونم ولي شايد بابالنگ دراز در اين مورد تجربش بيشتر باشه و بتونه كمكت كنه بذار از اونم ميپرسم ببينم نتيجه چي ميشه..باشه؟

خوب..حالا مي‌ريم سراغ آهنگ‌هاي فيلم كه انگار فقط براي اين فيلم و فقط وفقط براي عشق سيمرُن(كاجول)و راج(شاهرخ)ساخته شده‌اند...علاقمندان به اين سينماقطعاً هرگز رقص رويايي كاجول و شاهرخ‌خان را در زير باران فراموش نخواهند كرد .....و آهنگ‌هاي زيبايي چون (نَجانِ كيو دل كو پيار هگَيَ) و (توجه دكا تو يه جانا صنم) هيچ وقت از خاطره‌ها نمي‌رود...

و حالا...

داستان فيلم :

«به طور ساده كه راج و سيمرن در لندن به هم دل مي‌بازند(كه در مورد اين عاشق شدن هم توضيح كامل داده مي‌شود)سيمرن در هندوستان به اجبار پدرش و سنت قديمي خود را مجبور با فرد مورد نظر پدرش مي‌بيند..راج به هندوستان مي‌آيد و براي رسيدن به سيمرن تلاش مي‌كند ولي موافق نيست مانند ديگران از راه‌هاي غير عقلاتي به اين خواسته‌اش برسد

و در اين راه از سيمرن هم مي‌خواهد صبر پيشه كند و اين از نكته‌هايي است كه راج را از عاشقان ديگر فيلم‌هاي هندي متمايز مي‌سازد..فيلم پايان قشنگي دارد و تحقق آرزوي دو عاشق را نشان مي‌دهد كه واقعاً دوست داشتني است»

 

و حالا نحوه‌ي عاشق شدن قهرمانان فيلم كه واقعاً قابل قبول است و به خوبي به آن پرداخته شده...در اينجا ما با يك نظر نگاه كردن و عاشق شدن اصلاً مواجه نيستيم..داستان به طرز ملايم ونه خسته‌كننده پيش مي‌رود و كم‌كم سعي مي‌كند اين عشق را در متن فيلم نمايان كند تا جايي كه ما با يك عشق قشنگ نه گذرا و پايا روبرو هستيم كه آني به‌وجود نيامده كه آني از بين برود و اينجاست كه هنر كارگردان معلوم مي‌شود..حتي بعد از احساس وجود اين عشق قهرمانان داستان بيشتر به انكارش تمايل دارند..ولي وقتي هردو در شرايط ناگواري قرار مي‌گيرند دست از گول زدن خود برمي‌دارند و از اين به بعد در جهت رسيدن به خواسته‌اشان پافشاري مي‌كنند..

اينم از عشق راج و سيمرن...و احساس مي‌كنم كلاً حس خاصي در فيلم‌هاي كاجول و شاهرخ‌خان وجود دارد كه به خاطر نزديكي روحي اين دو به هم هست كه فيلم را بيشتر تاثيرگذارتر مي‌كند..و من به اين حس قشنگ واقعاً معتقدم مانند شما..كه در گبي‌خوشي‌گبي‌غم و كوچ‌كوچ‌هو‌تا‌هه  هم محسوس بود كه انگار ديگر نمي‌خواهد تكرار شود...فقط مي‌شه گفت : افســـــوس!...

و چه كسي مي‌تواند منكرش بشود وقتي آجي‌ديوگان هم با اعمالش به آن اعتراف مي‌كند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 18:46  توسط کتایون  | 

چوري چوري چوبكه چوبكه

 

چوري چوري چوبكه چوبكه

فيلم چوري چوري چوبكه چوبكه محصول سال (2001)به كارگرداني عباس مستان و با هنرنمايي سلمان‌خان،راني و پريتي‌زينتا مي‌باشد.

ميشه گفت اين فيلم همان موضوع‌هاي قديمي سينماي باليوود مي‌باشد با اين تفاوت به طرز شيك و بهتري به آن پرداخته شده.

داستان فيلم ،داستان پريا(راني)مي‌باشد كه با راج(سلمان)ازدواج مي‌كند و طي يك حادثه‌ نازا مي‌شود او از سلمان مي‌خواهد ازدواج كند سلمان كه اوضاع را اينچنين مي‌بيند تصميم مي‌گيرد به زني (پريتي)هزينه‌اي بپردازد كه بي‌سر و صدا براي آنها فرزندي بياورد و آنها راني و سلمان دوباره زندگي خود را از سر بگيرند .پريتي كه ابتدا به خاطر پول قبول مي‌كند با گذشت زمان نسبت به سلمان علاقمند مي‌شود كه در نهايت تصميم مي‌گيرد بعد از به دنياآوردن بچه از زندگي آن دو بيرون رود.

خوب اين از داستان كلي فيلم..

خوب ميشه چوري چوري چوبكه چوبكه پايان قشنگي براي اين تيپ فيلم‌ها در سينماي باليوود دانست مثلث عشقي راني پريتي سلمان مثل هميشه خوب عمل مي‌كند.راني و پريتي پابه‌پاي سلمان خان پيش مي‌روند و به خوبي در نقش‌هاي خود فرو مي‌زوند از سوي ديگر سلمان‌خان نقش يك مرد باوقار و پايبند به خانواده را به خوبي ايفا مي‌كند.كارگردان نظر و ديدگاهي خوبي از هر سه طرف ارائه مي‌دهد صحنه‌هاي تاثيرگذار و احساسي زيادي دارد و در جايي هم شما ممكن است براي پريتي دل‌بسوزانيد.اگر بخواهيم بهترين نمره را به يكي از اين سه بدهيم بي‌شك اين به پريتي زينتا تعلق مي‌گيرد .او نقش غير متعارفي را ايفا كرده و به زيبايي تمام بر آن تسلط دارد.نقشي كه از عهده‌ي هركسي برنمي‌آيد.

حالا بريم سراغ آهنگ‌هاي فيلم ::

آهنگ پنجابي : آهنگ اول فيلم كه به خوبي بر روي آن كار شده و نه بهترين بلكه از بهترين‌ها يا با يك درجه پايين تر مي‌تواند باشد.

آهنگ 2 نفره‌ي راني و سلمان : ماه‌عسل اين دو و كلاً يك چيز آن هم اين كه آهنگ هاي اين فيلم خوب هستند ولي لفظ ممتاز و عالي براي آنها لفظ منصفانه‌اي نيست.

آهنگ پريتي زينتا در كلوب : هيچ چيز جديد و جالبي براي عرضه ندارد آرايش پريتي بسيار نامناسب است و همين‌طور رنگ لباسش قــــــــرمز جــــــــيگري!!!و اينا..

آهنگ اصلي فيلم" چوري چوري چوبكه چوبكه" كه انگار بيشتر براي كودكان ساخته شده تا بزرگ‌سالان!!!

و آهنگ «دل ترا مرا دل»كه ميتوان آن را به ليست آهنگ‌هاي شُل و آبكي سينماي باليوود اضافه كرد.!!!

آهنگ آخر فيلم آهنگ «مه‌هندي» ميشه گفت نسبت به آهنگ‌هاي ديگر فيلم از جايگاه بهتري برخوردار است و رقص مناسبي دارد.

در كل فيلم چوري چوري چوبكه چوبكه فيلمي نيست كه تماشاگرانش را نااميد كند و حداقل يك بار ارزش ديدن دارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 23:19  توسط کتایون  | 

ساتیا

 

ساتيا

فيلم ساتيا  محصول سال 2002 به كارگرداني شادعلي به هنرنمايي ويويك اوبروي و راني‌موكرجي مي‌باشد.

فيلم يكي از بهترين فيلم‌هاي ويويك و هم راني مي‌باشد و داستان تقريباً متفاوتي دارد

آهنگ‌هاي فيلم توسط اِي.آر.رحمان ساخته شده كه الحق بي‌نظير است.گفتني است كه شاهرخ‌خان و تابو هم در قسمت‌پاياني فيلم به عنوان مهمان بازي كرده‌اند.

ابتدا كمي به داستان فيلم بپردازيم ::

راني دختري از قشر فقير و ويويك هم ثروتمند مي‌باشد.اين دو به هم علاقمند مي‌شوند ولي با مخالفت خانواده‌هاشان تصميم مي‌گيرند پنهاني ازدواج كنند داستان پيش مي‌رود و به جايي مي‌رسد كه همه با‌خبر شده در نتيجه زوج جوان از خانواده طرد شده و زندگي مشترك خود را شروع مي‌كنند.و بعد حوادثي در اين حين مي‌افتد...

يك لحظه صبر كنيد گفتم ساتيا متفاوت است..با گفتن داستان انگار كمي شك كرده‌ايد...بله در سينماي باليوود  اين سورژه فقير و ثروتمند كاملاً قديمي و پيش پا افتاده شده ..ولي اجازه بدهيد اينجا  كمي فرق قائل شويم...در بيشتر فيلم‌هاي هندي اين جدال بر سر خواستن بين شاهزاده وگدا كه احياناً منجر به ازدواج مي شود در همان جا ختم مي‌شود ولي در ساتيا براي اولين بار شاهد نمايش يك زندگي بعد از ازدواج هستيم با همه‌ي تلخي‌و شيريني‌هايش..كه بسيار طبيعي جلوه مي‌كند..اين است فرق ساتيا با فيلم‌ها هم تيپ خود...

بي‌شك در اين فيلم هم راني و هم ويويك عالي ظاهر شده‌اند فيلم داستان خوبي دارد و شادعلي هم برخلاف فيلم نه‌چندان جالبش (بانتي ار بابلي)بسيار داستان رو خوب از آب در آورده.

زيبايي اين فيلم در اين است كه با اينكه نقطه‌ي اوج تقريباً كمي دارد ولي طوري بيننده را به پيش مي‌برد كه نه تنها احساس خستگي نمي‌كند بلكه ممكن است هم‌ذات پنداري و نزديكي عجيبي با آن بكند.

ساتيا يك زندگي با همه‌ي فراز و نشيب‌ها و سختي‌ها و خوشي‌هايش را نشان مي‌دهد و روند فيلم به گونه‌اي است كه شما را وادار به ديدن آن تا آخر مي‌كند.چون شما ساتيا را كاملاً طبيعي مي‌بينيد.

علاوه‌ي همه‌ي اين مزيت‌ها ساتيا يك امتياز ديگر هم دارد و آن هم آهنگ‌هاي جالب و تك خود است .آهنگ بي‌نظير «ساتيا» كه زمينه‌ي اسكاتلندي دارد  و به طرز شگفت‌آوري آرامش بخش است و آهنگ«توبا»با اجراي شميتا‌شتي زيباست.آهنگ اول فيلم با اجراي راني كه با طراحي رقص خوب ايده‌ال از آب در آمده و آهنگ «چوبكه‌سه..»دوباره ثابت مي‌كند كه اِي.آر.رحمان هميشه كارهاي عجيب و متمايزي نسبت به بقيه آهنگسازها در چنته دارد..و آهنگ اِي گوري ..با خوانندگي عدنان سامي هم بي‌نظير از آب درآمده..

ساتيا تماشاگرانش را نااميد نمي‌كند و در ميان سيل عظيم فيلم‌ها در باليوود و رقابت نشان مي‌دهد كه هنوز هم در داستان و فيلم‌نامه‌هاي باليوودي حرفي براي گفتن است و به سوي نو بودن....  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 23:18  توسط کتایون  | 

دل چهتاهه

 

دل چهتاهه محصول سال 2001 به كارگرداني فرحان اختر و با هنرنمايي عامر‌خان،سيف‌علي‌خان،آكشي‌خانا و پريتي زينتا مي‌باشد.براي اولين بار كه اين فيلمُ ديدم باور نمي‌كردم از اين تيپ فيلم‌ها هم در سينماي باليوود يافت شود فيلم كاملاً ملموس و واقع‌گرايانه است و اصلاً رويايي نيست .جالب است كه صحبت از عشق و دل‌بستن را بسيار صاف و ساده و عاري از گونه افراط بيان مي‌كند.بازي عامرخان در حد شگفت آوري تحسين‌برانگيز است سيف ،آكشي و پريتي هم همين طور.دل چهتاهه داستان آگاش «عامر‌خان»است كه برايش غير قابل باور است كه روزي كسي را دوست داشته باشد .دل چهتاهه داستان سيف«سمير»است كه سردرگم است و نمي‌داند از زندگي چه مي‌خواهد و در آخر داستان سيد«آكشي خانا»است كه به زني دل مي‌بندد كه مطلقه و صاحب يك فرزند است.كلاً هر چيز در اين فيلم در جاي خود قرار گرفته،داستان و خود فيلم شما را خسته نمي‌كند.در فيلم كاملاً محسوس است كه سعي بر اين بوده كه از كند بودن آن جلوگيري شود.در دل‌چهتا‌هه ما با برخورد اول و عاشق شدن مواجه نيستيم بازيگران اين فيلم انگاربراي درك عشق يك عمر زندگي ‌مي‌كنند از زيبايي ديگر فيلم نزديكي تِمِ فيلم به زندگي مردم و سادگي و روانيش است .

چطور يك فيلم با داستاني ساده مي‌تواند در دل تماشاگر جا باز كند؟خوب اين برميگردد به هنر كارگردان كه چگونه فيلم را از آب در بياورد.اين اتفاق دقيقاً براي دل چهتاهه افتاده‌است. فرحان‌اختر با ساختن لاكشيا(هرتيك-پريتي«محصول سال 2004»)باعث دلسردي همه شد ولي نمي‌دونم چي چيزي در اين فيلم وجود دارد كه بيننده را جذب مي‌كند...صميميت؟سادگي؟يا خوش‌ساختي آن؟

اجازه بديد از گفتن داستان اين فيلم صرف‌نظر كنيم..چون اگر اين فيلم را نديده‌باشيد بايد خودتان لمسش كنيد و گفتنش از زيباييش مي‌كاهد.

آهنگ‌هاي فيلم توسط شانكر-احسان-لوي ساخته شده..كلاً انتقاد‌هاي زيادي به نحوه‌ي ساختن آهنگ‌هاي اين3 شريك شده . دليل آن هم بر‌مي‌گردد به حال و هوايي كه بر آهنگ‌هاي آنها حاكم است.اكثراً معتقد هستند كه ساز هندي در ساخته‌ي آنها كمتر جا دارد و يا بهتر بشه گفت حكم غالب را ندارد.به آهنگ متن دل چهتاهه گوش كنيد يا آهنگ تيتراژ فيلم..احساس نمي‌كنيد با يك فيلم هاليوودي روبرو هستيد؟؟(.لازم به ذكر است كه آهنگ «تنهايي» دل‌چهتاهه از اين قائده پيروي نمي‌كند).و يا نمونه‌ي ديگر كارهاي‌ آنها..آهنگ متن «كال‌هو‌نا‌هو» نظرتان در رابطه با آن چيه؟؟در زيبايي بي‌نظير آهنگ متن دل‌چهتاهه شـــــــــكي نيست و آهنگ اگر اصلش قشنگ باشد موفق مي‌شود

حالا بياييد اين آهنگ‌ها را به طور جداگانه بررسي كنيم ::::

 

آهنگ تنهايي  : معاني زيبا ، آهنگ زيبا هماهنگي و استفاده ي درست و بجا از سازها ..اينها چيزهايي است كه باعث موفقيت يك آهنگ مي‌شود تنهايي همه‌ي 3 مزيت را دارد و يك مزيت ديگر هم اضافه كنيم و آن هم هماهنگي كامل آن با جريان فيلم مي‌باشد كه درباره‌ي همه‌ي آهنگ هايش صادق است.

 

 

آهنگ جانِ كيو :در مورد اين آهنگ فقط ميشه گفت لحن مناظره‌اي كه در خود دارد((بين عامر-پريتي))بسيار دل‌نشين و زيبايش مي‌كند.

 

 

آهنگ «ووُ كاها..ياها..!!» : رقص سيف‌علي‌خان و اينكه با اون سبيلش و موهايش چقدر به همه ثابت مي‌كند شبيه راج كاپور است!!كلاً سعي شده در اين آهنگ شما رو به قديم نديما ببرد البته كمي هم رقص و ساز‌هاي اسكاتلندي هم ضميمه‌اش كنيد!

 

 

رقص اول فيلم : رقص دسته جمعي عامر سيف و آكشي شايد از نظر آهنگ به پاي بقيه‌ي آهنگ‌ها نرسد ولي در حركات هماهنگ به خوبي بر روي آن كار شده  .و عامر هم كه كولاك مي‌كند.

 

 

آهنگ آكشي : او عكس زن مورد علاقه‌اش را مي‌كشد و شما را به دنيايي ديگر ميبرددددددد!!!شوخي كردم خيلي بيخوديه!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 21:46  توسط کتایون  |