تبليغاتX
۞برترینهای سینماتلویزیون۞افسانه جومونگ۞
منوي کاربري

این وبلاگ شامل: عکسهای بازیگران زن و مرد سریال افسانه جومونگ جومونگ, سریال جومونگ, افسانه جومونگ, دانلود جومونگ, خرید جومونگ, عکس جومونگ, تصاویر جومونگ, بازیگران جومونگ, داستان جومونگ, فروشگاه جومونگ, سایت جومونگ, بازی جومونگ, فیلم جومونگ, دوبله سریال افسانه جومونگ,موزیک جومونگ,آهنگ جومونگ,جومانگ,حذف شده های جومونگ ,سانسور شده های جومونگ ,خلاصه قسمتهای جومونگ بازیگران سریال جومونگ . بیوگرافی بازیگران . اسکرین سیور افسانه جومونگ . مصاحبه با بازیگران جومونگ . والپيپر های افسانه جومونگ بازیگران کره ای بازیگران هالیوودی بالیوودی همون هندی خودمون بازیگران سینمای ایران و بیوگرافی بازیگران سینمای جهان مثل چین کره ژاپن تایلند هند و...که بازیگران خبرهای دارن مثل شاهرخ خان و سلمان خان آیشواریا رای جا ن آبراهام کاجول پریتی زینتا و رانی موکرجی از هند و تام کروز براد پیت و آلن دلون آلپاچینو آنجلینا جولی و جنیفر لوپز ونیکول کید من و هیلاری داف و ... هالیوودی و امین حیایی و بهنوش بختیاری و زهرا امیر ابراهیمی و الناز شاکر دوست و محمد رضا گلزار و مهناز افشار و باران کوثری و پرویز پرستویی و.. از ایران و ژائو وی و لوسی لیو جکی چان جت لی و بقیه ام از سینمای جهان وعکس های سریال های پر طرفدار تلویزیون مثل سریال امپراطور دریا که گونگ بوک وجان نیون و چیری یانگ و سول پیانگ از یه طرف و با نو جمی و یوم جانگ و جانگ خوا (جانگ هوا) وبقیه از اون طرف افتادن به جون هم سریال جواهری در قصر با بازی لی یونگ آئه در نقش یانگوم و سریال انسان خوب سریال پرستاران با تری و میچ براون و بقیه و سریال افسران پلیس با بازی مانوئلا آرکوری در نقش پائولو ویتالی و خوانندگان مشهور و محبوب مثل جنیفر لوپز و هیفا و حمید عسگری و نانسی عجرم و هایده و بنیامین و................ اما در کل این وبلاگ بر اساس نظر بازدید کننده ها پیش میره هر چی که میبینید کمه بگین اضافه کنیم با تشکر مدیر وبلاگ

لينك دوستان
باليوود در کلوب
خبر نامه

 

براي عضويت در اين وبلاگ از قسمت زير عضو اين وب شويد ، در كادر اول نام خود را وارد نماييد و در كادر دوم ايميل خود را وارد كنيد . با عضويت در خبرنامه ي و گروه ياهوي ما از بروز رساني وبلاگ باخبر شويد





Powered by WebGozar

Click here to join indiaactor
Click to join indiaactor
آرشيو
لوگوي دوستان




اخبار و سرگرمي







Powered by:

blogfa.Com

.::.تا لود شدن کامل سايت کمي صبر کنيد.::.

لطفا زبان خود را انتخاب کنید        Please Select Your Language 

 NetherlandFinlandPortugueseArabicJapanChineseGermanIndiaIranItalyUkrainianEnglishFilipinoKoreanRussianSpanishTurkish 

با سلام خيلي از دوستان گفته بودن عکسها سر کاريه يا اصلاً باز نمي شه يا ........ اما عکسها سر کاري نيست و به دو دليل باز نمي شه ?- دليل اول اين که من قبلاً عکسا رو از سايت اينديا اف ام کپي ميکردم که اين سايت فيلتر شد و عکس هايي که از اين سايت توي وبلاگ هست فيلتر شده و باز نمي شه و من قاعدتاً بايد اين عکسها رو حذف کنم ولي به دليل اين که بر خي از بازديد کنندگان وبلاگ از کشورهاي خارجي غير ايران هستند و از فيلتر اونجا خبري نيست اين عکس ها رو هنوز حذف نکردم تا حد اقل اونا استفاده کنن ?-دليل دوم هم اينه که احتمال داره سر عت اينتر نت شما پايين باشه و عکسها باز نشن که در اين صورت با راست کليک کردن روي عکس و زدن show picture مشکل حلّه در ضمن عکسها اکثرا اسکرين سروري اند و اگه سيو شون(ذخيره) کنيد به صورت بزرگ تو کامپيوترتون باز ميشه در ضمن اکثر عکس ها در اندازه بزرگ روي وب قرار گرفته اند اگه تو کاميوترتون ذخيره کنيد اندازه واقعي (بزرگتر)ذخيره ميشن ولي قول ميدم عکس هاي جديد رو از سايت هاي معتبر بردارم

***لطفا تا  لود شدن کامل سايت کمي صبر کنيد***




عناوين برتر


مطالب و عکسهاي سريال افسانه جومونگ

عکسهاي بازيگران زن سريال افسانه جومونگ

عکسهاي بازيگران مرد سريال افسانه جومونگ

بهترين راه هاي  کسب در آمد از اينتر نت

سانسوري هاي  سريال افسانه جومونگ

همه چيز از سريال تاجر پوسان

سانسوري هاي سريال تاجر بوسان

بيوگرافي و عکس هاي بازيگران زن تاجر بوسان

بيوگرافي و عکس هاي بازيگران مرد تاجر بوسان

مطالب و نکات خواندني و آموزنده

عکس هاي برتر المپيک ???? چين

عکس هايي از سريال هاي ايراني برتر

همه چيز از سريال امپراطور دريا

بيوگرافي و عکس هاي گونگ بوک(جانگ بوگو)

بيوگرافي و عکس هاي جانگ نيون

بيوگرافي و عکس هاي جانگ هوا

بيوگرافي و عکس هاي چيري يانگ

بيوگرافي و عکس هاي بانو جمي

بيوگرافي و عکس هاي يوم جانگ

بيوگرافي و عکس هاي هاجين - کيم آجونگ

بيوگرافي و عکس ساير بازيگران امپراطور دريا

همه چيز از سريال جواهري در قصر

بيوگرافي و عکس هاي يانگوم

قسمت هاي سانسوري امپراطور دريا

 بيوگرافي و عکس هاي بانو هن

بيوگرافي و عکس هاي يونگ سن

بيوگرافي و عکس هاي گيوميونگ

بيوگرافي و عکس هاي افسر مين جانگو

بيوگرافي و عکس هاي شين بي

بيوگرافي و عکس  ساير بايگران جواهري در قصر

قسمت هاي سانسوري جواهري در قصر

ويتالي سريال افسران پليس
Aishwarya
آلبوم عکس هاي آيشواريا راي

سينماي هاليوود

سينماي هند باليوود

موزيک وخوانندگان ايراني

عکس هاي انجلينا جولي

عکسهاي نانسي عجرم

سريال پرستاران

نکاتي خواندني از باليوود

فلش هاي جذاب

عکس هاي جالب وبامزه


عکس هایی از شبنم قلی خانی (new )
کلیدهای میانبر در ویندوز 7
عکس های خیلی خیلی توپ از آتش. حتما ببینید ....
فرق بین دوستی زن ها با مردها
بالا آمدن سطح آب در ونیز
تصاویر جالب از خلاقیت مدرن
بدون شرح
لپ تاپ Lenovo - عجیب ولی واقعی + عکس
هدیه تهرانی به شایعات پاسخ داد!
عکسهای جدید فیلم آل با بازی مصطفی زمانی و آناهیتا نعمتی
كودكی فوتبالیستهای مشهور
10 نفر از پولسازترین سوپر مدلهای امسال از نگاه مجله فوربس
کسهای به روزترین گوشیهای جهان...
عکسهای دیدنی هنرنمایی روی جلد کتاب ها
20 دلیل برای اینکه چای را بدون قند یا شکر بنوشید!
عکس های چارلیز ترون و دیوید بکهام در مراسم قرعه کشی جام جهانی
عکس های باران کوثری بازیگر بااستعداد و جوان سینمای کشور ایران
هالیوودی ها درباره مد پاییز چه می گویند؟+عکس
عکس های دیدنی از بازیگران اخراجی های 3
صد میلیون تومان هزینه اصلاح لباس بازیگران سریال «لاست!
خطرناک‌ترین دامنه‌های اینترنتی جهان
آموزش ساخت ایمیل در سایت یاهو
آب و بدن انسان
تعادل و بالانس به صورت حیرت انگیز
اولین عکس‌ها از فيلم سينمايي «طبقه سوم» ساخته بيژن ميرباقري
عکسهای جدید از شهره آغداشلو
ساختار دقیقترین توپ فوتبال جهان ویژه جام جهانی
عکس های جدید از دانیال عبادی
آرایش های هنری مو و چشم و صورت 2009
تبلیغات فوق العاده جالب برای تناسب اندام
خلاصه قسمت شش / 6 سریال افسانه جومونگ

خلاصه قسمت شش / 6 سریال افسانه جومونگ

پرنس جومونگ از اومدن وزیر و کاهن با خبر میشه و گوشه ای پنهان میشه ، وزیر و کاهن پیش هموسو میرن ، اما حرفی نمیزنن و بر میگردند و به مسئول زندان میگن که کسی نباید از این جریان چیزی بفهمه.از اون طرف یانگ پو به تسو میگه که جومونگ هر روز به بیرون میره ، اما ما هر دفعه که بیرون میره نمیتونیم پیداش کنیم و خودش رو پنهان میکنه. تسو هم به یانگ پو میگه که جومونگ رو به زمین تمرین بیار، جومونگ هم به زمین میاد و تسو بهش میگه که میخوام بهت به مهارت جدید یاد بدم،جومونگ هم قبول میکنه ، اما شمشیر شکسته میشه و جومونگ از تسو شکست میخوره و تسو جومونگ رو تهدید میکنه که دیگه باهاش نجنگه.



جومونگ خیلی از شکسته شدن شمشیر ناراحت میشه و شبانه با مشروب به عنوان رشوه پیش آهنگر قصر میره و ازش میخواد که یه شمشیر محکم براش بسازه ، اما آهنگر میگه که این کار بدون اجازه پادشاه غیر ممکنه.خلاصه با اصرار جومونگ قبول میکنه که بهش یاد بده.



از اون طرف به پادشاه خبر میدند که قوم سان بی که قبلا از بویو شکست خورده ، به بویو حمله کرده و چند تا از روستا هارو گرفته ، و دلیل شکست خوردن سربازان مرزی استحکام کم سلاح هشون بوده. از اینجا میفهمند که قوم هان به سان کمک کرده و سلاح بهشون داده.در همین حین وزیر به شاه خبر میده که  فرماندار جدید شهر هیون داره به سمت بویو میاد. همه از تصمیم فرماتدار جدید هیون تعجب میکنند و دلیلش رو نمیدونند. شاه هم دستور میده که فرمانده به جنگ به سان بی بره و به وزیر هم میگه که به آهنگر ها بگو تا شمشیر های جدید رو بسازند.




بانو یوها پیش کاهن قصر میره و  از نگرانی هاش در مورد جومونگ با یو می یول ( کاهن ) صحبت میکنه و ازش میخواد که کمکش کنه و کاهن هم میگه که من تمام تلاش خودم رو میکنم.از اون طرف جومونگ شبانه به کارگاه  آهنگری میره و آهنگر قصر هم بهش روش ساخته شدن شمشیر رو یاد میده و جومونگ شروع به ساختن شمشیر میکنه.






جاسوسی که برای تسو و یانگ پو کار میکرد جومونگ رو حال ساختن شمشیر میبینه و در حین خبر بردن به تسو با یانگ پو مواجه میشه و یانگ پو هم  به جاسوسشون میگه که به پرنس تسو حرفی نزن.فرمانده هیون " یانگ جون " ( دوست قدیمی گیوم وا ) وارد قصر بویو میشه  و پادشاه از دیدن اون متعجب و خوشحال میشه.



 شاه با یانگ جون در مورد روابط بهتر بویو و هیون صحبت میکنه و یانگ جون میگه که من قصدم از اومدنم به اینجا برای این بود که بهتون نامه شاه هیون رو بدم و بخوام که از کشور گشایی دست بردارید.وگرنه ما به تمامی کشورهای همسایتون سلاح های فولادی میدیم و با سپاه 2 میلیون نفری بهتون حمله میکنیم.



شاه هم  به پیشنهاد یو می یول و وزرا تصمیم میگیره که فعلا همه چیز رو مخفی کنه تا بعدا جوابشون رو بده،به همین دلیل دستور میده که سرباز ها مرخص بشنو و کارگاه  آهنگری تعطیل بشه.وقتی این خبر رو به سرپرست آهنگری میدند ، اون سری به سمت جومونگ میره تا بهش بگه که دیگه به کارگاه آهنگری نره،اما پیداش نمیکنه.مامورین سپاه هیون تو دنبال کارگاه  آهنگری میگردن ، اما چیزی پیدا نمیکنند. جومونگ برای ادامه کارش و درست کردن شمشیر شبانه به  آهنگری میره ، اما از چیزی خبر نداشت،از اون طرف هم یانگ پو براش نقشه میکشه و داخل کوره مواد منفجره میذاره و وقتی جومونگ کوره رو روشن میکنه و گرمش میکنه ، کوره منفجر میشه و آتیش میگیره و با این کار بهونه دست مامورین هیون تو میدند.تسو یانگ پو رو به خاطر این کار دعوا میکنه ولی بهش میگه که حرفی نزنه.



در ادامه این کار ، فرمانده هیون که در قصر بویو بود پیش پادشاه میره و بهش خرده میگیره وشاه عصبانی میشه و جومونگ رو فرا موخونه و دلیل کارش رو ازش میپرسه،اما جومونگ میگه که دلیلی ندارم و پادشاه جومونگ رو از پرنس بودن خلع میکنه و از قصر اخراجش میکنه.



بانو یوها از این ماجرا زیاد ناراحت نمیشه و میگه که به نفع جومونگ هستش، جومونگ هم پیش مادرش میاد که خداحافظی کنه ، اما مادرش قبول نمیکنه که اونو ببینه. موقع رفتن جومونگ به مادرش از پشت در تعظیم میکنه و پیشکار بانو یوها  بهش مقداری جواهر میده که شکمش رو سیر نگه داره.بانو یوها هم به پیشکارش میگه که به برادرت بگو که  با جومونگ دیگه ارتباط نداشته باشه.



جومونگ وارد شهر میشه.اما با حقه ای پولها و جواهراتش ازش دزدیده میشه.جومونگ برای استراحت و غذا خوردن جایی میشینه و غذا میخوره ، اما بعد از خوردن غذا میبینه که پولاش رو دزدیدند.



این لحظه هست که وااااااااای آبروش میره ، سر و کله سوسانو پیدا میشه و پول غذاش رو سوسانو میده و میگه پرنس بویو پول نداره که حتی پول غذاشو بده..؟


 

جومونگ دنبال سوسانو راه می افته و میگه که به من کار بدید تا  این پولی که بهم دادید رو جبران کنم.اما سوسانو میگه که به کسی که بار ها بهم دروغ گفته دیگه اعتماد نمی کنم.




پایان خلاصه قسمت ششم سریال افسانه جومونگ

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:16 | |

بیوگرافی یومی یول با بازی جین هی کیونگ

بیوگرافی یومی یول با بازی جین هی کیونگ


http://www.jumong.ir/photos/6084709-bio-youmiyol.jpg

بیوگرافی شخصیت یو می یول ( کاهن ) در سریال افسانه جومونگ با بازی جین هی کیونگ

نام : جین هی کیونگ /Jin Hee Kyung /Jin Hui Kyeong 

حرفه : بازیگر و موسیقیدان

محل تولد : کره جنوبی

تاریخ تولد : 17 سپتامبر 1968

سن : 40 سال

قد : 174cm      

وزن : 52kg   

تحصیل: دانشکده موسیقی ( نوازندگی ویولن )


سریال های جین هی کیونگ :

The Book of Three Han as Yeo Mi-eul -MBC, 2006
 Sad Love Song as Audrey-MBC, 2005
Women Next Door as Su-mi -MBC, 2003


فیلم های سینمایی های جین کیونگ :

Now And Forever-2006
Marrying The Mafia-2002
Plum Blossom
I Wish I Had A Wife-2000
Holiday In Seoul
Motel Cactus
The Gingko Bed-1995

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:15 | |

قسمت ششم جومونگ

نخست وزير و بانوي كاهن براي ديدن هه موسو به زندان اومدن و جومانگ هم كه قايم شده داره زاغ سياشونو چوب مي زنه صحبت هاي هه مو سو با اونا جالبه اخه هه مو سو خيلي تيزه و باهوشه از جمله مي گي شما كي هستين كه يه نفرتون هم خانومه!!!! چرا منو 20 ساله اينجا زنداني كردين؟؟؟

بعد از رفتن وزير و بانوي كاهن استاد جومانگ كه همون مسئول زندان باشه زوركي جومانگ را بيرون مي كنه و بهش مي گه بالا غيرتا ديگه اينورا پيدات نشه كه گردن ما را مي زنن جومانگ هم مي ره مي شينه تو دشت و به حرف هاي هه مو سو فك مي كنه...ديدن هه موسو برقي در دل جومانگ روشن كرده و حس مي كنه كه اونو سالهاست مي شناسه

از طرفي دو تا برادر نا تني جومونگ هم دارن به اين موضوع فك مي كنن كه جومانگ روزها كجا مي ره و چي كار مي كنه و مبادا كاري كنه  كه براشون شاخ بشه و تصميم مي گيرن اونو توسط يه نفر تحت تعقيب قرار بدن

جومانگ داشت از مدرسه مي يومد كه داداشي بهش مي گه حالشو داري با هم يه كم بازي كنيم؟؟؟
و خلاصه جومانگ را به دعوا و جنگ دعوت مي كنه و اونو شكست مي ده و بهش مي گه حواستو خيلي جمع كن كه بد رقم از دستت عاصي ام

جومانگ پس از اين شكست تصميم مي گيره يه شمشير به قدرت مال پرنس بزرگ داشته باشه كه مي ياد براي مسئول اهنگري يه بطری شراب مي ياره تا مخش را بزنه ول اون هي ناز مي كنه و مي گه اگه بفهمن گردنمو مي زنن و ال و بل ولي مگه اين چيزا تو كت جومانگ فرو مي ره؟؟؟؟بلاخره مخ اونو مي زنه تا مخفيانه و شبانه به اهنگري بياد و خودش با دستاي خودش يه شمشير بسازه

اين پدر و دختر كه معرف حضور هستن سوسونو و باباييش اون يكي هم كه تو فيلم خودش مي گه كه نه نره و نه ماده ولي سرشار از هوش و استاد فراوانيه و خيلي به گروه تجاري سوسونو اينا كمك مي كنه

بانوي كاهن با شنيدن حرف هاي هه مو سو بد رقم تو فكر فرو رفته و داره در محل عبادتگاهشون با خدايان مذاكره مي كنه كه ببينه با اون چي كار كنه كه بهش خبر مي دن بانو يوهوا اومده

اونو به حضور مي طلبه و بهش مي گه اين اولين باريه كه به معبد ما اومدي و خلاصه بانو اومده تا سفارش جومانگ را به كاهن كنه و بگه كه براش دعا كن در ضمن يه دستمال زري باف خشگل هم براش هديه مي ياره

اين نوچه هاي قصر انصافا خيلي فوضولن و از جبرگزاري هاي دنيا هم سرعت عملشون بيشتره از جمله ايني كه براي ملكه خبر چيني مي كنه...مي ياد و بهش مي گه كه يوهوا به قصر پيشگويي رفته بود و حالاست كه حول ملكه را بر مي داره

شباهنگام هم جومانگ مخفيانه به آهنگري مي ره و با راهنماييهاي رييس اهنگري شروع به ساخت شمشير مي كنه

يه شمشيري من بسازم دسته اش باشد طلا آي جان جانانم طلا.....

خبرگزاري پرنس ها:
طبق اخرين خبر رسيده پرنس جومانگ مشغول ساخت شمشيري در آهنگري هستند.
پرنس دومي: اينو به هيشكي نگو حتي داداش بزرگم بد نقشه اي براي جومانگ دارم.

هيون تو گون را كه به ياد دارين حتما اگه نه براتون بگم كه اين شهر يكي از زيرمجموعه هاي بويو هستش ولي تا حالا خيلي با مركز حكومت كه بويو باشه مخالفت كردن .خبر مي رسه كه حاكم اين شهر عوض شده و داره به بويو مي ياد .اين آقا حاكم جديد هيون تو هستش كه داره به شاه بويو اداي احترام مي كنه

بر خلاف سريالهاي جواهري در قصر و امپراطور دريا كه مراسمات تشريفاتي و جشن ها پر از رقص و آواز و زن وزولي هست اين سريال بيشتر براي مراسمات از حركات رزمي استفاده مي كنه.

شاه بويو كه از عوض شدن حاكم شوكه شده بود وقتي مي بينه كه يكي از دوستاي قديميش حاكم اونجا شده خوشحال مي شه و براش جشني برپا مي كنه

ولي اون طرف بعد از اينكه حسابي در بويو پذيرايي مي شه و حالشو مي كنه به شاه نامه اي مي ده كه مثلا نامه اهالي هيون تو گون هست.شاه تا نامه را مي خونه مي بينه که توش بي احترامي كردن و گفتن ما ديگه از شما فرمون نمي بريم و مي خوايم مستقل باشيم.

يارو شاه را تهديد مي كنه و كلي باهم جر وبحث مي كنن و حالا تازه دوزاري شاه مي افته كه اين بابا اومده سر و گوش اب بده و ديگه دوستش نيس.اون يارو هم به شاه مي گه اگه كارگاههاي شمشير سازيتونو تعطيل نكنين به پشتيباني دولت هان(دشمن سر سخت بويو كه هه مو سو را هم كشتن و به داشتن سربازهاي آهن پوش معروفن) همه همسايه هاي بويو را به شمشير فولادي مجهز مي كنيم و بر عليه شما مي جنگيم.

به رييس اهنگري خبر مي دن تمام كارگاهها را موقتا تعطيل كن تا اون يارو نفهمه كه ما شيمشير سازي هامون كجا هستن.اونم مي ياد به پرنس جومانگ بگه كه حواست باشه و فعلا به اهن گري نيا كه موفق نمي شه بهش بگه

جومانگ هم غافل از اين ماجرا با استادش مشغول جنگه و درس و امتحانه و از اونجايي كه كار شمشير سازيش تقريبا تموم شده بهش مي گه فردا با يه شمشير واقعي با هم مي جنگيم كه استاد از تعجب شاخ هاش در مي ياد.

جاسوس ها به رييس هيون تو مي گن ما هيچ كارگاه شمشير سازي نيافتيم كه اونم مي گه هست بگردين تا پيدا كنين

جومانگ هم غافل از ماجراهاي پيش امده شبانه مثل قبل به كارگاه مي ياد و شروع به ساخت شمشير مي كنه

غافل از اينكه داداشش براش تله گذاشته و الا نه كه كار خراب بشه

بعله اهن گري كه بمب گذاري شده بوده مي ره رو هوا و دود و اتش همه جا را فرا مي گيره

اينم جومانگ بدد بخت كه داره از ترس و وحشت مي ميره

پرنس دومي هم با غرور مي ياد پيش داداشش و مي گه من باعث شدم كه كارگاه اهن بره رو هوا و جومانگ دهنش سرويس بشه
كه داداشي داد و بيداد و مي زاره سرش كه بد بخت احمق تو بويو را به باد دادي اون حاكم اومده تا ما را و شمشير سازيمونو زير نظر بگيره حالا تو.....
و خلاصه بهش مي گه اكه شاه بفهمه مرگت حتميه

حاكم هيون تو به قصد مسخره كردن شاه و بردن آبروش به قصر مي ياد و ميگه تو كه گفتي اهنگري نداريم. حواست را جمع كن كه كشورت به باد فنا نره

شاه تا مي فهمه عامل اين برنامه جومونگ بوده اونو به قصر مي طلبه و سرش داد و بيداد راه مي ندازه

و اونو از قصر اخراج و از مقام پرنس بودن تنزل مي بخشه هر چي هم جومانگ گريه مي كنه ديگه فايده نداره

خبر به دشمنان جومانگ مي رسه و جشنشون برپا مي شه و حال مي كنن.

جومانگ مي ياد تا با مادرش خدافظي كنه و از قصر بره كه مادر اونو قبول نمي كنه اونم پشت در اتاق به مادرش احترام مي زاره و مي ره

ماماني به نوچه اش مي گه از اونجايي كه جومانگ بيرون قصر داداش تو را فقط ميشناسه مي ره پيش اون به برادرت بگو خودش را قايم كنه كه جومانگ پيداش نكنه

جومانگ كه سرخورده و ناراحته مي ياد و تو دشت تنهاي تنها با خودش خلوت مي كنه و به حرف هاي شاه كه بهش گفته تو آبروي منو بردي فك مي كنه

وقتي مي ياد تو شهر چند تا دزد در يك نقشه جالب كه بايد از خود فيلم ببينيد پولهاشو مي دزدن

دزدها مي يان طلا جواهرات جومانگ را بفروشن كه يارو مي گه اينا ال درباري هاست و اگه كسي بفهمه كارتون تمومه و خلاصه مخشونو مي زنه و اونا را مفت ازشون مي خره

نكته جالب اين فرد اينه كه جگر خام خوك مي خوره و به اون دزد ها هم مي ده

يكي از اين دزدها عاشق اين دختره شده كه در واقع همون دختري باشه كه به خاطر خوابيدن با جومانگ در انبار از قصر اخراج شد.

جومانگ مي ياد كافه و حسابي مي خوره به خيال اينكه پول داره ولي وقتي مي خواد حساب كنه

مي بينه كه هيچ پولي نداره

اون صاحب كافه مي خواد كتكش بزنه كه سوسونو سر مي رسه و پول غذاي اونو مي ده و كلي هم جومانگ را مسخره مي كنه اخه يادتونه تو سفر بهش گفته بود من پرنش بويو هستم!!!!!

دارن مي رن كه جومانگ دنبالشون مي دوه و ميگه وايسين صبر كنين من كارتون دارم

 به اون دختر مي گه كه بزار من براي شما كار كنم كه اونم مي گه (البته مي خواد مسخرش كنه) ببخشين ولي من نمي تونم يه پرنس را كارگر خودم كنم
ببخشيد عاليجناب!!!!

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:13 | |

مدل جدید کاپشن های زیبا و جدید زنانه

مدل جدید کاپشن های زیبا و جدید زنانه

jacket weather woman

مدل لباس زنانه

women's down jacket

مدل لباس زنانه


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 11:45 | |

عكسهای دیدنی از زنان ورزشكار کشور

عكسهای دیدنی از زنان ورزشكار کشور

عکس دختر زیبارو
عكسهای دیدنی از زنان ورزشكار کشور
عکس دختر زیبارو
عكسهای دیدنی از زنان ورزشكار کشور

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 15:12 | |

مصاحبه با مصطفي زماني بازيگر نقش جوانی حضرت يوسف « یوزارسیف»

مصاحبه با مصطفي زماني بازيگر نقش جوانی حضرت يوسف « یوزارسیف»

yozarsef, یوزارسیف, یوسف, پیامبر
عکسمصطفي زماني بازيگر نقش جوانی حضرت يوسف « یوزارسیف»


عکسمصطفي زماني بازيگر نقش جوانی حضرت يوسف « یوزارسیف»

دنبال يك زندگي راحت هستم

تا مي گويي يوسف، همه چهره اي را مجسم مي كنند كه با ديدنش اگر چاقو به دست داشته  باشي حتماً دستت را خواهي بريد. از اين قصه كه بگذريم، با خودم فكر مي‌كردم پيدا كردن يوسف ازميان خيل چشم رنگي هايي كه عرصه سينما را به دست گرفته اند خيلي هم نبايد سخت باشد.

يوسفي كه از ميان 3 هزار نفر براي مصاحبه مي آيد نيز يكي از همان چشم رنگي هاست كه با مو و ريش بلندش بيشتر مرا به ياد مسيح مي اندازد. او خيلي اتفاقي گذارش به شهر پر وسوسه و خيال انگيز سينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوار شهرت براي او از راه  نرسيده است. به همين خاطر مي شود هر جايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي بينيم  ندارد.

گويا مو و چشم هاي رنگي اش را تيره كرده اند، مي گويد: زيبايي را گرفته اند تا معصوميت ببخشند.

دلش نمي خواهد او را از گروه همان چشم رنگي هايي ببينيم كه راه دشوارسينما را به خاطر زيبايي چهره شان  يك شبه پيموده اند. مي گويد به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.

ما هم نمي خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نا بازيگر شهرستاني معرفي كرده و [به قول خود زماني] با سليقه اي عمل كردن كينه خود را در دل او نشانده اند، بازيگري اش را به بوته ي نقد بكشانيم. مي نشينيم به انتظار و نقدها را مي گذاريم براي بعد. بازيگري بي شك مهارتي نيست كه بشود داشتن يا نداشتن را درچهره ي او جستجو كرد.

يوسفي كه حالا مي بينيم جوان 23 ساله اي است اهل فريدون كنار. او شبيه همه جوان هاي دور و برم لباس پوشيده و يك غرور پنهاني را درتكان دادن هاي دست و حتي نگاه كردنش به آدم هاي ميزكناري مي بينم. تعجب نمي كنم  وقتي مي گويد دو تا دوست بيشترندارد  و همكلاسي هايش مي گويند: فلاني به زمين هم فخر مي‌فروشد.با مصطفي زماني در يك شب زمستاني گفتگو مي كنم. تا به خانه برسم به يوسفي فكرمي كنم كه تصويري كردن حقيقت زيبايي اش بي شك كار دشواري است (كه شايد ازعهده ي هيچكدام ازاين خيل چشم رنگي ها برنيايد).

 

از بين چند كانديدا انتخاب شديد ؟

اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار از جلوي دفتر اين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي از دوستانم عكس مرا به آقاي سلحشور نشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و 3 روزبعد دو تا از سكانس هاي سريال را از من تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگر كانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كنار بروم. تا آنجا كه اطلاع دارم از حدود 3 هزار نفرت ست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. از تاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري در اوايل بهمن همان سال، شرايط بسيار سختي داشتم. برخي عوامل اصلي كار سعي در انتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگر خارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگر نقش پيامبر بايد يك بازيگر ناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطر آن از همه چيزبگذرم، با همه اينها كنار آمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري و شهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.

با جلساتي كه گذاشتند و حمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين. پس از يك هفته هم بازيگر ثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كار مي كنم.

 

از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟

من حس مي كنم اين نقش نياز به كسي دارد كه بدون توجه به دوربين و عوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كار سختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند ناخودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كار نياز به آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم و من اين كار را پيشتر انجام داده بودم. شايد به خاطر نوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگر حرفه اي  نمي تواند اين نقش را براي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر  را بايد براي مردم بازي كرد.

 

فكر مي كنيد چهره تان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشته است؟

قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغييرپيدا مي كند. پس مطلق بودن را بايد دراين زمينه كنار گذاشت. و ديگر اين كه بعضي چهره‌ها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي مي كند و اين به انسانيت آدم ها برمي گردد. فكرمي كنم كارگردان بيشتر دنبال همين بوده است كه از اين نظرتا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه ي يك زيبايي ظاهري كه البته در گريم بسياري از جذابيت هاي چهره پوشانده شده است. در واقع زيبايي در اينجا بر اساس فضاي پيرامون تعيين مي شود. براساس گريم فراعنه  مصر و آدم هاي دور و براست كه زيبايي يوسف برجسته ي شود. از طرفي بايد اين چهره براي مردم باورپذير مي شد .اما خب كانديداهاي ديگري هم بودند كه چهره هاي بسيار زيبايي داشتند اما آن انرژي دروني را كه كارگردان دنبالش بود نداشتند و گرنه من خودم را از نظر زيبايي درحد آدم هاي معمولي مي بينم.

 

معمولاً كارگردان در تمام جزئيات شما را راهنمايي مي كند يا ايده هاي خودتان را هم به كار مي گيريد؟

آقاي سلحشور معتقدند كار بايد براساس ديد كارگردان پيش برود نه بازيگر. الان متأسفانه در سينماي ما اغلب بازيگران دوست ندارند كسي به آنها بگويد كه مثلاً اين صحنه را اين طوري بازي كن. شايد ما قادر باشيم بازي بسيار قوي هم ارائه كنيم، گاه لازم است به خاطر ساير بازيگران سطح بازي ها يكدست شود. ولي بسياري از بازيگران راضي به اين كار نمي شوند. بازيگراني كه دراين سريال حضور دارند اغلب به اين ويژگي آنها توجه شده است. نقش من نيز به خاطر اين كه الگوي خاصي براي ارائه آن وجود ندارد و من فقط بايد نقش كسي را بازي كنم كه در بالاترين مراتب انسانيت قراردارد، از جهاتي حائز اهميت است. هرچند شايد به خاطر نبود يك الگوي خاص كسي نمي تواند انتقادي به نقش وارد كند؛ همين موضوع مسؤوليت مرا سنگين تر مي كند. چرا كه هر حركتي از من به حساب پيامبر گذاشت مي شود. به همين خاطر در مورد اين نقش همواره سعي مي كنم نظرات كارگردان را به كار ببندم. اما اين طور هم نيست كه ايده هاي ما را ناديده بگيرند. مثلاً در بعضي صحنه هاي حسي به خاطر شناخت كاملي كه از من دارند با انگشت گذاشتن روي نقاط  حساس زندگي ام، به باورپذيري آن صحنه به من كمك مي كنند. به طور مثال در صحنه اي كه يوسف به ماوراء مي رود و فرشته ها دور او مي چرخند، بايد حالت زار كسي را مي داشتم كه مثلاً پدرش را به غريبه ها فروخته است. يك چنين حسي داشت آن صحنه، اما فرشته ها براي من قابل لمس نبودند. براي همين آقاي سلحشور كه مي دانست ارادت خاصي به اميرالمومنين (ع) دارم، آمد نشست كنار من و گفت: زياد گناه كرده اي، اما لياقت اين را داشته اي كه اميرالمومنين بيايد اينجا و شفاعتت كند و من با اين جمله به هم ريختم. شايد باورتان نشود حتي بعد ازكات هم  گريه ي  من قطع نمي شد. اين ارتباط  نزديكي كه با آقاي سلحشوردارم، خيلي دربازي به من كمك كرده است.

 

با اشاره اي كه به نقش يوسف به خاطرنداشتن الگوي زنده  و مشخص كرديد، به نظر مي رسد ترسيم پرقدرت اين نقش كار ساده اي نسيت ؟

نقش يوسف را واقعاً يك آدم درد كشيده بايد بازي كند. من به جرأت مي توانم بگويم در صحنه هاي زندان 70 درصد خودم را بازي كردم. يا در سكانسي كه با يعقوب پيامبر حرف مي زنم. پدرم را مقابل خودم مي بينم و اين به خاطر وابستگي شديدي است كه به پدر و مادرم دارم و درحال حاضر از هم دور هستيم. در واقع اين حس دوري از درون من نشأت مي گيرد. بنابراين به تماشاگر دروغ  نگفته ام. اينها همه ترسيم نقش را براي من ساده مي كند. ازطرفي  همه ي اينها را لطف خدا مي بينم. حتي  ورودم  به دنياي بازيگري را كه مديون هيچ كس نيستم. هيج آشنايي نداشتم و معتقدم تمام سختي هايي كه در زندگي تحمل كرده ام  بي حكمت نبوده است.

 

چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟

حدود 13 بار.

 

دراين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟

مطالعه ي ديني زيادي نداشتم. اما كتابهاي مختلفي خواندم ازجمله خود قرآن. از طرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته مي شود نه واقعيت. بين آنچه در فيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست. مثل واقعيت رو گرداندن يوسف از زيباترين زن مصر. بايد آن را به ذهن مردم جامعه نزديك كرد، به مردمي كه  داراي طبيعت و غريزه انساني هستند. من سعي كردم فيلمنامه نوشته شده را به خودم  بقبولانم.

 

چه قسمتي از كار باقيمانده است؟

از28 قسمتي كه درفيلمنامه حضور دارم حدود 10 قسمت داخلي و خارجي كار شده و تقريباً  مي شود گفت قسمت اعظم كار باقيمانده است.

 

پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟

در مدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي از استادان بازيگري ام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم.

اولين صحنه اي كه بازي كرديد كدام صحنه بود؟ اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من مي آورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند. اين اولين پلاني بود كه بازي كردم.

 

در اين مدت با عوامل مشكلي نداشته ايد؟

بعضي ها بودند كه الان نيستند و خيلي دلشان نمي خواست كه من اين نقش را بازي كنم. آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيار خشكي بودم. فكر مي كردم اگر روابطم  بيش از يك سلام و عليك باشد ممكن است اين تصور پيش بيايد كه به خاطر گرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم  و اين موجب ناراحتي خيلي ها شده بود. اما الان به همه ي آنها احترام  مي گذارم.

 

فكرمي كنيد در ايفاي نقش يوسف  و باورپذيري آن براي مخاطب چقدر موفق عمل كرده ايد؟

فكرمي كنم تا حد زيادي موفق بوده ام. خب يك جاهايي به علت طولاني بودن پروژه، كار خسته كننده مي شود. اين كه آدم هميشه بايد سر صحنه حضور داشته باشد. فشار كارخصوصاً در صحنه هاي حسي زياد است و آنهايي هم كه پشت دوربين ايستاده اند نمي دانند تو چه مشكلي داري.

 

آياپيش آمده كه بخواهي بعضي صحنه ها را دوباره تكراركني؟

بله، خيلي وقت ها.

 

در اين مواقع كارگردان مخالفتي نمي كند؟

نه مخالفتي نمي كند. من هم آدم تعارفي نيستم.

 

آقاي شورجه هم در مورد بازيها نظرخاصي مي دهند؟

آدم فوق العاده محترمي است آقاي شورجه و هميشه حد و حدود ديگران را رعايت مي‌كند. در زمينه ي بازي اگر نظرخاصي داشته باشد با كارگردان درميان مي گذارد و به ما مي گويند. مگر مواردي كه آقاي سلحشور سرصحنه نيست و او به عنوان كارگردان حضوردارد.

 

بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونه انتخاب شد؟

بله، پسرعمه ي من است. پس ازحدود 2 سال همديگر را دريك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند در چهره ي او هست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد و گفت بازيگر اول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه از او گرفتند، ظرف 3 روز جلوي دوربين رفت.

 

پيش از اين پروژه  مشغول چه كاري بوديد؟

دررشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي تحصيل مي كردم و حسابدار يك شركت كوچك بودم.

 

تجربه ي سينمايي هم داشتيد؟

نه. فقط چند بار تئاترهاي مدرسه و دانشگاه بازي كرده بودم.

 

اما اطلاعاتتان در اين زمينه خوب به نظر مي رسد؟

هيچ چيز به اندازه ي تجربه به آدم اطلاعات نمي دهد. شما هزار بار هم  كه يك مطلب سينمايي را خوانده باشيد، تا وقتي وارد ميدان عمل نشويد، چيزي از آن مفهوم درك نخواهيد  كرد. حتي تجربه ي تئاتري نمي تواند خيلي در سينما موثر باشد. يك  بازيگر تئاتر بايد نفس گيري، بيان و حركات بدني قوي داشته باشد. اما در سينما بايد كار را خوب بشناسي. من خودم خيلي از تئاتر لذت نمي برم. سينما را ترجيح مي دهم و با پيش توليدي كه درسينما و تلويزيون ايران هست، كار با دوربين 35 ميلي متري را دوست دارم چون به بازيگر فرصت مي دهد كه به نقش فكركند.

 

چقدر سينما مي رويد؟

تا به حال 4 بارسينما رفته ام. غير از جشنواره ي امسال كه در يك شب 3 تا فيلم ديدم، درخانه هم سعي مي كنم فيلم خوب ببينم. به نظر من مردم بهترين قضاوت كننده هستند، نه منتقدان و فيلمي كه خوب مي فروشد به هر دليلي كه باشد فيلم خوبي است.

 

پيشنهاد ديگري نداشتيد؟

قبل از يوسف 3 تا كار سينمايي به من پيشنهاد شد كه هر سه تجاري بودند. شايد هم بدم  نمي آمد بازي كنم. اما روز آخر بازيگر ديگري را انتخاب كردند. حتي يك باركه براي بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلاني قرارداد بسته ايم درحالي كه به من قول داده بودند. خيلي اذيت شدم. حتي به جرأت مي توانم بگويم از تيرماه 83 كه قرارداد اوليه را براي يوسف بستم تا موقعي كه جلوي دوربين رفتم، سخت ترين روزهاي زندگي من بود. واقعاً دلم  مي خواهد به آنهايي كه درعالم سينما جايگاه بالايي پيدا كرده اند بگويم: اگربخواهند رسم دنيا را به نا حق به هم بريزند، از همان جا كه هستند زمين مي‌خورند. من با همه ي سختي ها ازكسي گله مند نيستم و حاضرنبودم به خاطر پذيرفتن اين نقش، پا روي اصول اخلاقي و زندگي ام بگذارم.

 

بعد از يوسف دلتان مي خواهد چه نقشي را بازي كنيد؟

دوست دارم نقش يكي از رجال بزرگ ايراني با تفكرات ايراني را بازي كنم.

 

فرد خاصي در نظرتان هست؟

بله. اما چون قرار است ساخته شود اسم آن را نمي آورم تا ذهنيت خاصي پيش نيايد.

به هرحال دوست دارم بازي كنم. از بيكاري متنفرم. اما موافق استفاده ي ابزاري ازچهره ها هم نيستم.

 

آيا هرگز در ذهنتان به بازيگري فكركرده بوديد؟

براي من هيچ چيز رويايي نيست. همه ي آرزوهاي دنيا را دست يافتني مي بينم. فكرمي كنم درمورد نقش يوسف و انتخاب من براي اين نقش هم سرنوشت و خواست خدا بوده است.  گاهي بايد هدف را رها كرد. بايد بدون وابستگي  به هدف تلاش كرد ومن در زندگي خيلي تلاش كردم.

 

به شهرت چطور؟

كمتر از آن چيزي كه ممكن است نقش يوسف براي من داشته باشد، خود نقش است كه براي من زيباست. ظرفيت شهرت را داشتن كار هر كسي نيست. براي همين است كه آدمهاي بزرگ انگشت شمارند. يك روز بازيگري به من گفت: اگربهترين بازيگر دنيا هم باشي، يك جرقه اي. جرقه ها يا پرنورند يا كم نور.اما همه خاموش مي شوند. شهرت براي پيشرفت خوب است اما زندگي با شهرت كارساده اي نيست.

 

بهترين نقشي كه از نظر بازيگري تأثير عميقي روي شما گذاشته كدام بوده است؟

من عاشق نقش فروتن درفيلم قرمز هستم. از همانجا بود كه به بازيگري علاقه مند شدم. اصولاً نقش آدمهاي رواني را خيلي دوست دارم. چون تعليق زيادي دراين نقش هست. در خيابان هم زياد نقش بازي مي كنم كه متأسفانه آخرين بار به همسايه روبرويي مان برخوردم كه البته من او را نمي شناختم و خيلي هم دلش براي من سوخت.

 

علاقه ي اصلي تان چيست؟

براي من علاقه ي اصلي وجود ندارد. دنبال يك زندگي راحت براي خودم و اطرافيانم هستم.  به شرط اين كه به طبيعت، قانون طبيعت و مردم لطمه اي نزند. كافي است خوب فكر كنيم و خوب بخواهيم. خداوند همه چيز را در اختيارمان قرار خواهد داد. بايد رمز جهان را بشناسيم. نبايد ترسيد. بايد احتياط  كرد. بايد براساس مطالعه و تجربه فاصله ترس و احتياط را تشخيص داد كه از تارمو نازك تراست.

 

غيراز بازيگري به چه كارهايي مي پردازيد؟

ورزش مي كنم و اكثر اوقات در خانه هستم. كتاب مي خوانم  و فيلم مي بينم. دو تا دوست دارم كه يكي ازآنها را هر دو ماه يك بار مي بينم و يكي ديگر را هم هفته اي يك بار. به طوركلي به نظر من درجامعه جايي براي تفريح نداريم. از طرفي معتقدم اگر قرار است حداقل الگويي براي بچه ها و جوان هاي ديگرباشيم  بايد درتفريح و گذراندن اوقات فراغت حواسمان جمع باشد وخودمان را كنترل كنيم.

 

خانواده تان راجع به اين نقش و به طور كلي بازيگري شما چه نظري دارند؟

آنها همواره تأثير بسيار زيادي در زندگي من داشته اند. هميشه خانواده براي من اصل بوده است و براي آنها همواره احترام و اهميت زيادي قائل بوده ام. در عوض پدر و مادرم نيز به من اعتماد كامل دارند و هرگز در هيچ كاري مخالفتي از خود نشان نداده اند. الان هم خيلي ذوق زده اند. چون كار اول من بوده و فكرش را هم نمي كردند.

 

در حال حاضر كدام برنامه يا سريال تلويزيوني را دنبال مي كنيد؟

هيچكدام، به جرأت مي توانم بگويم كه ما در دوره ي يكساله ي كنوني حتي يك سريال مناسب براي مردم هم نداشته ايم. به نظر مي آيد كه برنامه سازان تنها بودجه گرفته اند كه يك چيزي بسازند. اميدوارم كارهاي سيما فيلم پس از آماده شدن بتواند چند سالي تلويزيون را ازجهت سريال هاي خوب بيمه كند.

 

قصه يوسف بدون شك زيباترين قصه و به گفته قرآن احسن القصص به شمار مي رود كه محور اصلي آن بر مبناي عشق زميني و فرا زميني است. مي‌خواهم نظر شما را در مورد مقوله عشق بپرسم:

من فكر مي كنم كل جهان هستي بر اين مبنا قرار دارد كه عاشق باشي. تنها عاشق بودن براي خداوند مهم است. ما آدمهاي زميني هستيم با تعلقات خودمان و در دنيايي زندگي مي كنيم كه تمامي نعمت ها براي استفاده ي ما درآن قرارگرفته است. بايد از دنيا لذت ببريم بي آن كه كسي را بيازاريم. من معمولاً چيزي را در ماوراء جستجو نمي‌كنم. همه چيز را اطراف خودم پيدا مي كنم. مثلاً در عشق به پدر و مادرم. گاهي در برخي  پلان هاي حسي كه نياز به تمركز دارد به مادرم زنگ مي زنم، صدايش را مي شنوم  و ديگر همه چيزب راي من تمام مي شود. زيرا آنقدر او را دوست دارم  و آنقدر سادگي در عشق پدر و مادرم نسبت به خودم احساس مي كنم كه از هر دلواپسي و اضطراب در اين جامعه رها مي شوم. حتي در مونولوگ هايي كه در زندان داشتم هيچ وقت نگذاشتم براي من اشك بگذارند. چرا كه آن جمله ها ازعمق وجود من بر مي‌خاست كه به عقيده من اين نهايت عشق است.

 آرزو شهبازي

منبع: http://simafilmnews.ir/content/view/335/4

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 14:41 | |

عکس های مهناز افشار و بازیگران فیلم دعوت فیلمی متفاوت از ابراهیم حاتمی کیا

عکس های مهناز افشار و بازیگران فیلم دعوت فیلمی متفاوت از ابراهیم حاتمی کیا

مهناز افشار - دعوت

عکس های مهناز افشار و بازیگران فیلم دعوت فیلمی متفاوت از ابراهیم حاتمی کیا

مريلا زارعي، مهناز افشار و گوهر خيرانديش - دعوت

عکس های مهناز افشار و بازیگران فیلم دعوت فیلمی متفاوت از ابراهیم حاتمی کیا


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:53 | |

عکس های سریال افسانه جومونگ

عکس های سریال افسانه جومونگ

عکس های سریال افسانه جومونگ

عکس های سریال افسانه جومونگ

 


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 14:11 | |

بیوگرافی شخصیت ملکه هانگ هو در سریال افسانه جومونگ با بازی کیون میری

بیوگرافی شخصیت ملکه هانگ هو  در سریال افسانه جومونگ با بازی کیون میری

 


بیوگرافی شخصیت ملکه هانگ هو  در سریال افسانه جومونگ با بازی کیون میری یا همون بانو چويي در جواهري در قصر
 
اولين فيلمي که کيون ميري در آن به ايفاي نقش پرداخت و به دنياي سينماي کره وارد شد بازي در فيلم All About Eve با نام کره اي I-beu-eui Mo-deun Keot بود.کارگرداني اين فيلم را ? کارگردان به نامهاي Han Cheol-soo ، Lee Jin-seok و Lee Hyeong-seon بر عهده داشتن که با اعتماد کردن به اين استعداد نهفته نقش مهمي در توسعه کار سينماي کيون ميري و پس از آن بازي در سريال جواهري در قصر را داشتند.ج.اهري در قصر نقطه عطف بازيگري کيون ميري به شمار مي رود.به جز جواهري در قصر و افسانه جومونگ کيون ميري در ? فيلم سريال ديگر به ايفاي نقش پرداخته که آخرين سريال آن سريال يي سان است که به جاي خود در مورد آن بحث خواهيم کرد.اين بازيگر ?? ساله (متولد ????) همچنان با انرژي به کار خود در بازيگري ادامه مي دهد هرچند کارهاي تبليغاتي نيز در برنامه هاي او وجود دارد.

نام :کیون میری / Kyun Mi Ri / Kyeon Mi Ri

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 19 سپتامبر 1964

محل تولد : کره جنوبی

سن : 44 سال

سریال های تلویزیونی :

Golden Bride (SBS, 2007)
The Book of Three Han (MBC, 2006)
Sad Goodbye (KBS2, 2005)
Dae Jang Geum (MBC, 2003)
All About Eve (MBC, 2000

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 14:9 | |

مطالب و عکس های جالب و خواندنی و دیدنی از سریال متشکرم

 مطالب و عکس های جالب و خواندنی و دیدنی از سریال متشکرم

يك داستان عاشقانه براي بزرگسالان

چندي است كه سريالي با نام «متشكرم» از شبكه تهران پخش مي‌شود كه از يك سو به‌دليل عنوان جالبش و از سوي ديگر به خاطر موضوع خانوادگي‌اي كه دارد، مخاطبان بسياري را پاي تلويزيون نشانده

به‌طوري كه تكرار اين سريال برخلاف سريال‌هاي ديگر در دو روز هفته يعني روزهاي شنبه و چهارشنبه پخش مي‌شود. به‌نظر مي‌رسد، اين حركت شبكه تهران در ادامه پخش سريال‌هاي هر شب يا يك شب در ميان باشد، چون «متشكرم» در حقيقت يك بار دو شنبه پخش مي‌شود. به ويژه آنكه مدتي است علاقه‌مندان سريال‌هاي آسياي شرقي بيشتر شده و شايد بتوان گفت كه به نوعي اين سريال‌ها بهترين گزينه براي پخش در سيماي جمهوري اسلامي ايران است چرا كه به‌نظر مي‌رسد اين سريال‌ها در زمان پخش كمتر نياز به حذف و اضافه داشته باشند يا حداقل حساسيت در مورد لباس بازيگران كمتر است. به عنوان نمونه از اين سريال‌ها مي‌توان به «امپراتور دريا»، «تاجر پوسان» و «افسانه جومونگ» اشاره كرد كه با توجه به ويژگي مجاورت و نزديكي به ايران، در جلب توجه مخاطبان بسيار موفق بوده‌اند.

سريال «متشكرم» كه در 16 قسمت 45 دقيقه‌اي با نام اصلي «ما آنجا بوديم» در سال 2007 در كره ساخته شد پيش از اين سال گذشته از شبكه‌ ام.‌بي.‌سي پخش شده است و به دليل محبوبيت اين سريال در زمان پخش، كشورهاي انگليس، ژاپن و اسپانيا اين سريال را خريداري و دوبله كردند. فيلمنامه اين سريال را خانم «لي كيانگ هي» نوشته و «جي دانگ» آن را كارگرداني كرده است.

داستان در مورد پزشك حاذق اما مغرور و خودسري به نام« مين كي سو» است كه «جنگ هيوك» نقش آن را بازي مي‌كند. اين دكتر در بيمارستاني مشغول به كار است و به هيچ كس اهميت نمي‌دهد و تنها انساني كه در نظر او مهم و ارزشمند به حساب مي‌آيد نامزد مرده‌اش چاجي‌مين است. «چا‌جي‌مين» قبل از مرگش از دكتر مين كي سو مي‌خواهد كه به خانواده دختري به نام «لي‌بوم» كه بر اثر تزريق خون آلوده به بيماري ايدز دچار شده، كمك كند. مادر اين دختر كه« لي‌يانگ‌شين» نام دارد بسيار اميدوار، سرزنده و مثبت انديش است. آشنايي مين كي سو با اين مادر و دختر باعث تغييرات بزرگي در زندگي او مي‌شود.

سريال «متشكرم» كه در 16 قسمت 45 دقيقه‌اي با نام اصلي «ما آنجا بوديم» در سال 2007 در كره ساخته شد پيش از اين سال گذشته از شبكه‌ ام.‌بي.‌سي پخش شده است و به دليل محبوبيت اين سريال در زمان پخش، كشورهاي انگليس، ژاپن و اسپانيا اين سريال را خريداري و دوبله كردند.

«لي‌كيانگ‌هي» فيلمنامه‌نويس اين سريال در مصاحبه‌اي گفته است كه ساختار اوليه داستان را 3سال در ذهن داشته و هميشه فكر مي‌كرده يك دختر 8ساله كه به ايدز مبتلاست چه حال و احوالي دارد؟ او كه هميشه به‌عنوان يك فيلمنامه‌نويس بادقت و وسواسي شهرت داشته، در نهايت نيز تصميم گرفته داستان اين بيمار را ابتدا با شخصيت‌پردازي يك دكتر به تصوير بكشد.

لي‌كيانگ‌هي از جمله فيلمنامه‌نويسان كره‌اي است كه در نگارش داستان‌هاي عاشقانه و سوزناك مهارت دارد. از جمله كارهاي او مي‌توان به مجموعه‌هاي «متأسفم، دوستت دارم» و «عشق كشنده» اشاره كرد كه همگي با استقبال مخاطبان روبه‌رو شده‌اند.

«لي‌كيانگ‌هي» در مقام فيلمنامه‌نويس معتقد است كه براي نقش اين دكتر هيچ‌كس مناسب‌تر از جنگ هيوك نيست.

اين بازيگر بعد از بازي در چند فيلم و سريال به خدمت ارتش در آمد اما چندي نگذشت كه اخراج شد و دوباره بازيگري را از سر گرفت. او به‌عنوان بازيگر نقش‌هاي عاشقانه شهرت دارد اگر چه نقش او در درام خانوادگي«متشكرم» گاه به كمدي نيز نزديك شده است.

جنگ هيوك درباره بازي در سريال متشكرم مي‌گويد: «من در اين سريال نقش مرد از خود راضي و مغروري را بازي مي‌كنم كه با از دست دادن نامزدش به كشوري بسيار دور از زادگاهش پناه مي‌برد و در آنجا با كمك عشق زن ديگري نسبت به‌خود دوباره به زندگي اميدوار مي‌شود. در حال حاضر از اينكه ارتش را رها كردم بسيار خوشحالم و از جايگاهي كه با بازيگري به دست آوردم راضي‌ام، چون چندي پيش وقتي تمرينات ارتش را مي‌ديدم از اينكه ديگر مجبور نيستم در ارتش باشم بسيار خوشحال شدم.» وي درباره نقش خود در اين سريال مي‌افزايد: «در سريال «متشكرم» سعي كردم به نرمي تغيير اخلاق يك پزشك با كمك عشق و مهرباني را نشان دهم. البته اغلب اتفاقات اين سريال در بيمارستان رخ مي‌دهد اما در حقيقت اين سريال درباره بيماري نيست، بلكه سريالي عاشقانه براي بزرگسالان است.»

جنگ هيوك همچنين مي‌گويد: «مردم فكر مي‌كنند يك پزشك بايد خونسرد و آرام باشد. من هنگام پذيرفتن اين نقش خيلي تلاش كردم تا بفهمم كه آيا يك پزشك بايد رفتاري آرام داشته باشد؟ يعني اين ويژگي لازمه كار پزشك است يا او مي‌تواند به گونه ديگري باشد؟ به هر حال در جريان سريال معني احساسات عاشقانه يك پزشك را كشف كردم.»

جنگ هيوك در سال 1976 در شهر پوسان كره جنوبي به دنيا آمد و به‌عنوان بازيگر و خواننده شهرت دارد. او پيش از سريال متشكرم در بيش از 20 فيلم و سريال بازي كرده و جوايز بسياري را به دست آورده است. هيوك براي بازي در فيلم كمدي توفان زده كه سال 2004 پخش شد، در آسياي شرقي محبوب شد. از ديگر كارهاي او مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: «لطفا به من انگليسي ياد بده»، «آتشفشان بلند»، «توالت عمومي» و «رقص اژدها».

«گانگ هيو جين» كه در اين سريال نقش لي‌يانگ‌شين را بازي مي‌كند، سال 1980 در سئول به دنيا آمد و تاكنون بيش از 10 فيلم و سريال بازي كرده است.

بازيگران نقش‌هاي اصلي اين سريال در كره‌جنوبي محبوبيت زيادي دارند و بازي در سريال «متشكرم» نيز براي آنها افتخاراتي را به همراه داشته است. جنگ هيوك براي بازي در سريال «متشكرم» جايزه طلايي بازيگري سريال‌هاي تلويزيوني را به دست آورد و «گانگ‌هيوجين» نيز به‌عنوان بهترين بازيگر زن اين سريال شناخته شده است. او پيش از اين در سريال‌هاي «عشق بدون آرزو»، «سلام معلم من»، «روزهاي عالي»، «خانواده عجيب و غريب من» و... بازي كرده است. از فيلم‌هاي «گانگ هيو جين» نيز مي‌توان به «من اين را همين شكلي دوست دارم»، «سربازان بهشتي» و «يك روز با پسرم» اشاره كرد.نقش دختر 8 ساله مبتلا به بيماري ايدز را نيز «سئو‌شين‌اي» بازي مي‌كند كه به خوبي از عهده اين نقش برآمده است.

در حقيقت داستان سريال «متشكرم» مي‌خواهد شيوه برخورد انسان‌ها با يكديگر و چگونگي روبه‌رو شدن با مشكلات را در قالب يك درام خانوادگي نشان دهد؛ آدم‌هايي كه نه بد مطلقند و نه خوب و بي‌عيب و نقص به‌نظر مي‌رسند. اين سريال سعي كرده با تكيه بر مفاهيم انساني و به تصويركشيدن مشكلات زندگي يك عده نظير فقدان همسر، رويارويي با بيماري، ارتباط با ديگران و...توجه مخاطب را جلب كند. البته تاكنون تنها چند قسمت اول اين سريال از شبكه تهران پخش شده و هنوز اتفاق تكان دهنده‌اي در سريال رخ نداده است و هنوز پدر اين دختر 8 ساله وارد ماجرا نشده تا شكل داستان را تغيير دهد!

 

  

و....

 


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 14:3 | |

عکس ها و بیوگرافی سوسانو (سوسونو)با بازی هان هی جین

عکسها و بیوگرافی سوسانو (سوسونو) با بازی هان هی جین

 
 

 
بیوگرافی شخصیت سوسونو /سوسانو در سریال افسانه جومونگ با بازی هان هی جین

نام : هان هی جین / Han Hye-Jin

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 27 اکتبر 1981

سن : 27 سال

قد : 165cm

وزن : 47kg

محل تحصیل : دانشگاه هنر سئول


سریال های تلویزیونی هان هی جین :

Jumong (MBC, 2006)
Be Strong, Geum-soon! (MBC, 2005)
Heroes (MBC, 2004)
You are a Star (KBS, 2004)
New Human Market (SBS, 2004)
Something About 1% (MBC, 2003)
Drama City Sweet 18 (KBS, 2003)
Inspector Park Moon Soo (MBC, 2002)
I Love Hyun-jung (MBC, 2002)
Romance (MBC, 2002)
Friends (MBC, 2002


فیلم های سینمایی هان هی جین :

Dharma 2: Showdown in Seoul 2004


جوایز برنده شده :

2006 MBC Drama Awards: Top Excellence Award
2004 KBS Awards: New Actress Award
 

عکس های سوسونو - هان هی جین

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:57 | |

بیوگرافی شخصیت هموسو در سریال افسانه جومونگ با بازی هو جون هو

بیوگرافی هموسو  با بازی هو جون هو در سریال افسانه جومونگ

بیوگرافی شخصیت هموسو در سریال افسانه جومونگ با بازی هو جون هو

نام : هو جون هو / Huh Joon-ho / Heo Jun-ho 

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 14 آپریل 1964

سن : 44 سال

محل تولد : کره جنوبی

قد : 180cm

وزن : 75kg

خانواده :  همسر او Lee Ha Yan است و یک دختر دارد.

محل تحصیل : دانشگاه هنر سئول


سریال های تلویزیونی هو جون هو :

Jumong -MBC, 2006
Precious Family- KBS, 2004
All In- SBS, 2003
I Love Hyun-jung- MBC, 2002
Hotelier- MBC, 2001
Bad Boys- MBC, 2000
Roses and Bean Sprouts -MBC, 1999
Power of Love- MBC, 1997


فیلم های سینمایی هو جون هو :

Dragon Squad (2005)
Silmido (2004)
Four Toes (2002)
Volcano High (2001)
Libera Me (2000)
Blues (1998)
Last Trial (1998)
Man Who Holds Flowers, A (1997)
Last Short-term Soldier, The (1997)
Partner (1997)
Rocket Has Launched (1997)
Grown-ups Grill the Herring (1996)
Two Men (1996)
Terrorist, The (1995)
My Dad is Bodyguard (1995)
Jamon Jamon Seoul (1994)
Pirate (1994)
Coffee, Copy, Copi (1994)
27 Roses (1992)
Green Sleeves (1991)
Good Morning, President (1989)
Blue (Blue Sketch) - 1986

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:50 | |

بیوگرافی دی سو با بازی کیم سونگ سو

بیوگرافی دی سو با بازی کیم سونگ سو

 



بیوگرافی شخصیت پرنس دی سو  در سریال افسانه جومونگ با بازی کیم سونگ سو

نام : کیم سونگ سو / Kim Sung-soo / Kim Seong-su

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 23 می 1975

محل تولد : کره جنوبی

سن : 33 سال

قد :  185cm

وزن : 77kg

گروه خونی : B


سریال های تلویزیونی کیم سونگ سو :

Bad Love (KBS2, 2007)
My Sister (MBC, 2006)
Lawyers (MBC, 2005)
Stained Glass (SBS/TBS, 2004)
Full House (KBS, 2004)
Say You Love Me (MBC, 2004


فیلم های سینمایی کیم سونگ سو :

Monopoly - 2006
The Red Shoes - 2005
The Sweet Sex And Love - 2003

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:38 | |

عکس های جالب برای چشم های تیزبین !

عکس های جالب برای چشم های تیزبین !

 

 

 

 


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 12:42 | |

ماه هاي تولد افراد مشهور

ماه هاي تولد افراد مشهور

 

-افراد مشهور فروردين ماه: فريدون جنيدي ( شاهنامه‌پژوه و نويسندهٔ ايراني) ، بني صدر (رييس جمهور پيشين ايران) ، علي دايي (بازيكن فوتبال) ، زلمي خليلزاد (نماينده دولت بوش در سازمان ملل با تبار افغانستاني) ، محمد علي فردين (بازيگر ايراني) ، مجيد مجيدي (كارگردان ايراني) ، محمدعلي كشاورز (بازيگر ايراني) ، خسرو شكيبايي (بازيگر ايراني) ، ژاله علو (بازيگر ايراني) ، چارلي چاپلين (هنرپيشه انگليسي)، بيتا فرحي (هنرپيشه ايراني) ، پوران درخشنده (كارگردان ايراني) ، عليرضا افتخاري (خواننده ايراني) ، رخشان بني‌اعتماد (كارگردان ايراني) ، مارلون براندو (هنرپيشه آمريكايي)، يزدان ( شكافنده اتم )؛ بيسمارك (صدراعظم آلمان)، ژوزف پوليتزر (روزنامه نگار آمريكايي)، هنري جيمز (نويسنده آمريكايي)، ونسان ونگوك (نقاش هلندي)، نيكيتا خروشچوف (نخست وزير سابق روسيه) و تنسي ويليامز (نويسنده آمريكايي) ، مريلا زارعي ( هنرپيشه ايراني ) محمد رضا گلزار (هنرپيشه ايراني) ، خشايار اعتمادي (خواننده ايراني)

 

- افراد مشهور ارديبهشت ماه: عمر خيام (رياضيدان و اخترشناس ايراني) ، دكتر محمّد معين (اديب ايراني) ، سيمين دانشور (شاعر ايراني) ، قيصر امين‌پور (شاعر ايراني) ، غلامحسين بنان (خواننده ايراني) ، رهي معيري (شاعر ايراني) ، فريماه فرجامي (بازيگر ايراني) ، پرويز مشكاتيان (نوازنده ايراني) ، اندي (خواننده ايراني) ، آرش لباف (خواننده ايراني) ، رضا عطاران (بازيگر ايراني) ، بهنوش بختياري (بازيگر ايراني) ، آندره آغاسي (تنيسور امريكايي) ، همايون شجريان (خواننده ايراني) ، آتوسا پور كاشيان (استاد بزرگ شطرنج) ، اونوره دوبالزاك (نويسنده فرانسوي)، ويليام شكسپير (نمايشنامه نويس انگليسي)، برتراند راسل (فيلسوف و نويسنده انگليسي)، ولادمير ناباكف (نويسنده روس)، يوهان برامس (آهنگساز آلماني)، سالوادور دالي (نقاش اسپانيايي)، هري ترومن (رئيس جمهور آمريكا)، روبسپير (انقلابي فرانسوي)، كاترين كبير (ملكه روسيه)، اليور كرامول (رهبرانقلابي انگليس)، نانسي عجزم (خواننده لبناني) ، ملكه اليزابت دوم (ملكه انگليس)، هيتلر (ديكتاتور آلماني)، زيگموند فرويد (روانشناس اتريشي)، هنري فوندا (هنرپيشه آمريكايي)، گري كوپر (هنرپيشه آمريكايي) و ارسون ولز (كارگردان آمريكايي) ، سعيد شهروز (خواننده ايراني) ، پويا اميني (بازيگر ايراني) ، جواد كاظميان (فوتباليست ايراني) ، فريدون زندي (فوتباليست ايراني) .

 

- افراد مشهور خرداد ماه: عزت الله انتظامي (بازيگر ايراني) ، ابي (خواننده ايراني) ، احمد ظاهر (مشهورترين خواننده افغانستان) ، محسن مخملباف (كارگردان ايراني) ، محمدرضا شريفي‌نيا (بازيگر ايراني) ، امين حيايي (بازيگر ايراني) ، رضا كيانيان (بازيگر ايراني) ، جواد رضويان (بازيگر ايراني) ، هادي ساعي (قهرمان تكواندو المپيك از ايران) ، شيرين عبادي (وكيل دادگستري ايراني) ، امامعلي حبيبي (قهرمان كشتي ايران) ، فرهاد مجيدي (فوتباليست ايراني) ، سعيد نفيسي (نويسنده و شاعر ايراني) ، عباس يميني شريف (شاعر و اديب ايراني) ، جليل شهناز (نوازنده ايراني) ، محمد محيط طباطبايي (انديشمند و روزنامه نگار ايراني) ، احمدرضا عابدزاده (بازيگر و مربي فوتبال ايراني) ، وحيد طالبلو (فوتباليست ايراني) ، مژده شمسايي (بازيگر ايراني) ، پرستو گلستاني (بازيگر ايراني) ، كمند اميرسليماني (بازيگر ايراني) ، مهناز افشار (بازيگر ايراني) ، مژده شمسايي (بازيگر ايراني) ، شهره لرستاني (بازيگر ايراني) ، والت ويتمن (شاعر آمريكايي)، تامس هاردي (نويسنده انگليسي)، فرنسواز ساگان (نويسنده فرانسويي)، يان فلمينگ (نويسنده انگليسي)، پول گوگن (نقاش فرانسوي)، مريلين مونرو (هنرپيشه آمريكايي) ، جان.اف كندي (رئيس جمهور آمريكا).

 

- افراد مشهور تير ماه: علي حسيني خامنه‏اي (رهبر فعلي ايران) ، علي‌اكبر ولايتي (وزير خارجه پيشين ايران) ، ولاديمير پوتين (رييس جمهور سابق روسيه) ، محمد داود خان (اولين رييس جمهور افغانستان) ، سيمين بهبهاني (شاعر ايراني) ، صمد بهرنگي (نويسنده ايراني) ، صادق چوبك (نويسنده ايراني) ، داود رشيدي (بازيگر ايراني) ، عباس كيارستمي (كارگردان ايراني) ، سهراب شهيد ثالث (كارگردان ايراني) ، ثريا اسفندياري بختياري (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوي) ، روح‌انگيز سامي‌نژاد (اولين هنر پيشه زن ايراني) ، فاطمه گودرزي (بازيگر ايراني) ، شادي پريدر (نخستين استاد بزرگ شطرنج بانوان ايران) ، بي نظير بوتو (نخست وزير پيشين پاكستان) ، محمود فكري (فوتباليست ايراني) ، عباس مرادي (دروازه بان بزرگ ايران)، مصطفي رحماندوست (شاعر ايراني) ، نسرين مقانلو (بازيگر ايراني) ، سحر ولد بيگي (بازيگر ايراني) ، هديه تهراني (بازيگر ايراني) ، رضا شفيعي جم (بازيگر ايراني) ، گلشيفته فراهاني (بازيگر ايراني) ، وحيد هاشميان (فوتباليست ايراني) ، نيوشا ضيغمي (بازيگر ايراني) ، الناز شاكردوست (بازيگر ايراني) ، ارنست همينگوي (نويسنده آمريكايي)، آن ليندبرگ (نويسنده آمريكايي)، ژان كوكتو (نويسنده فرانسوي)، هلن كلر (نويسنده آمريكايي)، مارك شاگال (نقاش روس)، رامبراند (نقاش هنلدي)، مارسل پروست (نويسنده فرانسوي)، اينگمار برگمن (نويسنده و كارگردان سوئدي)، لويي آرمسترانگ (نوازنده جاز آمريكايي)، راكفلر (سرمايه دار آمريكايي)، ژوليوس سزار (سردار روم)، جان گلن (فضانورد آمريكايي)، جينالو لوبريجيدا (هنرپيشه ايتاليايي) و هنري هشتم (پادشاه فرانسه).

 

- افراد مشهور مرداد ماه: محمود دولت‌آبادي (نويسنده ايراني) ، علي حاتمي (كارگردان ايراني) ، انوشيروان روحاني (آهنگساز ايراني) ، عارف عارف‌كيا (خواننده ايراني) ، شقايق فراهاني (بازيگر ايراني) ، حسن جوهرچي (بازيگر ايراني) ، داريوش فرضيايي"عمو پورنگ" (بازيگر ايراني) ، منيرو رواني‌پور (نويسنده ايراني) ، امين تارخ (بازيگر ايراني) ، پوپك گلدره (بازيگر ايراني) ، رضا صادقي (خواننده ايراني) ، مهدي مهدوي كيا (فوتباليست ايراني) ، محمد خاني (استاد اينترنت)، داريوش ارجمند (بازيگر ايراني) ، امين زندگاني (بازيگر ايراني) ، آلدوس هاكسلي (نويسنده آمريكايي)، جورج والتر اسكات (نويسنده اسكاتلندي)، جان گالز ورثي (نويسنده آمريكايي)، جورج برنارد شاو (نويسنده انگليسي)، دوروتي پاركر (نويسنده انگليسي)، كارل گوستاو يونگ (روانشناس سوئيسي)، آلفرد هيچكاك (كارگردان انگليسي)، موسيليني (ديكتاتور ايتاليايي)، فيدل كاسترو (رهبر انقلابي كوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسيل بال (كمدين آمريكايي).

 

- افراد مشهور شهريور ماه: روح‌الله مصطفوي موسوي خميني (رهبر پيشين ايران) ، اكبر هاشمي رفسنجاني(رييس جمهور پيشين ايران) ، مرتضي آويني (نويسنده و كارگردان مستند ايراني) ، دميتري مدودف (رييس جمهور روسيه) ، احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزين افغانستان) ، تهمينه ميلاني (كارگردان ايراني) ، فريدون مشيري (شاعر ايراني) ، غلامرضا تختي (ورزشكار ايراني) ، عهديه (خواننده ايراني) ، قادر ميزباني (قهرمان دوچرخه سواري ايران) ، عليرضا دبير (قهرمان كشتي ايران) ، مهدي شجاعي (نويسنده ايراني) ، هوشنگ مرادي كرماني (نويسنده ايراني) ، كيومرث صابري فومني (طنز نويس ) ، اكبرعبدي (بازيگر ايراني) ، پارسا پيروز فر (بازيگر ايراني) ، امين زندگاني (بازيگر ايراني) ، نيكي كريمي (بازيگر ايراني) ، حسام نواب صفوي (بازيگر ايراني) ، مجيد صالحي (بازيگر ايراني) ، امير تاجيك (بازيگر ايراني) ، جواد نكونام (فوتباليست ايراني) ، حسين پناهي (بازيگر و شاعر ايراني) ، شهلا رياحي (بازيگر ايراني) ، بنيامين بهادري (خواننده ايراني) ، تئودور رايزر (نويسنده آمريكايي)، گوته (شاعر آلماني)، دي.اچ لارنس (داستان نويس انگليسي)، قوام نكرومه (سياستمدار غنايي)، ملكه اليزابت اول (ملكه انگلستان)، جوزف كندي (سياستمدار آمريكايي)، ليندون جانسون (رئيس جمهور آمريكا)، ويليام هوارد تافت (رئيس جمهور آمريكا)، لئونارد برنشتاين (آهنگساز آمريكايي)، اينگريد برگمن (هنرپيشه سوئدي)، سوفيا لورن (هنرپيشه ايتاليايي)، الياكازان (كارگردان آمريكايي)، هنري فورد (مديركارخانه ماشين سازي) و پيتر سلرز (هنرپيشه انگليسي).

 

- افراد مشهور مهر ماه: منوچهر آتشي (شاعر ايراني) ، محمدرضا شَفيعي كَدكَني (شاعر ايراني) ، سهراب سپهري (شاعر ايراني) ، محمد رضا شجريان (خواننده ايراني) ، فرح ديبا (ملكه سابق ايران) ، محمد خاتمي (رييس جمهور پيشين ايران) ، علي پروين (بازيكن و مربي فوتبال ايراني) ، فردريش نيچه (فيلسوف و نويسنده آلماني) ، محمد ظاهرشاه (آخرين پادشاه افغانستان) ، بيل كلينتون (رييس جمهور پيشين آمريكا) ، سامويل خاچيكيان (كارگردان ايراني) ، ابراهيم گلستان (نويسنده و كارگردان ايراني) ، علي مصفا (بازيگر ايراني) ، مهتاب كرامتي (بازيگر ايراني) ، كريس ديبرگ (خواننده ايرلندي) ، پوري بنايي (بازيگر ايراني) ، الهام حميدي (بازيگر ايراني) ، جيمي كارتر (رييس جمهور پيشين آمريكا) ، باران كوثري (بازيگر ايراني) ، عادل فردوسي پور ( مجري تلويزيون ايراني) ، گلي ترقي (نويسنده ايراني) ، تامس ولف (نويسنده آمريكايي)، اسكار وايلد (نمايشنامه نويس ايرلندي)، فردريش نيچه (فيلسوف آلماني)، گراهام گرين (نويسنده انگليسي)، ويليام فاكتر (نويسنده آمريكايي)، يوجين اونيل (نمايشنامه نويس آمريكايي)، تي.سي اليوت (نويسنده انگليسي)، آيزنهاور (رئيس جمهور آمريكا)، جورج.سي اسكات (هنرپيشه آمريكايي)، بريژيت باردو (هنرپيشه آمريكايي)، سر والتر رالي (شاعر انگليسي)، جي.بي راين (روانشناس آمريكايي)، مهاتما گاندي (رهبر ملي هند)، لويي فيليپ (پادشاه فرانسه)، فرانتس ليست (آهنگساز مجار)، مارچلو ماستروياني (هنرپيشه ايتاليايي) و چارلتون هستون (هنرپيشه آمريكايي).

 

- افراد مشهور آبان ماه: محمد حسيني بهشتي (رياست پيشين ديوانعالي ايران) ، علامه اقبال لاهوري (انديشمند و شاعر هندي) ، نيما يوشيج (شاعر ايراني) ، علي تجويدي (موسيقيدان ايراني) ، آيدين آغداشلو (نقاش ايراني) ، بانو دلكش (خواننده ايراني) ، گلبدين حكمتيار (از جنگ سالاران افغانستان) ، فاطمه معتمد آريا (بازيگر ايراني) ، آتنه فقيه نصيري (بازيگر ايراني) ، مريم حيدر زاده (شاعر ايراني) ، ويشكا آسايش (بازيگر ايراني) ، علي كريمي (فوتباليست ايراني) ، شيلا خداداد (بازيگر ايراني) ، ستار (خواننده ايراني) ،احسان خواجه‌اميري (خواننده ايراني) ، اميد تاجيك (بزرگترن تاجر ايراني)، فرانسوا ميتران (رييس جمهور پيشين فرانسه ) ، ماري كوري (دانشمند فرانسوي) ، سالك (ميكروبيولوژيست آمريكايي)، پابلو پيكاسو (نقاش اسپانيايي)، جورج.سي اليوت (نويسنده انگليسي)، اينديرا گاندي (رهبرملي هند)، جواهر لعل نهرو (رهبرملي هند)، ماري آنتوانت (ملكه فرانسه)، مارتين لوتر (كشيش آلماني بنيانگذار مذهب پروتستان)، رابرت كندي (سناتور آمريكايي)، چيانگ كاي چك (رهبرچين)، تئودور روزولت (رئيس جمهور آمريكا)، شارل دوگل (ژنرال فرانسوي) و ريچارد برتون (هنرپيشه انگليسي).

 

- افراد مشهور آذر ماه: داريوش مهرجويي (كارگردان ايراني) ، علي شريعتي (انديشمند و متفكر ايراني) ، جمشيد مشايخي (بازيگر ايراني) ، مهتاب نصير پور (بازيگر ايراني) ، داريوش فرهنگ (كارگردان و بازيگر ايراني) ، محمدتقي بهار (شاعر و سياستمدار ايراني) ، جلال آل‌احمد (نويسنده ايراني) ، لاله اسكندري (بازيگر ايراني) ، بهاره رهنما (بازيگر ايراني) ، اميد زندگاني (بازيگر ايراني) ، ناصر حِجازي ( بازيكن و مربي فوتبال) ، بهاره رهنما (بازيگر ايراني) ، علي صادقي (بازيگر ايراني) ، مارك تواين (نويسنده آمريكايي)، بتهوون (آهنگساز آلماني)، جان آزبرن (نويسنده انگليسي)، وينستون چرچيل (نخست وزير انگليس)، والت ديسني (تهيه كننده فيلم هاي كارتون آمريكايي)، فرانك سيناترا (هنرپيشه آمريكايي)، پاپ ژان پل سيزدهم (رهبر كاتوليك هاي جهان) و جان ميلتون (شاعر انگليسي).

 

- افراد مشهور دي ماه: فردوسي (بزرگترين حماسه سرايي تاريخ) ، ارد بزرگ (انديشمند و متفكر ايراني) ، ايرج جنتي عطايي (شاعر ايراني) ، جبران خليل جبران (انديشمند و شاعر لبناني) ، فروغ فرخزاد (شاعر ايراني) ، حامد كَرزي (رييس جمهور افغانستان) ، حسين الهي قمشه‌اي (سخنور و نويسنده ايراني) ، احمد محمود (نويسنده ايراني) ، كتايون رياحي (بازيگر ايراني) ، كريستين امانپور (گزارشگر تلويزيوني در آمريكا از تبار ايراني) ، ترانه عليدوستي (بازيگر ايراني) ، فريبا كوثري (بازيگر ايراني) ، ناصر عبداللهي (خواننده ايراني) ، ماهايا پطروسيان (بازيگر ايراني) ، حديث فولادوند (بازيگر ايراني) ، افسانه بايگان (بازيگر ايراني) ، مريم زندي (عكاس ايراني) ، رامبد جوان (بازيگر ايراني) ، محمد رضا فروتن (بازيگر ايراني) ، فرهاد مهراد (خواننده ايراني) ، رضا رويگري (خواننده ايراني) ، بهرام بيضايي (كارگردان ايراني) ، رزيتا غفاري (بازيگر ايراني) ، ژاندارك (زن انقلابي فرانسوي)، روديارد كيپلينگ (نويسنده انگليسي)، لويي پاستور (شيميدان فرانسوي)، ادگار آلن پور (نويسنده آمريكايي)، كارل سند برگ (شاعر آمريكايي)، آلبرت شوايتزر (پزشك و فيلسوف فرانسوي)، يوهان كپلر (ستاره شناس آلماني)، بنجامين فرانكلين (نويسنده و سياستمدار آمريكايي)، مائوتسه تونگ (رهبر انقلابي چين)، هنري ظميلر (نويسنده آمريكايي)، ايزاك نيوتن (دانشمند انگليسي)، ريچارد نيكسون (رئيس جمهور سابق آمريكا)،مارتين لوتركينگ (رهبرسياهان آمريكا)، اواگاردنر (هنرپيشه آمريكايي) و همفري بوگارت (هنرپيشه آمريكايي).

 

- افراد مشهور بهمن ماه: خسرو گلسرخي ( شاعر و مبارز ايراني) ، صادق هدايت (نويسنده ايراني) ، سيروس قايقران (فوتباليست ايراني) ، محمود فرشچيان (مينياتوريست ايراني) ، علي نصيريان (بازيگر ايراني) ، عليرضا خمسه (بازيگر ايراني) ، عليرضا عصار (خواننده ايراني) ، تورج نگهبان (ترانه سراي ايراني) ، عليرضا عصار (خواننده ايراني) ، افشين قطبي (مربي فوتبال ايراني) ، احسان حدادي (پرتاب‌گر ديسك ايراني)، شهاب حسيني (بازيگر ايراني) ، سميرا مخملباف (كارگردان ايراني) ، رويا نونهالي (بازيگر ايراني) ، دميتري مندليف (شيميدان روس) ، شَهرنوش پارسي‌پور (نويسنده ايراني) ، بزرگ علوي ( نويسنده ايراني) ، اديسون (مخترع آمريكايي)، گاليله (دانشمند ايتاليايي)، حسن اعرابي (پويا)، فرانسيس بيكن (فيلسوف انگليسي)، چارلز داروين (طبيعيدان انگليسي)، لنگستن هيوز (نويسنده آمريكايي)، سامرست موآم (نويسنده انگليسي)، چارلز ديكنز (نويسنده انگليسي)، پرلمان (نويسنده آمريكايي)، پل نيومن (هنرپيشه آمريكايي)، كيم نواك (هنرپيشه آمريكايي)، كلارك گيبل (هنرپيشه آمريكايي)، جيمز دين (هنرپيشه آمريكايي)، فرانكلين روزولت (رئيس جمهور سابق آمريكا)، آبراهام لينكلن و رونالد ريگان(روساي جمهور سابق آمريكا) ، ملك عبدالله دوم (پادشاه اردن) .

 

- افراد مشهور اسفند ماه: رضا شاه (بنيانگذار دودمان پهلوي ايران) ، آيت‌الله محمود طالقاني (فعال سياسي ايراني) احمد خميني (فرزند رهبر پيشين ايران) ، ميخائيل گورباچف (آخرين رييس جمهور شوروي) ، پروين اعتصامي (شاعر ايراني) ، هوشنگ ابتهاج (شاعر ايراني) ، مرجانه گلچين (بازيگر ايراني) ، ليلا فروهر (خواننده ايراني) ، عمران صلاحي (نويسنده ايراني) ، ميكل آنژ (نقاش ايتاليايي)، ريمسكي كرساكف (آهنگساز روسي)، فردريك شوپن (آهنگساز فرانسوي)، اوگوست رنوار (نقاش فرانسوي)، جان اشتاين بك (نويسنده آمريكايي)، ادوارد آلبي (نمايشنامه نويس آمريكايي)، اليزابت تيلور (هنرپيشه آمريكايي)، جورج واشنگتن (رئيس جمهور سابق آمريكا) ، ويكتور هوگو (نويسنده فرانسوي) ، ايرج نوذري (بازيگر ايراني) ،آندرانيك تيموريان

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 12:39 | |

خلاصه قسمت پنجم سریال جومونگ

خلاصه قسمت پنجم سریال جومونگ

 

ملکه از پسراش میپرسه مگه نگفته بودین که اون مرد ؟ یونگ پو هم میگه من خودم با دوتا چشمام دیدم که اون افتاد تو باتلاق هیچ راهی وجود نداشت که اون بتونه از اونجا زنده بیرون بیاد نگران نباش مادر … دفعه بعد … ملکه هم میگه اگه میخواین بکشینش باید خودتون اینکار رو بکنید ملکه به تسو میگه با اینکه همه فکر میکنن تو ولیعهد خواهی شد ولی تمام این ها به خاطر اینه که تو از بقیه بزرگتری و در واقع تو هنوز ولیعهد نشدی تا زمانی که رسما به مقام ولیعهد منسوب نشدی در این مقام نیستی هیچ کس نمیدونه که عالیجناب چه کسی رو به عنوان ولیعهد انتخاب میکنه و ممکنه جومونگ ولیعهد بشه … تو باید توجه پدر رو به خودت جلب کنی ! فهمیدی چی میگم ؟ تسو : بله

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a.jpg

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-1.jpg

یونگ پو و تسو درباره کشتن جومونگ حرف میزنن و یونگ پو میگه این کار رو به من بسپار تسو هم میگه نباید دوباره اشتباه کنیم به موقع از شر اون خلاص میشیم فعلا باید بدونیم که تنها خطری که میتونه ما رو به دردسر بندازه آشکار شدن حقیقته ببین جومونگ چیکار میکنه و به من گزارش بده یونگ پو هم میگه همونطور که گفتی عمل میکنم !

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-2.jpg

یوها به جومونگ میگه من هرگز سعی نکردم تو رو مثل یه مرد بار بیارم با اینکه یه پرنس بودی هنر های رزمی هم بهت یاد ندادم ! از سیاست هم چیزی بهت یاد ندادم می دونی چرا ؟

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-4.jpg

جومونگ : از زمان کودکیم شاهد بودم که چقدر به خاطر حسادت ملکه زجر کشیدید حتی قلدری برادران تسو و یونگ پو رو هم تحمل کردم در همان کودکی فهمیدم که این سرنوشت ما بوده به همین خاطر هم مثل یه ترسو رفتار کردم همیشه ساده لوحانه رفتار کردم تا همه مثل یه احمق با من رفتار کنند و بهم توجه نکنند

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-5.jpg

یوها میگه گفتی که منظورم رو فهمیدی اما این تمام موضوع نبود درسته که ما تمام عمر زیر سایه بقیه زندگیمون رو گزراندیم اما دیگه نباید اینطوری زندگی کنیم من کاری میکنم که تو ولیعهد و در نهایت جانشین پادشاه بشی تو باید ولیعهد بشی !

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-6.jpg

جومونگ: اما جطور ممکنه ؟ برادر تسو ولیعهد هست نه من

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-7.jpg

یوها : تنها دلیلی که همه فکر کنن که اون ولیعهد اینه که تسو برادر بزرگ است. ولیعهد واقعی و جانشین پادشاه باید بتونه مساعدت پادشاه رو جلب کنه و طی یه مراسم رسمی به عنوان ولیعهد انتخاب بشه تو باید پادشاه بشی و یک کار ناتموم رو به اتمام برسونی برای به انجام رسوندن این کار

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-8.jpg

جومونگ : این کار مهم چی هست ؟

یوها : به موقع خواهی فهمید. از آنجا که ملکه ، تسو و یونگ پو قصد دارن به تو آسیب بزنند تو باید یاد بگیری که چطور از خودت محافظت کنی

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-9.jpg

یوها هم به خدمتکارش ( مودوک ) میگه که یه نفر برای آموزش به جومونگ میخوان و اینکه کسی در قصر نباید بفهمه و هویت ما باید پنهان بمونه و …

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-10.jpg

روز بعد جومونگ و یوها به محل میرن و کسی که قراره به جومونگ مهارت های رزمی یاد بده میاد !!!

مودوک  میگه این برادر منه و اسمش موسانگ هست یوها هم میگه تو الان چکار میکنی ؟

موسانگ : من مسئول زندان هستم ! یوها به جومونگ میگه : تو باید هنر های رزنی رو یاد بگیری کسان زیادی مراقب تو هستند پس باید در خفا این امور رو یاد بگیری

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-12.jpg

مودوک به برادرش میگه که تو میتونی تقدیرت رو عوض کنی پس کارت رو خوب انجام بده موسانگ هم میگه اون کیه ؟ والدینش کی هستند ؟ مودوک هم میگه اون پسر یه نجیب زادست ! و به موسانگ کمی پول میده و اونا میرن

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-13.jpg

موسانگ به جومونگ میگه قبل از شروع شرایطی هست که باید قبول کنی. من میدونم که شما یه نجب زاده ای اما الان من ارباب تو هستم منظورم اینه که اخلاق من خیلی تنده به محض اینکه عصبانی بشم میزنه به سرم.  جومونگ : مقام و رتبه مهم نیست تا زمانی که به من آموزش رزمی میدی ارباب من خواهی بود هر کاری که بگی میکنم  موسانگ : چی باید صدات کنم ؟ جومونگ هم میگه به من بگو چومو !!!

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-14.jpg

موسانگ : دستات رو بیار بیرون. دستات مثل دختر ها میمونه ! من میرم به خونه تا یه چیزی بخورم و تو باید بری بالای اون کوه و برگردی ! با این دستهایی که تو داری حتی نمیتونی شمشیر دستت بگیری باید اول بدنت رو قوی کنیم و سعی نکن به من کلک بزنی !!!

جومونگ هم میره بالای کوه و برمیگرده پایین البته نه به این راحتی که من گفتم !!!

جومونگ برمیگرده به قصر و به مودوک میگه موسانگ برادر توست ؟ مودوک : بله - جومونگ هم میگه در کارش مهارت داره ؟ مودوک: بله، چرا می پرسید ؟ جومونگ: برای اینکه نمیتونم باور کنم ! به نظر من یه آدم همیشه مست و احمق میاد واقعا میتونم ازش چیزی یاد بگیرم ؟ مودوک : اون در هنر های رزمی مهارت بالایی داره زمانی جزو گارد سلتنطی بود ! میتونی بهش اعماد کنی ! جومونگ: بسیار خوب

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-16.jpg

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-17.jpg

جومونگ میاد سراغ موسانگ و بهش میگه امروز باید چگار کنم ؟ اونم میگه چرا دوباره از کوه بالا نمیری ؟

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-18.jpg

موسانگ هم دراز میکشه و جومونگ عصبانی میشه و میگه تمام کاری که تو یه ماه گذشته انجام دادم این بود که تا نوک کوه برم و برگردم پس کی میخوای به من هنر های رزمی یاد بدی؟ اصلا میتونی بهم یاد بدی ؟ دیگه نمیوتنم بهت اطمینان کنم موسانگ هم میگه ظاهرا اخلاقت هم مثل دختراست ! پرسیدی که آیا توان آموزش دادن به تو رو دارم ؟ دنبالم بیا

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-19.jpg

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-20.jpg

موسانگ جومونگ رو به زندان میبره و اونجا رو از قبل هم آماده کرده ( چوب هایی رو از قبل بریده بوده و آماده برای نصف کردن …. )

جومونگ میگه نمیدونستم که اینجا یه زندان وجود داره ! موسانگ هم میگه خود منم قبل از اومدن به اینجا نمیدونستم ! جومونگ میگه جرم زندانی های اینجا چیه ؟ موسانگ: نمیدونم، بعضی از اینها حتی ده بیست سال هست که اینجا هستند هیچکس نه اسمشون رو میدونه و نه اینکه برای چی آوردنشون اینجا. گفتی که میخواهی مهارت من رو ببینی ؟ بسیار خوب بهت نشون میدم

و اون چوب هایی که از قبل آماده کرده بود رو نصف میکنه و … که جومونگ باورش بشه

http://kabloo.files.wordpress.com/2008/10/ju-mong-ep-05-part-a-21.jpg

جومونگ هم با شمشیر چوبی مشغول تمرین میشه اونم به مقدار خیلی زیاد  و شب و روز !

 

و................


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 15:58 | |

زندگینامه باراک اوباما «باراک حسین اوباما»

«باراک حسین اوباما»

 عضو حزب دمکرات و سناتور جوان ایالت «ایلینویز» در انتخابات سراسری آمریکا به عنوان چهل‌وچهارمین رئیس‌جمهوری این کشور برگزیده شد.

اوباما، ۴ اوت 1961 در ایالت هاوایی از پدری کنیایی و سیاهپوست و مادری سفیدپوست اهل ویچیتا ایالت کانزاس متولد شد، اما زمانی گذشته و بالاخره این ازدواج منجر به جدایی شد.

زمانی که او شش ساله بود، مادرش با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده وي، دسته‌جمعی راهی جاکارتا شدند.

بعدها باراک اوباما برای تحصیل بیشتر و زندگی با پدربزرگ و مادربزرگش به هاوایی بازگشت.

وی در ۱۹۸۳، لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین‌الملل را از دانشگاه کلمبیاي نیویورک به دست آورد و پس از آن به شیکاگو نقل مکان کرد.

در سال ۱۹۸۸ پس از چند سال کار در شیکاگو وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد.
اوباما خیلی زود دکترای حقوق خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه ممتاز دریافت کرد.

وی پس از هاروارد به شیکاگو بازگشت و به عنوان یک وکیل حقوق مدنی مشغول فعالیت و عضو هيأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو شد.

اوباما در ۴ ژانویه ۲۰۰۵ وارد سنا شد. با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولاً سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمی‌کنند به کار گرفت.

وی پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرد و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شد.

اوباما در فوریه سال ۲۰۰۷ در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ خواهد بود.

اوباما از نخستین مخالفان سیاست‌ دولت بوش در عراق ‌است.

باراک اوباما و همسرش

باراک اوباما به همراه همسر و فرزندانش

باراک حسین اوباما در حال ترک کاخ سفید بعد از دیدار با بوش

باراک حسین اوباما و پدر بزرگش

 

در 2 نوامبر 2004، او با همسرش میشل و دخترش، در انتظار اعلام نتایج انتخابات مجلس سنا هستند.

 

خانواده اوباما بر روی سن در جشنی بزرگ به مناسبت انتخاب باراک به عنوان تنها سناتور سیاه پوست حوزه انتخابیه خود.

ادامه در ادامه مطلب    حتما بخونید


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:42 | |

مجموعه عکس های زیبا و باور نکردنی از خطای دید در چشم انسان

مجموعه عکس های زیبا و باور نکردنی از خطای دید در چشم انسان


روی علامت مثبت در وسط دايره خیره شوید! دایره چشمک زن را چه رنگی میبینید؟

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

5 ثانیه به این شکل خیره شويد. اگر دیوانه نشدین میبینین که کمانها به تدریج از بین میرن و دوباره به عنوان قطعه ای از یک کمان دیگه شکل می گیرند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 12:56 | |

خلاصه بیوگرافی بازیگران سینمای ایران

پگاه آهنگراني: متولد 63 در تهران. تحصيل در رشته موسيقي را رها كرد و به نمايش رو آورد.
لاله اسكندري: متولد 51 در تهران. ليسانس گرافيك
مهناز افشار: متولد 56 در تهران. ديپلم تجربي
ساره آرين: متولد 59 در تهران.ليسانس ميكروبيولوژي.
پژمان بازغي: متولد 53 در تهران. ليسانس صنايع.
عسل بديعي: متولد 56 در تهران.ليسانس تغذيه.
زيبا بروفه: متولد 54 در تهران. ليسانس حقوق قضايي
ماهايا پتروسيان: متولد 48 در تهران. ليسانس تئاتر.
پارسا پيروزفر: متولد 51 در تهران. ليسانس نقاشي.
هانيه توسلي: متولد 58 در همدان.دانشجوي رشته نمايش نامه نويسي.
هديه تهراني: متولد 51 در تهران.ديپلم.
بهناز جعفري: متولد 53 در تهران. ليسانس ادبيات نمايشي.
رامبد جوان: متولد 50 در تهران.ديپلم.
چكامه چمن ماه: متولد 59 در تهران.ديپلم مجسمه سازي.
ليلا حاتمي: متولد 51 در تهران. تحصيل در مهندسي برق و ادبيات مدرن فرانسه را در سوييس نيمه كاره رها كرد.
مجيد حاجي زاده: متولد 58 در تهران.تحصيل در رشته ميكروبيولوژي را رها كرد و هم اكنون تئاتر مي خواند.
ميترا حجار: متولد 55 در تهران.ديپلم.
امين حيايي: متولد 49 در تهران. تحصيل در رشته كامپيوتر را رها كرد.
شهاب حسيني: متولد 52 در تهران. تحصيل در رشته روانشناسي را رها كرد.
شهرام حقيقت دوست: متولد 51. كارشناس رشته تئاتر.
رضا داوود نژاد:متولد 59 در تهران. تحصيل در رشته حقوق را رها كرد.
سام درخشاني: متولد 59 در تهران.تحصيل در رشته نمايش را رها كرد.
بهرام رادان: متولد 58 در تهران. ليسانس مديريت بازرگاني.
حبيب رضايي: متولد 48 در مشهد. ليسانس مديريت بيمارستان.
بهاره رهنما: متولد 52 در تهران.ليسانس ادبيات فارسي و حقوق قضايي.دانشجوي فوق ليسانس در رشته نمايش.
مريلا زارعي: متولد 53 در تهران. ليسانس مهندسي صنايع قضايي.
فقيهه سلطاني: متولد 53 در تهران.ليسانس ادبيات نمايشي.
رامبد شكرآبي: متولد 51 در تهران. ديپلم رياضي.
رضا شفيعي جم: متولد 50 در تهران. ديپلم.
غزل صارمي: متولد 57 در تهران.ديپلم.
ميلاد صدر عاملي: متولد 61. دانشجوي رشته مهندسي نساجي.
امير حسين صديق: متولد 51 در نيشابور. ديپلم بازيگري.
لادن طباطبايي: متولد 49 در تهران.ليسانس بازيگري.
شبنم طلوعي: متولد 50 در تهران. ديپلم.
پرستو صالحي: متولد 56 در تهران. ديپلم.
رزيتا غفاري: متولد 51 در تهران. ليسانس كارگرداني سينما.
شقايق فراهاني: متولد 51 در تهران. ليسانس نقاشي.
گلشيفته فراهاني: متولد 62 در تهران. دانشجوي رشته موسيقي.
نگار فروزنده: متولد 57 در تهران.ديپلم.
حديث فولادوند: متولد 56 در تهران.فوق ديپلم.
علي قربان زاده: متولد 57 در تهران.ديپلم.
شبنم قلي خاني: متولد 56 در تهران. ليسانس رشته تئاتر.
ترانه عليدوستي: متولد 63 در تهران. ديپلم.
مهتاب كرامتي: متولد 50 در تهران. ليسانس ميكروبيولوژي.
نيكي كريمي: متولد 50 در تهران. ديپلم تجربي.
ماني كسراييان: متولد 55 در شيراز. ليسانس بازيگري.
باران كوثري: متولد 64 در تهران. ديپلم موسيقي.
كامبيز كاشفي: متولد 56 در تهران. ديپلم.
محمد رضا گلزار: متولد 54 در تهران.ليسانس مهندسي مكانيك گرايش سيالات.
پوپك گلدره: متولد 50 در تهران. ليسانس روانشناسي.
سروش گودرزي: متولد 53 در تهران. ليسانس كامپوتر.
لادن مستوفي: متولد 51 در شهسوار. ليسانس كارگرداني.
مرجان محتشم: متولد 48 در تهران.
يكتا ناصر:متولد 57 در تهران.ليسانس مهندسي محيط زيست.
آناهيتا همتي: متولد 52 در تهران. ديپلم.

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 12:27 | |

بیوگرافی بازیگر تقش جومونگ در سریال افسانه جومونگ

 



بیوگرافی شخصیت جومونگ در سریال افسانه جومونگ با بازی سانگ ایل گوک

نام : سانگ ایل گوک / Song Il Gook /Song Il Guk / Song Il Kook /Song Il Kuk

حرفه : بازیگر و مدل

تاریخ تولد : 1 اکتبر 1971

محل تولد : کره جنوبی

سن : 36 سال

قد : 185 سانتیمتر

وزن : 80 کیلو

محل تحصیل: دانشگاه Cheongju

علایق : گلف ، شنا ، اسکی ، دوچرخه سواری کوهستانی ، شمشیر بازی.


سریال های تلویزیونی سونگ ایل گوک :

The Kingdom of The Winds (KBS2, 2008)
Lobbyist (SBS, 2007)
Jumong (MBC, 2006)
Sea God (KBS, 2004)
Terms of Endearment (KBS, 2004)
People of the Water Flower Village (MBC 2004)
Desert Spring (MBC, 2003)
Bodyguard (KBS, 2003)
Royal Story (KBS2 2002)
Hard Love (KBS2 2002)
Album of Love (KBS1, 2001)
All About Eve (MBC, 2001, cameo)
Into the Sunlight (MBC, 1999)
Did We Really Love (MBC, 1999)

فیلم های سینمایی سونگ ایل گوک :

The Art of Seduction (2005)
Red Eye (2004)

جوایز برنده شده :

2006 MBC Drama Awards: Daesang Award
2006 MBC Drama Awards: Top Excellence Award
2005 KBS Acting Awards: Best Actor
2002 KBS Acting Awards: Best New Actor
 
 

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:38 | |

بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو

بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو

 

 


بیوگرافی شخصیت " بانو یوها " در سریال افسانه جومونگ با بازی اه یون سو .

نام : اه یون سو / Oh Yun Soo / Oh Yeon Soo

تاریخ تولد : 27 اکتبر 1971

سن : 37 سال

محل تولد : کره جنوبی

قد : 165cm 

وزن : 43kg

نشان ستاره : عقرب ( برج هشتم )

گروه خونی : o

محل تحصیل: دانشگاه دانکوک

آغاز کار : 1990 MBC


سریال های تلویزیونی اه یون سو :

Bittersweet Life (MBC, 2008)
The Book of Three Han (MBC, 2006)
Sad Goodbye (KBS, 2005)
Second Proposal (KBS, 2004)
Snowman (MBC, 2003)
Law of Marriage (MBC, 2001)
Woman on Top (SBS, 2000)
Love and Success (MBC, 1998)
Shoot Toward Tomorrow (MBC, 1998)
Mother’s Flag (SBS, 1996)
Mangang (SBS, 1996)
War and Love (MBC, 1995)
The Man Worries Me (KBS, 1994)
Endure Sunday (KBS, 1993)
Son and Daughter (MBC, 1992)
Eyes of Dawn (MBC, 1991


فیلم های سینمایی اه یون سو :

The Happenings (1998)
Firebird (1997)
Winter with a Piano (1995)
Rules of the Game (1994)
The General’s Son 3 (1992)
Upstairs Man, Downstairs Woman (1992

 

بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو

بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو

بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو

اینم یک والپیپر زیبا که باید ذخیرش کنید تا با اندازه ی اصلی در کامپیوترتون دیده بشه :


بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو

بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:35 | |

خلاصه قسمت چهارم سریال افسانه جومونگ

خلاصه قسمت چهارم سریال افسانه جومونگ

دیدیم که شاه می خواست به خاطر دختر بازی در قصر و عدم شرکت در مراسم شکرگذاری می خاست جومانگ را بکشه

جومانگ می افته به التماس که شاه جون تو را خدا ببخش بابایی خواهش می کنم منو ببخش من دیگه غلط می کنم نیگاه بد به دختری بکنم چه برسه به اینکه باهاش برم تو انباری و....که ناگهان دل شاه می سوزه و بیخیالش می شه و در عوض بهش می گه تو دلت برای مادرت نسوخت که اینقدر نگرانت بود و....

مامان یوهوا می یاد و می گه شاه جون تو را خدا ما را از قصر بیرون کن این پسر آبروی منو برده ما دیگه نباید تو قصر بمونیم. این پسر لیاقت پرنس بودن را نداره که شاه می گه به خاطر کار بدش 20 ضربه شلاق بهش بزنین



پسر بزرگ شاه که چشم دیدن جومانگ را نداره می یاد جلو و می گه پدر جومانگ باید فردا با ما برای زیارت کمان مقدس بیاد و اگه شلاق بخوره اون نمی تونه بیاد پس خواهشا اونو ببخشین تا وقتی برگشت.(تعجب کردین ..نه!!!!!!)


نخست وزیر و کاهن اعظم که تا حالا 3 درصد حدس می زدن جومانگ از نسل هه مو سو باشه وقتی این کار اونو دیدن به هم می گن اگه پسر هه مو سو بود اینطوری نبود یه شیر بود و یه جورایی برای جومانگ بهتر می شه


مامان ملکه که از کرده پسرش در حمایت از جومانگ کفریه سر اون داد و بیداد می کنه(این بانو چویی نمی خاد ادم شه هنوز حالا هم که ملکه شده هنوز رذله) که پسره می گه من می خام به بهانه کمان مقدس اونو از قصر بکشم بیرون و بکشمش خلاص شدن از اون برای همیشه بهتر از 20 تا ضربه شلاقه که بخوره و اینجاست که مامانی هر هر می زنه زیر خنده (حالا فهمیدین چرا نجاتش داد؟؟؟)


از طرفی جومانگ شرمسار جلوی مامانش داده خجالت می کشه و می گه به خدا می خاستم بیام تو مراسم ییهویی در رومون بسته شد.بعد هم سراغ اون دختره را می گیره که می گن 40 ضربه شلاق خورد و از قصر بیرونش کردن که جومانگ براش ناراحت می شه . مامانی به جومانگ می گه تو باید فردا با برادرانت برای دیدن کمان مقدس به کوهستان بری برو اماده شو اونو ببین و انرپی بگیر و به قول ما ادم شو و برگرد.
کمان مقدس: شئی بسیار مقدس و مهمی برای اهالی بویو (همین اراضیی که جومانگ اینا و خانددان سلطنتی توش هستن) است و به همین خاطر در غاری سعب العبور در کوهستانی سعب العبورتر مخفی شده که پرنس های بویو یی برای اینکه یه پرنس واقعی بشن باید به زیارت اون برن و بهش ادای احترام کنن و برگردن.


فردا صبح جومانگ و پسر ها برای سفر اماده می شن می یان تا از شاه خداحافظی کنن که شاه بهشون می گه شما سفر پر خطری را در پییش دارین به هیچ وجه هوویت خودتونو فاش نکنین و به سلامتی برگردین

در بین راه اون دو پسر دارن نقشه قتل جومانگ را می کشن و این در حالیه که جومانگ با اخلاص تمام داره به اونا خدمت می کنه و حتی اب هم اول به اونا می ده بعد خودش میخوره

به بهانه اینکه جومانگ باید رهبری گروه را به عهده بگیره اونو می فرستن جلو و به یه جایی که باطلاقه راهنماییش می کنن.وقتی اسب جومانگ به باطلاق رسید خودشون فرار می کنن.

جومانگ به باطلاقی می افته که هیشکی نیس به فریادش برسه و در آخرین لحظات زندگی خودش داره به ته باطلاق فرو می ره.

شما ها نمی گین اگه جومانگ بمیره دیگه کارگردان چه خاکی بر سرش کنه و 81 قسمت از کجا بیاره
پس نگران نشین از غیب که خانم و آقایی می رسن و در اخرین لحظه مثل فیلم هندی ها جومانگ را این شکلی از مرداب نجات می دن

آقا پسر به هوش که می یاد یادش می ره داشته می مرده و فک می کنه الان تو قصره مییاد برا این خانوم که ناجی شون بودن لات بازی در بیاره که خانوم حسابی حالش را می گیره

و بعد از اینکه یه دست کتک مفصل به شازده بی دست و پای ما میزنه اونو به عنوان برده با خودش می بره تا بفروشه (از گذاشتن صحنه های کتک خوردن جومانگ به علت جریحه دار شدن روحیه دوستارانش!!!!!! و جلوگیری از ایجاد روحیه خشونت در زنان این مرز و بوم معذوریم)

جومانگ می یاد زرنگ بازی در بیاره و فرار کنه که می گیرن دوباره یه حال اساسی بهش می دن
آخه یکی نیس بگه دست و پا بلوری تو را به لات بازی چه تو برو تو انبار.......

و بهش می گن اگه یه بار دیگه از این غلط ها بکنی ما می دونیم وتو

این خانم دختر یه بازرگان بزرگه که کارشون همه جور تجارتی هست و باتفاق همراهانش برای معامله با یکی از این همین اقوامی که با هم در حال جنگن شمشیر های فولادی آبدیده شده می یارن آخه پاپایی کار داشته دخترش را فرستاده
ولی انصافا دختره خیلی با جربزه و زرنگه که باباش ریاست یه کاروان تجاری را بهش داده(خانوما یه کم یاد بگیرین نصف شوماس چشماشم بادومیه هیکلشم یه صدم شوماس)


آقا جونم براتون بگه اون یارو که خریدار بود می یاد که اینا را بکشه و اموال را غارت کنه که دختره دوباره یه حال اساسی بهش می ده و به مامور امنیتیش می گه همشونو بکش که اون این کار را نمی کنه

در راه بازگشت حرف به حرف می شه و جومانگ هی این ماموره را مسخره می کنه که اونم کفری می شه شمشیرشو می کشه می گه یه کلمه دیگه ... بزنی حالتو می گیرم جومانگ هم می گه دستای منو بستین گنده لات بازی هم در می یارین؟؟؟ اگه راس می گین دستامو باز کنین تا نشونتون بدم....خودمونیم این جومانگ هم جو گرفتدش یکی نیس بگه جوجه برو دونتو بخور خلاصه دختره اونا با یه سرباز زپرتی به مبارزه می کشه و می گه اگه برنده شدی که ازادی ولی اگه باختی دیگه خدا میی دونه که ....

اقا تو کار هی این جومانگه کتک میی خوره تا اینکه دختره می یاد در گوشش می گه هااااااااااااان همین بود این همه هارت و پورت؟؟؟؟ و جومانگ هم یه نموره غیرتی می شه

و پا می شه یه ضربه می زنه یارو بیهوش می شه (نه بابا کم کم دارم بهت امیدوار می شم)

این دو تا شازده هم که جومانگ ما را قتال گذاشتن رسیدن به محل کوهستان مورد نظر ولی هر کاری می کنن نمی تونن رموزی که بهشون دادن را معنی کنن تا مکان کمان را پیدا کنن

از طرفی جومانگ که مبارزه را برد قرار شد بیارنش به کوهستان شی جو که بره کمان را ببینه اونا هم می یارنش اینجا بهش می گن برو

موقع رفتن دختره را می کشه کنار می گه ببین هر چند بابام گفته به کسی نگم من پرنس هستم ولی من دلم تاب نمی یاره و می گم که من پرنس بویو هستم هر موقع به بویو اومدی بیا بهم سر بزن من ازت خوشم می یاد!!!!!!!!!!!! 
دختره هم یه مش متلک بارش می کنه و می گه دیوونه و می ره

وقتی اونا می رن این جومانگ مگه دختره از ذهنش می ره بیرون .. هی فکر می کنه تا یادش می یاد که به اون مرد گفته بود که اسمش سوسونو است

اینم کوه شی جو که در دل این کوه کمان مقدس مخفی شده

این دو تا انگل هم مکان را پیدا کردن و دارن می رن به ملاقات کمان

می رسن به محل کمان مقدس و عباداتشونو انجام می دن و احتراماتشونو می زارن

این پسره می یاد زه کمان را ببنده که هر کاری می کنه نمی تونه خلاصه بیخیال میی شن و می رن

در راه بازگشت می شینن که استراحت کنن و در مورد کاری که با جومانگ کردن صحبت می کنن که جومانگ که پشت همون تخته سنگ خوابیده بود بیدار می شه و می بینه که بععععله این اقایون دارن با هم یه چیزایی می گن
خودشو مخفی می کنه تا اونا برن و بعد می شینه به حال خودش یه شکم سیر ریه می کنه
و تصمیم می گیره در کارش موفق بشه

بلاخره با مکافات فراوون کمان را پیدا می کنه و احترام می زاره

و بر خلاف اون دو تا انگل به راحتی کمان را به زه می کنه (ظاهررا فقط ادم های نیک سیرت می تونن کمان مقدس را بکشن)

تیر را در کمان می زاره و به راحتی می تونه کمان را بکشه ولی کمان می شکنه

پسرها هم بر می گردن و طی یه سناریوی از قبل طراحی شده خودشونو می زن به ننه من غریب بازی و گریه  زاری که جومانگ مرد تا شاه شک نکنه مامان جومانگ اعصابش خورد شاه اعصابش خورد ولی ملکه خوشحال پسراش هم خوشحال

شاه دستور می ده عده زیادی از سربازاش به دنبال جومانگ برن که ملکه می یاد و به کاهن می گه شاه حرف تو را قبول می کنه اونو از پیگیری کار جومانگ نهی کن که اون میی گه من کاهن کذابی نیستم و این کار را نمی کنم

بلاخره سر و کله جومانگ هم در عین تعجب همه پیدا می شه و به دست و پای مامانش می افته

همه برای عبادت خدایان جمع می شن و شاه یکی یکی از پرنس ها می پرسه که چی کار کردن و کمان را دیدن یا نه که جومانگ می گه من ندیدم

مامانی بعدا که می رن خونه سرش داد می زنه که تو به من چرا دروغ گفتی که کمان را دیدی؟؟؟؟

و جومانگ ماجرای شکسته شدن کمان و اینکه برادراش می خاستن بکشنش و ... را تعریف می کنه

در قسمت بعد خواهید دید:

آیا هه مو سو زنده است؟؟؟؟؟

چه کسی شایسته ولیعهدی است ؟؟؟؟

منبع      afsanehjomung.blogfa.com  

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:23 | |

خلاصه قسمت 3 / سه سریال افسانه جومونگ

خلاصه قسمت 3 / سه سریال افسانه جومونگ

 
بعد از جریان آویزون کردن هموسو در شهر و جریان باردار بودن بانو یوها ولیعهد گوم وا پیش شاه میره و ازش اجازه می خواد تا نیرو جمع کنه و هموسو رو نجات بده ولی با مخالفت شاه مواجه میشه . بعد از اون گفتگویی با نخست وزیر داره که متوجه میشه خود شاه یعنی پدرش نقشه گیر افتادن هموسو رو کشیده بود تا از جنگ بین هان و بویو جلوگیری کنه . ولیعهد گیوم وا از این جریان بسیار خشمگین میشه .

در مسیر بردن هموسو به سرزمین هن عده ای سیاه پوش به سربازان حمله می کنند و خیلی هارو می کشند . در بین آنها ولیعهد گوم وا هست که هموسو رو نجات میده و سوار اسب می کنه که با هم فرار کنند ولی به دلیل کور بودن هموسو مسیر اشتباهی رو میره و از هم دور می افتند .



 ناگهان هموسو خودش رو مقابل صخره ای بلند می بینه و با چند تیر کمان از راه دور از پا در میاد و به داخل آب سقوط می کنه .



بعد از این ماجرا مدتی می گذره تا بچه هموسو توسط بانو یوها بدنیا میاد . ولیعهد موقع تولد بچه حضور داره و به بانو یوها پیشنهاد می کنه که بچه رو مثل بچه خودش بزرگ کنه و ازش محافظت کنه ولی بانو یوها مخالفت می کنه که با اصرار ولیعهد گوم وا مواجه میشه .



ولیعهد به دربار میره و به نخست وزیر میگه که بچه ای از بانو یوها بدنیا اومده که بچه خودمه و بزودی اونهارو به قصر منتقل می کنم . نخست وزیر شک می کنه که این بچه بچه هموسو باشه وب رای جلوگیری از خطراتی که در آینده ممکن هست بوجود بیاد دستور قتل بانو و بچش رو میده .



قاتل شب هنگام به مخفیگاه بانو حمله می کنه ولی بانو از دستش فرار می کنه . ولی قاتل که جنرال کل ارتش هست اون رو توی جنگل پیدا می کنه و ضمن افشا کردن کار شاه و بی اطلاعی ولیعهد تصمیم به قتل بانو می گیره . ولی وقتی شمشیرش رو بالا می بره برای اینکه مقابل اراده خداوند ایستاده بود توسط صاعقه ای از آسمان به هلاکت می رسه .



بعد از این ماجرا بانو یوها تصمیمش رو می گیره و برای گرفتن انتقام از قاتلین هموسو با بچش به قصر و پیش ولیعهد می آد و ازش درخواست می کنه که بچش رو که تصمیم داره اون رو جومونگ بنامه مثل بچه خودش بزرگ کنه . گوم وا نیز قول می ده که در بدترین شرایط همیشه از جومونگ محافظت کنه تا بتونه با کمکش نسل هان هارو از بین ببره .



20 سال بعد ......

س بیست سال گوم وا شاه میشه و با جنگ های زیادی که انجام میده قدرت و قلمرو بویو رو 2 برابر می کنه و یک تهدید جدی برای کشور هان به حساب میاد .

در یکی از جنگ ها اعلام میشه که 3 پرنس یعنی دی سو ، یانگ پو و جومونگ به دیدار شاه اومدن .




پرنس  ها اعلام می کنند که برای کمک در جنگ به پدرشون ملحق شدند ولی جومونگ برای یک کار دیگه اومده .... حدس بزنید . اومده که یکی از دخترای خدمتکار قصر رو که بهش علاقه داره ببینه !!

از طرفی دیگه تاجر یون تابال رو می بینیم که برای یک کاروان تجاریش دخترش رو به رهبری تعیین می کنه و کاروانش با رهبری سوسونو دختری که بعدها بیشتر باهاش آشنا می شیم راهی سفر میشه .




جنگ شروع میشه و پرنس دی سو و یانگ پو شروع به نمایش قدرت های رزمیشون جلوی شاه می کنند و یکی یکی کلک دشمنان رو می کنند . عوضش جومونگ اون وسط مثل بزدل ها بالا و پایین میره تا ناگهان یکی اون رو از اسب پایین می اندازه و قصد جونش رو می کنه که ناگهان .... پرنس دی سو برادر ناتنی بزرگش با پرتاب شمشیری جونش رو نجات میده .

جنگ تموم میشه و پرنس ها بر می گردند و زمان برگذاری مراسم شکر گذاری می رسه ولی جومونگ نمی خواد دست از کارهاش برداره . دوباره یه گوشه از قصر جلوی دختررو می گیره و شروع می کنه به مخ زنی !!!



ناگهان در انباری که این دو تا توش بودند بسته میشه اونجا زندونی می شند و جومونگ هم نمی تونه به مراسم برسه ولی از اونجایی که بسیار کار درست و باهوشه می گیره می خوابه و بیخیال همه چیز میشه و مراسم بدون اون برگذار میشه .



نبودن جومونگ خیلی سروصدا می کنه و پرنس یانگ پو پیداش می کنه و با داد و بیداد اون رو پیش شاه گوم وا می بره . شاه وقتی می فهمه که جومونگ همچین کاری کرده به شدت عصبانی میشه و شمشیر می خواد . محافظش سعی می کنه آرومش کنه ولی گوم وا شمشیر رو بزور ازش می گیره و به سمت جومونگ نشونه می ره .



پایان این قسمت

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:10 | |

خوش پوش ترین های دنیا را بشناسید

خوش پوش ترین های دنیا را بشناسید

مجله ونیتی فیر شصت و نهمین لیست سالانه خوش پوش ترین های دنیا را اعلام كرد. در بخش خوش پوش ترین زوج های دنیا، آنجلینا جولی و برد پیت به عنوان خوش پوش ترین زوج 2008 انتخاب شدند. در لیست مجله ونیتی فیر، این زوج برای دومین بار در صدر لیست قرار گرفتند و بر دیوید و ویكتوریا بكام و آشتون كوچر و دمی مور پیشی گرفتند. این مجله نحوه لباس پوشیدن آنجلینا را هنگام بارداری ستایش كرد و به تعداد بیشماری از ظاهر شدن های بی عیب برد پیت بر روی فرش قرمز اشاره كرد

141l3d0.jpg

23syxee.jpg


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:0 | |

اولین تصاویر منتشر شده از اخراجی ها 2

اولین تصاویر منتشر شده از اخراجی ها 2


اولین تصاویر منتشر شده از اخراجی ها 2

اولین تصاویر منتشر شده از اخراجی ها 2


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:57 | |

این عکس می تواند عکس قرن باشد

این عکس می تواند عکس قرن باشد.
 عکس جنین 21 هفته ای به نام ساموئل الکساندر که در داخل رحم مادر احتیاج به عمل جراحی پیدا کرد و اگر از رحم خارج می شد ممکن نبود زنده بماند.
 دکتر برنر جراح این عمل بزرگ بودند و جنین را در داخل رحم مورد جراحی قرار دادند.
 در حین عمل جراحی جنین دست کوچکش را از شکافی که دکتر ایجاد کرده بود بیرون آورد و انگشت پزشک معالجش را فشرد و عکاس این صحنه ناباورانه را در تاریخ ثبت کرد.
 دست پسرک کوچکی که برای حس قدرشناسی از رحم بیرون آمد و انگشت دکتر را به خاطر تشکر، فشرد.

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:46 | |

عکس هایی داغ و دیدنی از بازیگران

عکس هایی داغ و دیدنی از بازیگران

بیتا سحرخیز

سیاوش خیرابی و فاطمه گودرزی

 


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:42 | |

عکس های بازیگر نقش یوزارسیف (یوسف پیامبر) !!

عکس های بازیگر نقش یوزارسیف (یوسف پیامبر) !!

2czcx2u.jpg

عکس های بازیگر نقش یوزارسیف (یوسف پیامبر) !!

29nxovr.jpg

عکس های بازیگر نقش یوزارسیف (یوسف پیامبر) !!

svki7n.jpg

عکس های بازیگر نقش یوزارسیف (یوسف پیامبر) !!

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:35 | |

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin  بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin  بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin  بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin  بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin  بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin  بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin  بازیگر سریال افسانه جومونگ

این سری اول عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin بود بازم براتون عکس میزارم سریال جذاب جومونگ رو حتمآ ببینید

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 23:16 | |

دوبلر های سریال افسانه جومونگ

نام فيلم : افسانه جومونگ
سال توليد : 2004
کارگردان : لی جو هوآن
مدير دوبلاژ : علیرضا باشکندی
سال دوبله : 1387

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 22:56 | |

تصاویر Oh Yeon-soo بازیگر نقش بانو یوها افسانه جومونگ

تصاویر Oh Yeon-soo بازیگر نقش بانو یوهوا افسانه جومونگ:

تصاویر Oh Yeon-soo بازیگر نقش بانو یوهوا افسانه جومونگ

تصاویر Oh Yeon-soo بازیگر نقش بانو یوها افسانه جومونگ

تصاویر Oh Yeon-soo بازیگر نقش بانو یوها افسانه جومونگ

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 22:17 | |

عکس سوسونو بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس سوسونو بازیگر سریال افسانه جومونگ

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 22:3 | |

سریال داستانی حضرت یوسف پیامبر

این سریال که از پروژه‌های تاریخی و عظیم سیما است به داستان پر فراز و نشیب زندگی حضرت یوسف (ع) می‌پردازد و قرار است این سریال 40 قسمتی جمعه‌های هر هفته ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش شود.

 
 
               

لیست تصاویر

اسلاید تصاویر

آفتاب: سریال داستانی « یوسف پیامبر» یکی از عظیم ترین مجموعه‌های تاریخی سیما در سال‌های اخیر، پس ازچند سال تولید، از اول تیر ماه روی آنتن شبکه یک می‌رود.

به گزارش آفتاب، این سریال که از پروژه‌های تاریخی و عظیم سیما است به داستان پر فراز و نشیب زندگی حضرت یوسف (ع) می‌پردازد و قرار است این سریال 40 قسمتی جمعه‌های هر هفته ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش شود.

سریال حضرت یوسف را فرج الله سلحشور کارگردانی کرده‌است و در آن 180 بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر ایران به ایفای نقش پرداخته اند .

حسین پاک نیت، کتایون ریاحی، جعفردهقان، زهرا سعیدی، کوروش زارعی، فرشته سرابندی و... تعدادی از این بازیگران هستند که درطول دو سال نقش‌های مختلف این سریال را جان بخشیده‌اند.

این سریال از خرداد سال 83 در دکورهای پیش ساخته در اطراف تهران جلو دوربین مرحوم رسول احدی رفت و سال گذشته آماده نمایش شد.

سریال حضرت یوسف از تولیدات سیما فیلم است و پخش آن تا پایان سال ادامه خواهد یافت.

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:47 | |

فهرست بازیگران سریال جومونگ بهمراه عکس

فهرست بازیگران سریال جومونگ بهمراه عکسشون. امیدوارم استفاده کنید .


Casts:

Song Il-gook
Song Il-gook as Ju-mong

Han Hye-jin
Han Hye-jin as So Seo-no

Kim Seung-soo
Kim Seung-soo as Prince Dae-so

Heo Joon-ho
Heo Joon-ho as Hae Mo-Su

Oh Yeon-soo
Oh Yeon-soo as Lady Yoo-Hwa

Kyeon Miri
Kyeon Miri as Queen Hwang-hu

Jeon Kwang-ryeol
Jeon Kwang-ryeol as King Geum-Wa

Song Ji-hyo
Song Ji-hyo as Lady Ye So-ya

Park Tam Hee
Park Tam Hee as Yang Seolran

Bae Soo Bin
Bae Soo Bin as Sayong

Lee Kye-in
Lee Kye-in as Mo Pal-mo

Park Nam Hyun
Park Nam Hyun as Na-ro =Prince Dae-so’s loyal subject

Jin Hee-kyeong
Jin Hee-kyeong as Sorceress Yeo Mi-eul

Lee Jae-yong a
Lee Jae-yong(a) as Prime Minister Bu Deok-bul

Ahn Jeong-hoon
Ahn Jeong-hoon

Jeong Ho-bin
Jeong Ho-bin (???) as Woo-tae

Yoon Dong-hwan
Yoon Dong-hwan as Yang-jung

Song Ok-sook
Song Ok-sook

Bae Do-hwan
Bae Do-hwan

Im So Young
Im So Young as Bu Yeong

Yeo Ho Min
Yeo Ho Min as Oi

Others:

Lee Sang Yi
Won Ki Joon as Prince Young-po
Kim Byung Ki as Yuntabal (So Seo-no’s Dad)
Ha Yong Jin
Kim Suk as Ohnjo
Ahn Jung hoon as Mari
Im Dae Ho as Hyoppo
Suh Bum Sik as Mu-kol
Kim Min Chan as Muk-geo
Cha Kwang Soo as Je-sa
Kang Eun Tak as Chan-soo
… as Musong
… as Bubunno
… as Yuri

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:23 | |

عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ

 

عکس های بازیگران سریال جومونگ

 

عکس های بازیگران سریال جومونگ

jumong-fun2

عکس های بازیگران سریال جومونگ

jumong-fun1

عکس های بازیگران سریال جومونگ 

Jumong

عکس های بازیگران سریال جومونگ

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:16 | |

خلاصه قسمت دوم سریال افسانه جومونگ

گروه سوار نظام به دنبال هائه مو سو همه جا را می گردند تا به قبیله هابیک می رسند رییس سربازا از بانو یوهوا که دختر رییس قبیله باشن و مشکوک می زنه که یه مرد نامحرم را مخفی کرده بوده سوالاتی می کنن.و وقتی مطمئن می شن اون هائه مو سو بوده کل قبیله هابیک از جمله ددی دختره را قتل عام می کنن

 

 


اینم نمونه ای از کشت و کشتارشون

همه را می کشن و دختره را هم به اسارت می برن تا گردن بزنن. این شازده را که می شناسین؟؟ بله پسر اون یکی رییسه که دوست هائه باشه می یاد می بینه هابیکی ها را کلا کشتن وقتی پرس و جو می کنه می گن سواره نظام های نامرد به خاطر اینکه اونا به هائه موسو پناه دادند همه را قتل عام کردند.


هائه که فرار کرده بود در راه می ره آب بخوره که رییس یه قبیله اونو می بینه(از بس تو این فیلم قبیله زیاده منو از گفتن اسم همه قبیله ها معاف کنین) که اون از هائه خوشش می یاد و به چادر خودش دعوتش می کنه

زن طرف هم حامله است و رییسه خیلی حال می کنه بعده این همه دختر خدا یه پسر کاکل زری بهش بده به همین خاطر خیلی ناز زنه را می کشه


با هائه همغذا می شن و مشروب هم می خورن تا اینکه زنه ییهویی از کشته شدن کل قبیله هابیک می گه که هائه را شکه می کنه

یو وا هم به خاطر پناه دادن به مجرم به مرگ محکوم می شه و می برننش تا تو پایتخت اعدامش کنن تا برا همه درس عبرت شه


هائه که خودشو مسئول جنایت سواره نظام می دونه خیلی دلش گرفته

شازه هم تو راه بانو یووا را می بینه که دارن به اسارت می برن


بانو را مثل مزبله رها کردن تو آشغال دونی که شازده اینا می یان اونو نجات می دن

هائه که می خاد خودشو به پایتخت برسونه و راهی جز همراهی با این کاروان نمی بینه از اونا می خاد که در قبال کار براشون اونو با خودشون ببرن که اون رییسه قبول می کنه


شازده هم که بانو را به قصرشون آورده ازش پرستاری می کنه تا به هوش بیاد

رییسه فهمیده که اون مرد هائه مو سو است و می خاد تا به پاتخت رسید پول خوبی از دادن اون به حکومتی ها در بیاره


دزد ها به قبیله همینایی که هائه باشونه حمله می کنن که هائه بد جور اونا را تار و مار می کنه و رییسه خیلی ازش خوشش می یاد.

زن رییس هم می زاد ولی اینبار هم دخترررررررررررررررر


و بلاخره کاروان به پایتخت می رسن

رییسه برای دیدن بزرگای شهر به مقر حکومت می ره و معاملاتشو انجام می ده اولش به قصد تحویل هائه می ره ولی دلش نمی یاد اونو تحویل بده اخه کمکشون کرده و اونا را از مرگ نجات داده


می یاد و به هائه می گه من می دونم تو هائه هستی و... و خلاصه می گه ما نمک گیر شدیم دلم نمی یاد تحویلت بدم از اینجا برو

خدافظی می کنه و می ره


از طرفی کاهن که بانو یووا را تو قصر دیده فک می کنه ششازده می خاد با اون ازدواج کنه که اونو منع می کنه

شازده دوباره هائه را می بینه


هائه از اتفاقات این چن وقت می گه

شازده اونو پیش پاپی می بره تا در مورد برنامه ای که برای جنگ با اون یکی قبیله دارن مشورت کنن


بعد از جلسه شازده به هائه می گه بیا داداشی یه سورپرایز دارم

چی بهتر از این سورپرایز!!!!!!!!!!!!!!!


به پاش می افته و ازش معذرت می خاد ولی بانو می گه تو فقط انتقام بابامو بگیر

هائه سربازای قبیله اش را برای جنگ آماده می کنه


از طرفی زن شازده فک می کنه که شازده عاشق شده و اون زنو اورده برای ..... برا همین از رو حس حسادت زنونش دس به تحقیق می زنه


با اون خلوت می کنه و می فهمه که اون می خاد به اردوگاه سربازای قبیله بره و انتقام باباش را به کمک اونا از دشمن بگیره که زنشازده یه نفس راحت می کشه


وليعهد خدمت شاه مي رسه و اونو در جريان مهيا شدن مقدمات جنگ با قوم هان كه بيشترش صدقه سر هه موسو بوده قرار مي ده و به شاه مي گه خيلي از قبايل به خاطر اون به ما پيوستند

بانو يوهوا هم كه براي كمك به سربازا به اردوگاه رفته در اصل مي خاد تو جريان انتقام اونم سهيم باشه.(ولي من فك مي كنم بيشتر برا هه مو سو رفته باشه اونجا!!!!!)


هه مو سو كه مي بينه بانو خيلي رنج مي كشه يه روز سر و گوش آب مي ده تاا ببينه كي بانو تنها مي شه تا باهاش حرف بزنه
يه روز كه بانو مي ره آب بياره هه موسو دنبالش مي ره و به بهانه كمك كردن به اون مي برتش به دشت تا كسي نباشه و ازش براي اتفاقاتي كه رخ داده معذرت مي خاد ولي بانو مي گه اون از بچگي شخصيت هه مو سو را دوس داشته و خلاصه ته كار يه صحنه عاشقانه رخ مي ده


هه مو سو بانو يوهوا را در آغوش مي كشه تاا محبت خودشو به اون نشون بده


كاهن كه يه بوهايي برده و فكر مي كنه كه شازده عاشق يوهوا شده اونو به اتاقش مي بره تا باهاش دعوا كنه كه شازده مي گه همه چيزش مال هه مو سو است حتي زني كه دوستش داره و يه جوراييي خيال كاهن تخت مي كشه كه يوهوا مال شازده نمي شه


از طرفي در خلوت هاي شبانه اردوگاه هه موسو و بانو با هم خلوت كردن و هه موسو داره حلقه دستش مي كنه و رسما با هم ......


اينم از اولين هم آغوشي رسمي اين دو كفتر بال شكسته


وزير اعظم و كاهن بزرگ كه حالا ديگه بعد از اين سكانس چهره منافق و تينت بدشون برامون روشن مي شه دارن نقشه مي كشن كه پرنده سه پا (كاهن تشخيص داده اون پرنده هه مو سو است) را از صحنه هستي بردارن تا خيالشون تخت بشه آخه اونا قصد دارن با كشتن شاه بويو كه همون باباي شازده باشه حكومت را به دست بگيرن


به همين دليل مي يان پيش باباي شازده و بهش مي گن اگه هه موسو را نكشي حكومتت متزلزل مي شه و هزار تا فلسفه مي بافن تا اونو راضي مي كنن طي نقشه اي به وسط دشمن بفرستن تا اونا اونو دستگير كنن


به هه موسو خبر مي دن كه عده زيادي از همشهري هاش دارن به اينجا مي يان ولي به خاطر اينكه مسير محاصره شده امكان داره اونا را دستگير كنن(اين قسمت اول نقشه كاهنه) هه موسو تصميم مي گيره به كمك اونا بره


پيش شاه مي يان تا رخصت بگيرن براي بردن سپاه به كمك همشهري ها.(قسمت دوم نقشه شاه با هزار تا شرط بهش اجازه خروج مي ده ولي شرط مي كنه كه شازده نره)


محل آوارگان را پيدا مي كنن و افرادي كه اونا را دستگير كردن كه ظاهراا تعدادشون كمه (قسمت سوم نقشه كاهن: مخفي شدن سپاه دشمن در كمين هه موسو)


هه موسو با حالي كه حسابي مي جنگه ولي در دام مي افته و نقشه كاهن اجرا مي شه و هه موسو دستگير مي شه



از زمين و آسمون به روش شمشير مي كشن

شازده كه مي فهمه يه بوهايي مي ياد مي ره مي بينه هه موسو نيس وقتي مي ره دنبالش مي فهمه كه اونو دستگير كردن و به شهر هيون توگون كه پاتخت دشمن باشه بردن اينو به بانو يوهوا كه مي گه اشكش جاري مي شه


هه موسو به صليب كشيده مي شه تا جزاي كارهاي بدش را ببينه و چشماش را هم كور مي كنن


اينقدر شكنجش مي كنن كه ديگه نا نداره


يه دفعه اوضاع ناامن مي شه و شازده به بانو مي گه بيا بريم كه اون مي گه نه من نمي يام هه موسو نبايد بميره من بايد چيزي بهش بگم



من بايد به اون بگم كه ازش باردارم!!!!!!!!!!!

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:10 | |

پس از ماه ها دو عکس متحرک خوشگل و قشنگ از یانگوم بازیگر سریال جواهری در قصر

  یانگوم بازیگر سریال جواهری در قصر

   

 یانگوم بازیگر سریال جواهری در قصر

 یانگوم بازیگر سریال جواهری در قصر

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 18:18 | |

عکسهای از بازیگران سریال جومونگ

عکسهای از بازیگران سریال جومونگ

http://netfa.co.cc

عکسهای از بازیگران سریال جومونگ

http://netfa.co.cc

عکسهای از بازیگران سریال جومونگ

خرید سریال جومونگ

عکسهای از بازیگران سریال جومونگ

خرید سریال جومونگ

عکسهای بازیگران سریال جومونگ

خرید سریال جومونگ

عکسهای بازیگران سریال جومونگ

 

 

 

کلمات کلیدی : جومونگ, سریال جومونگ, افسانه جومونگ, دانلود جومونگ, خرید جومونگ, عکس جومونگ, تصاویر جومونگ, بازیگران جومونگ, داستان جومونگ, فروشگاه جومونگ, سایت جومونگ, بازی جومونگ, فیلم جومونگ, دوبله سریال افسانه جومونگ,موزیک جومونگ,آهنگ جومونگ,جومانگ,حذف شده های جومونگ ,سانسور شده های جومونگ ,خلاصه قسمتهای جومونگ  بازیگران سریال جومونگ . بیوگرافی بازیگران . اسکرین سیور افسانه جومونگ . مصاحبه با بازیگران جومونگ . والپيپر های افسانه جومونگ

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:51 | |

سریال‌های كره‌یی در سیمای ایران ادامه دارد

سریال کره ای افسانه جومونگ

افسانه جومونگ

سریال‌های كره‌یی در سیمای ایران ادامه دارد

«افسانه‌ی جومونگ» دوبله و آماده‌ی پخش

علیرضا باشكندی سریال «افسانه‌ی جومونگ» را برای پخش از شبكه‌ی سه‌سیما دوبله می‌كند.

این مدیر دوبلاژ در گفت‌وگویی لام این خبر اظهار كرد: اكبر منانی، عباس نباتی، بیژن علی‌محمدی، مهرداد ارمغان، شهروز ملك‌آرایی، سعید مقدم‌منش، فریبا شاهین مقدم، نرگس فولاد‌وند، رزیتا یاراحمدی، داوود باقری،نادر كی‌مرام، غلامرضا صادقی، كامبیز شكوفنده، ابراهیم شفیعی، محبت دارآفرین و صغری سادات هاشمی گویندگی می‌كنند.

او به این پرسش ایسنا كه آیا به‌جای سونگ این گوك (یوم یانگ امپراطور دریا) و كیون میری (بانو چویی جواهری در قصر) دراین سریال همان گویندگی قبلی نقش‌گویی می‌كنند، پاسخ منفی داد و گفت: به جای كیون میری كه قبلا شراره حضرتی صحبت می‌كرد. در «افسانه‌ی جومونگ» فریبا شاهین مقدم گویندگی می‌كند.

دوبلور سونگ این گوك هم دراین سریال عوض می‌شود.

این مدیر دوبلاژ درباره‌ی مدت زمان لازم برای سینك هرقسمت از «افسانه‌ی جومونگ» اظهار كرد: مدت زمان قسمت اول این سریال حدود 70 دقیقه است كه سه‌روز صرف سینك آن كردم.

این سریال داستان جومونگ موسس امپراتوری گوگوریو در 37 سال قبل از میلاد مسیح است.او پسر ژنرال« هائه موسو» و «بانو یوهوا»بود .پادشاه «گوم وا» سرپرستی جومانگ و مادرش را پس از قتل پدر جومانگ برعهده گرفت كه گمان می‌رفت به دست سلسله «هان» به قتل رسیده است.«

او در زمینه‌ی اعتقاد به استفاده از گویندگی كه در سریال‌های قبلی به‌جای بازیگران صداپیشگی كرده‌اند گفت: این مساله به نقش بازیگران بستگی دارد. به‌عنوان نمونه كیون میری در «جواهری در قصر» نقش زنی بدجنس را بازی می‌كرد و صدای شراره حضرتی بسیار متناسب با بانو چویی بود اما این بازیگر نقش مثبت‌تری را در «افسانه‌ی جومونگ» ایفا می‌كند بنابراین فریبا شاهین‌مقدم را به عنوان گوینده‌ی او انتخاب كردم.

باشكندی درپایان درباره‌ی زیاد‌بودن شخصیت‌های «افسانه‌ی جومونگ» اظهار كرد: تاكنون یك قسمت از این سریال را دوبله كرده‌ام كه حدود 20 شخصیت درآن حضور داشتند كه این تعداد چندان زیاد نیست.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران،«افسانه‌ی جومونگ» را كیم‌گوم هونگ ولی جوهوان درسال 2006 كارگردانی كرده‌اند.

این سریال حماسی رزمی محصول شبكه‌ی MBC كره‌ی جنوبی است و دراین كشور تصویربرداری شده است. "افسانه‌ی جومونگ" در 81 قسمت ساخته شده است.

این سریال داستان جومونگ موسس امپراتوری گوگوریو در 37 سال قبل از میلاد مسیح است.او پسر ژنرال« هائه موسو» و «بانو یوهوا»بود .پادشاه «گوم وا» سرپرستی جومانگ و مادرش را پس از قتل پدر جومانگ برعهده گرفت كه گمان می‌رفت به دست سلسله «هان» به قتل رسیده است.«سوه ساه نو» دختر یك بازرگان بود كه به جومانگ در تحقق رویایش در جهت بنیانگذاری یك كشور جدید كمك كرد و بعدها همسر دوم او شد.

 منبع : ایسنا

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:54 | |

عکسهای نیوشا ضیغمی

عکسهای نیوشا ضیغمی 

عکسهای نیوشا ضیغمی 

عکسهای نیوشا ضیغمی 

عکسهای نیوشا ضیغمی 

عکسهای نیوشا ضیغمی 

عکسهای نیوشا ضیغمی 

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:46 | |

دستمال گردن به همراه طریقه ی بستنش

دستمال گردن به همراه طریقه ی بستنش

دستمال گردن به همراه طریقه ی بستنش

دستمال گردن به همراه طریقه ی بستنش


       ادامه مطلب      

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 11:33 | |

نامه یک مادر به گلشیفته فراهانی

نامه یک مادر به گلشیفته فراهانی

امیدوارم خوشتون بیاد

alt

نامه یک مادر به گلشیفته فراهانی

هانیه میرزاییان:


سلا‌م گلشیفته جان؛این روزها نام تو را از خیلی‌ها می شنوم و در هر مجلس و مهمانی ای نقل زبانهایی.شنیده
ام رفته ای به ینگه دنیا و حجابت را از سر برداشته ای و...
گلشیفته جان،وقتی ۲ سال پیش با پسر بزرگم رفتم به سینما كه فیلم میم مثل مادرت را ببینم،از بازی گرم و صمیمانه تو همه صورتم از اشك خیس شد،آن لحظه شك نداشتم كه همه مادران ایرانی شبیه گلشیفته اند و گلشیفته،نقش پنهانی ا ست از تصویر مادری كه هر ایرانی در ضمیرش دارد.مادری كه همه وجودش ایثار و از خود گذشتگی است،می سوزد تا نورو گرمی و محبت وحیات ببخشد،"هست"برای آن كه فرزندش "باشد."مادری كه یك زیبایی آسمانی در رخسارش موج می زند و ترنم لبانش به ذكری الهی،در خانه نور می پراكند.
یادت هست هنگامی كه تو با مشت به شیشه كوبیدی و دستت غرق خون شد تا فرزندت نجات یابد،چگونه رسول ملا‌قلی پور در پشت صحنه زار زار گریست؟رسول،چهره مادر خودش را در تو ترسیم كرد.تو زنی شدی به شكل مادر رسول،به شكل مادر همه ایرانی‌ها.این تاج افتخار را رسول بر سرت گذاشت پیش از آن كه آن حادثه،آن خبر شوم رخ دهد.
اما حالا‌ تو رفته ای آن ور دنیا و عوض شده ای.می گویند می خواهی ستاره فیلم‌های‌هالیوود شوی.
گلشیفته جان،نمی دانم كه مادرت در قید حیات هست یا نه،اما می خواهم به عنوان یك مادر با تو حرف بزنم.دخترم،تو می دانی كه‌هالیوود كجاست؟
می دانم كه هنر پیشه هستی و به اندازه همه گیس‌های سفید من در شباب
عمرت فیلم دیده ای،عمرت دراز باد مادر،اما خبر از دنیای‌هالیوودی‌ها داری؟می دانی این اختاپوس بر هر زنی كه چنگ بیندازد تا چه منجلا‌ب‌هایی سقوطش می دهد؟ دخترم،دنیای غربی كه تو اكنون به آنجا رفته ای،ترمز بریده است.غرق شدن در تنعمات عجیب و تهوع آور جسمی،دارد مثل موریانه پایه‌های خانواده‌ها رادر غرب می جود...می دانم،می دانم كه آنها پیشرفته اند،اما این پیشرفت‌ها چشمت را كور نكند.
دخترم،برای من كه مادرم قابل تصور نیست كه چگونه یك هنرپیشه زن غربی،در حالی كه از استودیو به خانه می آید و تنش به ننگ بوی مردی غریبه آغشته است،می تواند آغوشی پر از عشق را به همسرش هدیه دهد؟ چگونه چنین زنی همراه فرزندش،در برابر پرده سینما یا تلویزیون می نشیند،و صحنه هم آغوشی خود و هنرپیشه ای بیگانه را تماشا می كند؟گلشیفته جان،دنیای رسانه و تبلیغات،خیلی پر هیاهوست
مادر جان!مبادا زرق و برق‌هالیوود چشمت را كور كند كه گوهر عصمت و عفافت را بدزدند. شهرت،طعم خوشایندی دارد در شباب عمر.شهرت،یعنی پول،احترام،فلشهای پرنور دوربین‌های عكاسی و هلهله و هورای میلیونها هوادار در سراسر جهان.دخترم،هالیوود می تواند تو را به قله شهرت جهان برساند،می تواند نام تورا در تاریخ سینمای جهان جاودانه كند،می تواندحساب بانكی تو را با ارقام نجومی پر كند،دستشان درد نكند،خیلی هم خوب است كه به این چیزها می رسی مادر.اما به یاد داشته باش كه حتی اگر لباسی از یاقوت برتنت كنند،تاجی از الماس بر سرت بگذارند،و در قصری پر از جواهرات رنگین و افسانه ای ساكنت كنند، جای خانه ای گرم از محبت و هلهله شادمانه كودكت را نخواهد گرفت.این درسی بود كه رسول ملا‌قلی پور به تو یاد داد،اما خیال می كنم خوب این درس را یاد نگرفته ای.از تو خواهش می كنم یك بار دیگر بنشین و فیلم میم مثل مادر را ببین؛ببین رسول می خواسته در این فیلم چه چیزرا به تو و به همه دختران ما حالی كند؟
فراموش نكن گلشیفته جان كه تو اول یك مادر هستی،بعد یك هنرپیشه،اول یك مادر هستی بعد یك شهروند،اول یك مادر هستی بعد یك...حتی همسر. گلشیفته،هیچ
چیز،هیچ چیز در دنیا وجود ندارد كه بخواهی برای آن لذت یك مادر پاك و نورانی بودن را از دست بدهی.تمام فرصت‌های درخشان‌هالیوود هم نمی تواند لذت یك لحظه از تجربه شگفتی را كه امثال مادر ملا‌قلی پور درك كرده اند به توهدیه بدهد.هنرپیشه باش گلشیفته جان،به فكر ترقی و پیشرفت باش عزیزم، اما قبل از هر چیز یك"مادر"باش.

[+] نوشته شده توسط شیطون بلا در 11:24 | |

.::.تا لود شدن کامل سايت کمي صبر کنيد.::.

 
به زودي اين قسمت تکميل ميشود(در دست تعمير)
 

Shahrukh
آلبوم عکس هاي شاهرخ خان

بيوگرافي شاهرخ خان

Aamir
آلبوم عکس هاي امير خان

بيوگرافي امير خان

Salman 
آلبوم عکس هاي سلمان خان

بيوگرافي سلمان خان

Akshay Kumar
آلبوم عکس هاي آکشاي کومار

بيوگرافي آکشاي کومار

Suniel Shetty
آلبوم عکس هاي سونيل شتي 

بيوگرافي سونيل شتي

Saif 
آلبوم عکس هاي سيف علي خان

بيوگرافي سيف علي خان

Shahid
آلبوم عکس هاي شاهد کاپور

بيوگرافي شاهد کاپور

Bobby
آلبوم عکس هاي بابي دئول 

بيوگرافي بابي دئول

Hrithik 
آلبوم عکس هاي هرتيک روشن

بيوگرافي هرتيک روشن

John
آلبوم عکس هاي جان آبراهام 

بيوگرافي جان آبراهام 

Sanjay Dutt
آلبوم عکس هاي سانجاي دات 

بيوگرافي سانجاي دات

Arjun Rampal 
آلبوم عکس هاي آرجون رامپال 

بيوگرافي آرجون رامپال

Anil
آلبوم عکس هاي آنيل کاپور 

بيوگرافي آنيل کاپور

Amitabh
آلبوم عکس هاي آميتاب باچان 

بيوگرافي آميتاب باچان

 
آلبوم عکس هاي گوويندا

بيوگرافي گوويندا

Abhishek
آلبوم عکس هاي آبيشک باچان

بيوگرافي آبيشک باچان

Aftab
آلبوم عکس هاي آفتاب 

بيوگرافي آفتاب شيودا ساني

Sohail Khan 
آلبوم عکس هاي سهيل خان 

بيوگرافي سهيل خان

Vivek
آلبوم عکس هاي ويويک

بيوگرافي ويويک اوبراي

Ajay
آلبوم عکس هاي اجي دوگان 

بيوگرافي اجي دوگان

Fardeen 
آلبوم عکس هاي فردين خان 

بيوگرافي فردين خان


آلبوم عکس هاي پريتي زينتا

بيوگرافي پريتي زينتا

Aishwarya
آلبوم عکس هاي آيشواريا راي

بيوگرافي آيشواريا راي

Kajol 
آلبوم عکس هاي کاجول

بيوگرافي کاجول

Rani
آلبوم عکس هاي راني موکرجي

بيوگرافي راني موکرجي

Karishma
آلبوم عکس هاي کاريشما کاپور

بيوگرافي کاريشما کاپور

Kareena 
آلبوم عکس هاي کارينا کاپور

بيوگرافي کارينا کاپور

Amisha
آلبوم عکس هاي آميشا پاتل 

بيوگرافي آميشا پاتل

Katrina
آلبوم عکس هاي کاترينا کايف 

بيوگرافي کاترينا کايف

Mahima 
آلبوم عکس هاي ماهيما چودهاري 

بيوگرافي ماهيما چودهاري

Sushmita
آلبوم عکس هاي سوشميتا سين 

بيوگرافي سوشميتا سين

Esha
آلبوم عکس هاي ايشا دئول

بيوگرافي ايشا دئول

Rimi sen 
آلبوم عکس هاي ريمي سن 

بيوگرافي ريمي سن

 
Priyanka Chopra
آلبوم عکس هاي پريانکا چوپرا 

بيوگرافي پريانکا چوپرا

Ayesha
آلبوم عکس هاي آيشا تاکيا 

بيوگرافي آيشا تاکيا

Bipasha 

آلبوم عکس هاي بي پاشا باسو 

بيوگرافي بي پاشا باسو

 
مطالب پيشين

Add to My AOL Add to My Yahoo!


Search Engine Optimization