سریال افسانه جومونگ
عکس های افسانه جومونگ
سلطون(مجتبي)
▪•●برترین عکسهای دنیا●•▪
طنز(رضا)
تره دل مه مری جان فنا هوجائه
▪•●تصاویر برتر●•▪(مهدي)
سینمای جهان
رانی ملکه بالیوود
شاهرخ خان
داریوش
هنر پیشه های قدیم و خواننده های ایرونی
مجله سینمایی هارای فیلم
SRK درخشش يک ستاره
logo
ihgd
هندی
درقلب من:کاریناوشاهد(سيمين)
اخبار دنیای بالیوود(علي)
هریتیک روشن(رامين پارسا)
سینمای هند (بالیوود)...............(شقايق)
اولین وبلاگم(شيما)
Shah rukh Khan
سلمان جون
آرجون رامپال ** Arjun Rampal
سايت شاهرخ خان سلطان باليوود
عشق بالیوود
دوستت دارم »»---(¯`v´¯)----»عشقولانه
شاهرخ خان و کاجول (ندا)
لینک باکس سینما(خودم)
ایندیا گلیتز
ایندیا تارگت
زیباترین زن جهان(نسيم)
سلمان جون
ihgd,,n
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:۞برترینهای سینماتلویزیون۞افسانه جومونگ۞ در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اسفند 1384
خرداد 1384
فروردین 1384
در باره ی کاریشما کاپور![]()
عکس های شاهرخ خان![]()
در باره ی شاهرخ خان![]()
عکس های ایشواریا رای![]()
در باره ی ایشواریا رای![]()
عکس های سلمان خان![]()
در باره ی سلمان خان![]()
عکس های کاجول![]()
در باره ی کاجول![]()
عکس های آرجون رامپال![]()
در باره ی آرجون رامپال![]()
عکس های کارینا کاپور![]()
در باره ی کارینا کاپور![]()
عکس های پریتی زینتا![]()
در باره ی پریتی زینتا![]()
عکس های رانی موکرجی![]()
در باره ی رانی موکرجی![]()
عکس های کاریشما کاپور![]()
عکس های جان آبراهام![]()
در باره ی جان آبراهام![]()
عکس های آمیشا پاتل![]()
در باره ی آمیشا پاتل![]()
دیدنیهایی خارج از بالیوود![]()
عکس های سانجای دات![]()
در باره ی سانجای دات![]()
عکس های گوویندا![]()
در باره ی گوویندا![]()
عکس های امیر خان![]()
در باره ی امیر خان![]()
عکس های سری دیوی![]()
در باره ی سری دیوی![]()
بخش آموزش![]()
فیلم مین هو نا![]()
عکس های ریتیک روشن![]()
در باره ی ریتیک روشن![]()
بازیگران هالیوود![]()
عکس های دیدنی و بامزه![]()
مشهور ترین زنان سیاه پوست![]()
بیوگرافی ومطالبی از آنجلینا جولی![]()
عکس های آنجلینا جولی![]()
عکس های نانسی عجرم![]()
عکس هایی از فیلم های بالیوود![]()
نکاتی جالب از بالیوودی ها![]()
مطالب و اخبار فیلمهای بالیوود(هند)![]()
عکس های بی پاشا باسو![]()
بیوگرافی ومطالبی از بی پاشا باسو![]()
عکس های آکشای کومار![]()
بیوگرافی ومطالبی از آکشای کومار![]()
فلش های با حال![]()
ماهیما چودهاری![]()
سریال جواهری در قصر![]()
بازیگران سریال پرستاران![]()
بازیگران سریال افسران پلیس![]()
خلاصه قسمت های سریال جواهری در قصر![]()
بیوگرافی و عکسهای یانگوم- لی یونگ ائه![]()
بیوگرافی و عکسهای گیومیونگ![]()
بیوگرافی و عکسهای یونسنگ یا یونگ سن![]()
بیوگرافی و عکسهای بانو هن![]()
بیوگرافی و عکسهای افسر مین جانگو![]()
بیوگرافی و عکسهای سایر بازیگران جواهری در قصر![]()
عکس های شین بی![]()
....................![]()
سریال امپراطور دریا![]()
خلاصه قسمت های سریال امپراطور دریا![]()
بیوگرافی و عکسهای گونگ بوک-جانگ بو گو![]()
بیوگرافی و عکسهای جانگ نیون![]()
بیوگرافی و عکسهای یوم جانگ![]()
بیوگرافی و عکسهای جانگ هوا![]()
بیوگرافی و عکسهای چیری یانگ![]()
بیوگرافی و عکسهای بانو جمی![]()
بیوگرافی و عکسهای سایر بازیگران امپراطور دریا![]()
بیوگرافی و عکسهای هاجین - کیم آجونگ![]()
عکس های دیدنی از بازیهای جام ملت های اروپا![]()
برنامه بازیهای جام ملت های اروپا![]()
همه چیز از سریال تاجر بوسان یا تاجر پوسان![]()
عکس های بازیگران مرد سریال تاجر پوسان![]()
عکس های بازیگران زن سریال تاجر بوسان![]()
سانسوری های سریال تاجر پوسان![]()
برترین سریال های ایرانی![]()
عکس های بازیهای المپیک 2008 چین![]()
مطالب و تصاویر طنز و بامزه![]()
مطالب و نکات آموزنده![]()
بهترین راه های کسب درآمد از اینترنت![]()
اخبار و عکس های سینمای ایران![]()
عکس های جالب و دیدنی![]()
برنامه و نرم افزار های مفید و بدرد بخور![]()
جدید ترین مدل های لباس![]()
همه چیز در باره ی سریال افسانه جومونگ![]()
سانسوری ها و خلاصه قسمت های سریال افسانه جومونگ![]()
بیوگرافی و عکسهای بازیگران مرد سریال افسانه جومونگ![]()
بیوگرافی و عکسهای بازیگران زن سریال افسانه جومونگ![]()
.............![]()
........![]()
..............![]()
..............![]()
عکسهای بازیگر سریال حضرت یوسف (ع) یوزارسیف![]()
http://lovemil.parnevis.comل![]()
انتخابات دهم![]()
.::.تا لود شدن کامل سايت کمي صبر کنيد.::.
لطفا زبان خود را انتخاب
کنید Please Select Your
Language
***لطفا تا لود شدن کامل سايت کمي صبر کنيد***
عناوين برتر
مطالب و عکسهاي سريال افسانه جومونگ |
عکسهاي بازيگران زن سريال افسانه جومونگ |
![]() عکسهاي بازيگران مرد سريال افسانه جومونگ |
![]() بهترين راه هاي کسب در آمد از اينتر نت |
سانسوري هاي سريال افسانه جومونگ |
![]() همه چيز از سريال تاجر پوسان |
![]() سانسوري هاي سريال تاجر بوسان |
![]() بيوگرافي و عکس هاي بازيگران زن تاجر بوسان |
![]() بيوگرافي و عکس هاي بازيگران مرد تاجر بوسان |
![]() مطالب و نکات خواندني و آموزنده |
![]() عکس هاي برتر المپيک ???? چين |
![]() عکس هايي از سريال هاي ايراني برتر |
![]() همه چيز از سريال امپراطور دريا |
![]() بيوگرافي و عکس هاي گونگ بوک(جانگ بوگو) |
![]() بيوگرافي و عکس هاي جانگ نيون |
![]() بيوگرافي و عکس هاي جانگ هوا |
![]() بيوگرافي و عکس هاي چيري يانگ |
![]() بيوگرافي و عکس هاي بانو جمي |
![]() بيوگرافي و عکس هاي يوم جانگ |
![]() بيوگرافي و عکس هاي هاجين - کيم آجونگ |
بيوگرافي و عکس ساير بازيگران امپراطور دريا |
![]() همه چيز از سريال جواهري در قصر |
![]() بيوگرافي و عکس هاي يانگوم |
![]() قسمت هاي سانسوري امپراطور دريا |
![]() بيوگرافي و عکس هاي بانو هن |
![]() بيوگرافي و عکس هاي يونگ سن |
![]() بيوگرافي و عکس هاي گيوميونگ |
![]() بيوگرافي و عکس هاي افسر مين جانگو |
![]() بيوگرافي و عکس هاي شين بي |
![]() بيوگرافي و عکس ساير بايگران جواهري در قصر |
قسمت هاي سانسوري جواهري در قصر |
ويتالي سريال افسران پليس |
آلبوم عکس هاي آيشواريا راي |
![]() سينماي هاليوود |
سينماي هند باليوود |
![]() موزيک وخوانندگان ايراني |
![]() عکس هاي انجلينا جولي |
![]() عکسهاي نانسي عجرم |
![]() سريال پرستاران |
![]() نکاتي خواندني از باليوود |
![]() فلش هاي جذاب |
![]() عکس هاي جالب وبامزه |
خلاصه قسمت شش / 6 سریال افسانه جومونگ
![]()
![]()
![]()
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:16
|
|
|
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:15
|
|
|
نخست وزير و بانوي كاهن براي ديدن هه موسو به زندان اومدن و جومانگ هم كه قايم شده داره زاغ سياشونو چوب مي زنه صحبت هاي هه مو سو با اونا جالبه اخه هه مو سو خيلي تيزه و باهوشه از جمله مي گي شما كي هستين كه يه نفرتون هم خانومه!!!! چرا منو 20 ساله اينجا زنداني كردين؟؟؟ بعد از رفتن وزير و بانوي كاهن استاد جومانگ كه همون مسئول زندان باشه زوركي جومانگ را بيرون مي كنه و بهش مي گه بالا غيرتا ديگه اينورا پيدات نشه كه گردن ما را مي زنن جومانگ هم مي ره مي شينه تو دشت و به حرف هاي هه مو سو فك مي كنه...ديدن هه موسو برقي در دل جومانگ روشن كرده و حس مي كنه كه اونو سالهاست مي شناسه از طرفي دو تا برادر نا تني جومونگ هم دارن به اين موضوع فك مي كنن كه جومانگ روزها كجا مي ره و چي كار مي كنه و مبادا كاري كنه كه براشون شاخ بشه و تصميم مي گيرن اونو توسط يه نفر تحت تعقيب قرار بدن جومانگ داشت از مدرسه مي يومد كه داداشي بهش مي گه حالشو داري با هم يه كم بازي كنيم؟؟؟ جومانگ پس از اين شكست تصميم مي گيره يه شمشير به قدرت مال پرنس بزرگ داشته باشه كه مي ياد براي مسئول اهنگري يه بطری شراب مي ياره تا مخش را بزنه ول اون هي ناز مي كنه و مي گه اگه بفهمن گردنمو مي زنن و ال و بل ولي مگه اين چيزا تو كت جومانگ فرو مي ره؟؟؟؟بلاخره مخ اونو مي زنه تا مخفيانه و شبانه به اهنگري بياد و خودش با دستاي خودش يه شمشير بسازه اين پدر و دختر كه معرف حضور هستن سوسونو و باباييش اون يكي هم كه تو فيلم خودش مي گه كه نه نره و نه ماده ولي سرشار از هوش و استاد فراوانيه و خيلي به گروه تجاري سوسونو اينا كمك مي كنه بانوي كاهن با شنيدن حرف هاي هه مو سو بد رقم تو فكر فرو رفته و داره در محل عبادتگاهشون با خدايان مذاكره مي كنه كه ببينه با اون چي كار كنه كه بهش خبر مي دن بانو يوهوا اومده اونو به حضور مي طلبه و بهش مي گه اين اولين باريه كه به معبد ما اومدي و خلاصه بانو اومده تا سفارش جومانگ را به كاهن كنه و بگه كه براش دعا كن در ضمن يه دستمال زري باف خشگل هم براش هديه مي ياره اين نوچه هاي قصر انصافا خيلي فوضولن و از جبرگزاري هاي دنيا هم سرعت عملشون بيشتره از جمله ايني كه براي ملكه خبر چيني مي كنه...مي ياد و بهش مي گه كه يوهوا به قصر پيشگويي رفته بود و حالاست كه حول ملكه را بر مي داره شباهنگام هم جومانگ مخفيانه به آهنگري مي ره و با راهنماييهاي رييس اهنگري شروع به ساخت شمشير مي كنه يه شمشيري من بسازم دسته اش باشد طلا آي جان جانانم طلا..... خبرگزاري پرنس ها: هيون تو گون را كه به ياد دارين حتما اگه نه براتون بگم كه اين شهر يكي از زيرمجموعه هاي بويو هستش ولي تا حالا خيلي با مركز حكومت كه بويو باشه مخالفت كردن .خبر مي رسه كه حاكم اين شهر عوض شده و داره به بويو مي ياد .اين آقا حاكم جديد هيون تو هستش كه داره به شاه بويو اداي احترام مي كنه بر خلاف سريالهاي جواهري در قصر و امپراطور دريا كه مراسمات تشريفاتي و جشن ها پر از رقص و آواز و زن وزولي هست اين سريال بيشتر براي مراسمات از حركات رزمي استفاده مي كنه. شاه بويو كه از عوض شدن حاكم شوكه شده بود وقتي مي بينه كه يكي از دوستاي قديميش حاكم اونجا شده خوشحال مي شه و براش جشني برپا مي كنه ولي اون طرف بعد از اينكه حسابي در بويو پذيرايي مي شه و حالشو مي كنه به شاه نامه اي مي ده كه مثلا نامه اهالي هيون تو گون هست.شاه تا نامه را مي خونه مي بينه که توش بي احترامي كردن و گفتن ما ديگه از شما فرمون نمي بريم و مي خوايم مستقل باشيم. يارو شاه را تهديد مي كنه و كلي باهم جر وبحث مي كنن و حالا تازه دوزاري شاه مي افته كه اين بابا اومده سر و گوش اب بده و ديگه دوستش نيس.اون يارو هم به شاه مي گه اگه كارگاههاي شمشير سازيتونو تعطيل نكنين به پشتيباني دولت هان(دشمن سر سخت بويو كه هه مو سو را هم كشتن و به داشتن سربازهاي آهن پوش معروفن) همه همسايه هاي بويو را به شمشير فولادي مجهز مي كنيم و بر عليه شما مي جنگيم. به رييس اهنگري خبر مي دن تمام كارگاهها را موقتا تعطيل كن تا اون يارو نفهمه كه ما شيمشير سازي هامون كجا هستن.اونم مي ياد به پرنس جومانگ بگه كه حواست باشه و فعلا به اهن گري نيا كه موفق نمي شه بهش بگه جومانگ هم غافل از اين ماجرا با استادش مشغول جنگه و درس و امتحانه و از اونجايي كه كار شمشير سازيش تقريبا تموم شده بهش مي گه فردا با يه شمشير واقعي با هم مي جنگيم كه استاد از تعجب شاخ هاش در مي ياد. جاسوس ها به رييس هيون تو مي گن ما هيچ كارگاه شمشير سازي نيافتيم كه اونم مي گه هست بگردين تا پيدا كنين جومانگ هم غافل از ماجراهاي پيش امده شبانه مثل قبل به كارگاه مي ياد و شروع به ساخت شمشير مي كنه غافل از اينكه داداشش براش تله گذاشته و الا نه كه كار خراب بشه بعله اهن گري كه بمب گذاري شده بوده مي ره رو هوا و دود و اتش همه جا را فرا مي گيره اينم جومانگ بدد بخت كه داره از ترس و وحشت مي ميره پرنس دومي هم با غرور مي ياد پيش داداشش و مي گه من باعث شدم كه كارگاه اهن بره رو هوا و جومانگ دهنش سرويس بشه حاكم هيون تو به قصد مسخره كردن شاه و بردن آبروش به قصر مي ياد و ميگه تو كه گفتي اهنگري نداريم. حواست را جمع كن كه كشورت به باد فنا نره شاه تا مي فهمه عامل اين برنامه جومونگ بوده اونو به قصر مي طلبه و سرش داد و بيداد راه مي ندازه و اونو از قصر اخراج و از مقام پرنس بودن تنزل مي بخشه هر چي هم جومانگ گريه مي كنه ديگه فايده نداره خبر به دشمنان جومانگ مي رسه و جشنشون برپا مي شه و حال مي كنن. جومانگ مي ياد تا با مادرش خدافظي كنه و از قصر بره كه مادر اونو قبول نمي كنه اونم پشت در اتاق به مادرش احترام مي زاره و مي ره ماماني به نوچه اش مي گه از اونجايي كه جومانگ بيرون قصر داداش تو را فقط ميشناسه مي ره پيش اون به برادرت بگو خودش را قايم كنه كه جومانگ پيداش نكنه جومانگ كه سرخورده و ناراحته مي ياد و تو دشت تنهاي تنها با خودش خلوت مي كنه و به حرف هاي شاه كه بهش گفته تو آبروي منو بردي فك مي كنه وقتي مي ياد تو شهر چند تا دزد در يك نقشه جالب كه بايد از خود فيلم ببينيد پولهاشو مي دزدن دزدها مي يان طلا جواهرات جومانگ را بفروشن كه يارو مي گه اينا ال درباري هاست و اگه كسي بفهمه كارتون تمومه و خلاصه مخشونو مي زنه و اونا را مفت ازشون مي خره نكته جالب اين فرد اينه كه جگر خام خوك مي خوره و به اون دزد ها هم مي ده يكي از اين دزدها عاشق اين دختره شده كه در واقع همون دختري باشه كه به خاطر خوابيدن با جومانگ در انبار از قصر اخراج شد. جومانگ مي ياد كافه و حسابي مي خوره به خيال اينكه پول داره ولي وقتي مي خواد حساب كنه مي بينه كه هيچ پولي نداره اون صاحب كافه مي خواد كتكش بزنه كه سوسونو سر مي رسه و پول غذاي اونو مي ده و كلي هم جومانگ را مسخره مي كنه اخه يادتونه تو سفر بهش گفته بود من پرنش بويو هستم!!!!! دارن مي رن كه جومانگ دنبالشون مي دوه و ميگه وايسين صبر كنين من كارتون دارم به اون دختر مي گه كه بزار من براي شما كار كنم كه اونم مي گه (البته مي خواد مسخرش كنه) ببخشين ولي من نمي تونم يه پرنس را كارگر خودم كنم |
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:13
|
|
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 11:45
|
|
عكسهای دیدنی از زنان ورزشكار کشور

عكسهای دیدنی از زنان ورزشكار کشور 
عكسهای دیدنی از زنان ورزشكار کشور
برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 15:12
|
|
مصاحبه با مصطفي زماني بازيگر نقش جوانی حضرت يوسف « یوزارسیف»

عکسمصطفي زماني بازيگر نقش جوانی حضرت يوسف « یوزارسیف»

عکسمصطفي زماني بازيگر نقش جوانی حضرت يوسف « یوزارسیف»
دنبال يك زندگي راحت هستم
تا مي گويي يوسف، همه چهره اي را مجسم مي كنند كه با ديدنش اگر چاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد. از اين قصه كه بگذريم، با خودم فكر ميكردم پيدا كردن يوسف ازميان خيل چشم رنگي هايي كه عرصه سينما را به دست گرفته اند خيلي هم نبايد سخت باشد.
يوسفي كه از ميان 3 هزار نفر براي مصاحبه مي آيد نيز يكي از همان چشم رنگي هاست كه با مو و ريش بلندش بيشتر مرا به ياد مسيح مي اندازد. او خيلي اتفاقي گذارش به شهر پر وسوسه و خيال انگيز سينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوار شهرت براي او از راه نرسيده است. به همين خاطر مي شود هر جايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي بينيم ندارد.
گويا مو و چشم هاي رنگي اش را تيره كرده اند، مي گويد: زيبايي را گرفته اند تا معصوميت ببخشند.
دلش نمي خواهد او را از گروه همان چشم رنگي هايي ببينيم كه راه دشوارسينما را به خاطر زيبايي چهره شان يك شبه پيموده اند. مي گويد به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.
ما هم نمي خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نا بازيگر شهرستاني معرفي كرده و [به قول خود زماني] با سليقه اي عمل كردن كينه خود را در دل او نشانده اند، بازيگري اش را به بوته ي نقد بكشانيم. مي نشينيم به انتظار و نقدها را مي گذاريم براي بعد. بازيگري بي شك مهارتي نيست كه بشود داشتن يا نداشتن را درچهره ي او جستجو كرد.
يوسفي كه حالا مي بينيم جوان 23 ساله اي است اهل فريدون كنار. او شبيه همه جوان هاي دور و برم لباس پوشيده و يك غرور پنهاني را درتكان دادن هاي دست و حتي نگاه كردنش به آدم هاي ميزكناري مي بينم. تعجب نمي كنم وقتي مي گويد دو تا دوست بيشترندارد و همكلاسي هايش مي گويند: فلاني به زمين هم فخر ميفروشد.با مصطفي زماني در يك شب زمستاني گفتگو مي كنم. تا به خانه برسم به يوسفي فكرمي كنم كه تصويري كردن حقيقت زيبايي اش بي شك كار دشواري است (كه شايد ازعهده ي هيچكدام ازاين خيل چشم رنگي ها برنيايد).
از بين چند كانديدا انتخاب شديد ؟
اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار از جلوي دفتر اين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي از دوستانم عكس مرا به آقاي سلحشور نشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و 3 روزبعد دو تا از سكانس هاي سريال را از من تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگر كانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كنار بروم. تا آنجا كه اطلاع دارم از حدود 3 هزار نفرت ست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. از تاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري در اوايل بهمن همان سال، شرايط بسيار سختي داشتم. برخي عوامل اصلي كار سعي در انتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگر خارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگر نقش پيامبر بايد يك بازيگر ناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطر آن از همه چيزبگذرم، با همه اينها كنار آمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري و شهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.
با جلساتي كه گذاشتند و حمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين. پس از يك هفته هم بازيگر ثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كار مي كنم.
از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟
من حس مي كنم اين نقش نياز به كسي دارد كه بدون توجه به دوربين و عوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كار سختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند ناخودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كار نياز به آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم و من اين كار را پيشتر انجام داده بودم. شايد به خاطر نوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگر حرفه اي نمي تواند اين نقش را براي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.
فكر مي كنيد چهره تان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشته است؟
قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغييرپيدا مي كند. پس مطلق بودن را بايد دراين زمينه كنار گذاشت. و ديگر اين كه بعضي چهرهها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي مي كند و اين به انسانيت آدم ها برمي گردد. فكرمي كنم كارگردان بيشتر دنبال همين بوده است كه از اين نظرتا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه ي يك زيبايي ظاهري كه البته در گريم بسياري از جذابيت هاي چهره پوشانده شده است. در واقع زيبايي در اينجا بر اساس فضاي پيرامون تعيين مي شود. براساس گريم فراعنه مصر و آدم هاي دور و براست كه زيبايي يوسف برجسته ي شود. از طرفي بايد اين چهره براي مردم باورپذير مي شد .اما خب كانديداهاي ديگري هم بودند كه چهره هاي بسيار زيبايي داشتند اما آن انرژي دروني را كه كارگردان دنبالش بود نداشتند و گرنه من خودم را از نظر زيبايي درحد آدم هاي معمولي مي بينم.
معمولاً كارگردان در تمام جزئيات شما را راهنمايي مي كند يا ايده هاي خودتان را هم به كار مي گيريد؟
آقاي سلحشور معتقدند كار بايد براساس ديد كارگردان پيش برود نه بازيگر. الان متأسفانه در سينماي ما اغلب بازيگران دوست ندارند كسي به آنها بگويد كه مثلاً اين صحنه را اين طوري بازي كن. شايد ما قادر باشيم بازي بسيار قوي هم ارائه كنيم، گاه لازم است به خاطر ساير بازيگران سطح بازي ها يكدست شود. ولي بسياري از بازيگران راضي به اين كار نمي شوند. بازيگراني كه دراين سريال حضور دارند اغلب به اين ويژگي آنها توجه شده است. نقش من نيز به خاطر اين كه الگوي خاصي براي ارائه آن وجود ندارد و من فقط بايد نقش كسي را بازي كنم كه در بالاترين مراتب انسانيت قراردارد، از جهاتي حائز اهميت است. هرچند شايد به خاطر نبود يك الگوي خاص كسي نمي تواند انتقادي به نقش وارد كند؛ همين موضوع مسؤوليت مرا سنگين تر مي كند. چرا كه هر حركتي از من به حساب پيامبر گذاشت مي شود. به همين خاطر در مورد اين نقش همواره سعي مي كنم نظرات كارگردان را به كار ببندم. اما اين طور هم نيست كه ايده هاي ما را ناديده بگيرند. مثلاً در بعضي صحنه هاي حسي به خاطر شناخت كاملي كه از من دارند با انگشت گذاشتن روي نقاط حساس زندگي ام، به باورپذيري آن صحنه به من كمك مي كنند. به طور مثال در صحنه اي كه يوسف به ماوراء مي رود و فرشته ها دور او مي چرخند، بايد حالت زار كسي را مي داشتم كه مثلاً پدرش را به غريبه ها فروخته است. يك چنين حسي داشت آن صحنه، اما فرشته ها براي من قابل لمس نبودند. براي همين آقاي سلحشور كه مي دانست ارادت خاصي به اميرالمومنين (ع) دارم، آمد نشست كنار من و گفت: زياد گناه كرده اي، اما لياقت اين را داشته اي كه اميرالمومنين بيايد اينجا و شفاعتت كند و من با اين جمله به هم ريختم. شايد باورتان نشود حتي بعد ازكات هم گريه ي من قطع نمي شد. اين ارتباط نزديكي كه با آقاي سلحشوردارم، خيلي دربازي به من كمك كرده است.
با اشاره اي كه به نقش يوسف به خاطرنداشتن الگوي زنده و مشخص كرديد، به نظر مي رسد ترسيم پرقدرت اين نقش كار ساده اي نسيت ؟
نقش يوسف را واقعاً يك آدم درد كشيده بايد بازي كند. من به جرأت مي توانم بگويم در صحنه هاي زندان 70 درصد خودم را بازي كردم. يا در سكانسي كه با يعقوب پيامبر حرف مي زنم. پدرم را مقابل خودم مي بينم و اين به خاطر وابستگي شديدي است كه به پدر و مادرم دارم و درحال حاضر از هم دور هستيم. در واقع اين حس دوري از درون من نشأت مي گيرد. بنابراين به تماشاگر دروغ نگفته ام. اينها همه ترسيم نقش را براي من ساده مي كند. ازطرفي همه ي اينها را لطف خدا مي بينم. حتي ورودم به دنياي بازيگري را كه مديون هيچ كس نيستم. هيج آشنايي نداشتم و معتقدم تمام سختي هايي كه در زندگي تحمل كرده ام بي حكمت نبوده است.
چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟
حدود 13 بار.
دراين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟
مطالعه ي ديني زيادي نداشتم. اما كتابهاي مختلفي خواندم ازجمله خود قرآن. از طرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته مي شود نه واقعيت. بين آنچه در فيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست. مثل واقعيت رو گرداندن يوسف از زيباترين زن مصر. بايد آن را به ذهن مردم جامعه نزديك كرد، به مردمي كه داراي طبيعت و غريزه انساني هستند. من سعي كردم فيلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.
چه قسمتي از كار باقيمانده است؟
از28 قسمتي كه درفيلمنامه حضور دارم حدود 10 قسمت داخلي و خارجي كار شده و تقريباً مي شود گفت قسمت اعظم كار باقيمانده است.
پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟
در مدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي از استادان بازيگري ام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم.
اولين صحنه اي كه بازي كرديد كدام صحنه بود؟ اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من مي آورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند. اين اولين پلاني بود كه بازي كردم.
در اين مدت با عوامل مشكلي نداشته ايد؟
بعضي ها بودند كه الان نيستند و خيلي دلشان نمي خواست كه من اين نقش را بازي كنم. آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيار خشكي بودم. فكر مي كردم اگر روابطم بيش از يك سلام و عليك باشد ممكن است اين تصور پيش بيايد كه به خاطر گرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم و اين موجب ناراحتي خيلي ها شده بود. اما الان به همه ي آنها احترام مي گذارم.
فكرمي كنيد در ايفاي نقش يوسف و باورپذيري آن براي مخاطب چقدر موفق عمل كرده ايد؟
آياپيش آمده كه بخواهي بعضي صحنه ها را دوباره تكراركني؟
بله، خيلي وقت ها.
در اين مواقع كارگردان مخالفتي نمي كند؟
نه مخالفتي نمي كند. من هم آدم تعارفي نيستم.
آقاي شورجه هم در مورد بازيها نظرخاصي مي دهند؟
آدم فوق العاده محترمي است آقاي شورجه و هميشه حد و حدود ديگران را رعايت ميكند. در زمينه ي بازي اگر نظرخاصي داشته باشد با كارگردان درميان مي گذارد و به ما مي گويند. مگر مواردي كه آقاي سلحشور سرصحنه نيست و او به عنوان كارگردان حضوردارد.
بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونه انتخاب شد؟
بله، پسرعمه ي من است. پس ازحدود 2 سال همديگر را دريك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند در چهره ي او هست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد و گفت بازيگر اول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه از او گرفتند، ظرف 3 روز جلوي دوربين رفت.
پيش از اين پروژه مشغول چه كاري بوديد؟
دررشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي تحصيل مي كردم و حسابدار يك شركت كوچك بودم.
تجربه ي سينمايي هم داشتيد؟
نه. فقط چند بار تئاترهاي مدرسه و دانشگاه بازي كرده بودم.
اما اطلاعاتتان در اين زمينه خوب به نظر مي رسد؟
هيچ چيز به اندازه ي تجربه به آدم اطلاعات نمي دهد. شما هزار بار هم كه يك مطلب سينمايي را خوانده باشيد، تا وقتي وارد ميدان عمل نشويد، چيزي از آن مفهوم درك نخواهيد كرد. حتي تجربه ي تئاتري نمي تواند خيلي در سينما موثر باشد. يك بازيگر تئاتر بايد نفس گيري، بيان و حركات بدني قوي داشته باشد. اما در سينما بايد كار را خوب بشناسي. من خودم خيلي از تئاتر لذت نمي برم. سينما را ترجيح مي دهم و با پيش توليدي كه درسينما و تلويزيون ايران هست، كار با دوربين 35 ميلي متري را دوست دارم چون به بازيگر فرصت مي دهد كه به نقش فكركند.
چقدر سينما مي رويد؟
تا به حال 4 بارسينما رفته ام. غير از جشنواره ي امسال كه در يك شب 3 تا فيلم ديدم، درخانه هم سعي مي كنم فيلم خوب ببينم. به نظر من مردم بهترين قضاوت كننده هستند، نه منتقدان و فيلمي كه خوب مي فروشد به هر دليلي كه باشد فيلم خوبي است.
پيشنهاد ديگري نداشتيد؟
قبل از يوسف 3 تا كار سينمايي به من پيشنهاد شد كه هر سه تجاري بودند. شايد هم بدم نمي آمد بازي كنم. اما روز آخر بازيگر ديگري را انتخاب كردند. حتي يك باركه براي بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلاني قرارداد بسته ايم درحالي كه به من قول داده بودند. خيلي اذيت شدم. حتي به جرأت مي توانم بگويم از تيرماه 83 كه قرارداد اوليه را براي يوسف بستم تا موقعي كه جلوي دوربين رفتم، سخت ترين روزهاي زندگي من بود. واقعاً دلم مي خواهد به آنهايي كه درعالم سينما جايگاه بالايي پيدا كرده اند بگويم: اگربخواهند رسم دنيا را به نا حق به هم بريزند، از همان جا كه هستند زمين ميخورند. من با همه ي سختي ها ازكسي گله مند نيستم و حاضرنبودم به خاطر پذيرفتن اين نقش، پا روي اصول اخلاقي و زندگي ام بگذارم.
بعد از يوسف دلتان مي خواهد چه نقشي را بازي كنيد؟
دوست دارم نقش يكي از رجال بزرگ ايراني با تفكرات ايراني را بازي كنم.
فرد خاصي در نظرتان هست؟
بله. اما چون قرار است ساخته شود اسم آن را نمي آورم تا ذهنيت خاصي پيش نيايد.
به هرحال دوست دارم بازي كنم. از بيكاري متنفرم. اما موافق استفاده ي ابزاري ازچهره ها هم نيستم.
آيا هرگز در ذهنتان به بازيگري فكركرده بوديد؟
براي من هيچ چيز رويايي نيست. همه ي آرزوهاي دنيا را دست يافتني مي بينم. فكرمي كنم درمورد نقش يوسف و انتخاب من براي اين نقش هم سرنوشت و خواست خدا بوده است. گاهي بايد هدف را رها كرد. بايد بدون وابستگي به هدف تلاش كرد ومن در زندگي خيلي تلاش كردم.
به شهرت چطور؟
كمتر از آن چيزي كه ممكن است نقش يوسف براي من داشته باشد، خود نقش است كه براي من زيباست. ظرفيت شهرت را داشتن كار هر كسي نيست. براي همين است كه آدمهاي بزرگ انگشت شمارند. يك روز بازيگري به من گفت: اگربهترين بازيگر دنيا هم باشي، يك جرقه اي. جرقه ها يا پرنورند يا كم نور.اما همه خاموش مي شوند. شهرت براي پيشرفت خوب است اما زندگي با شهرت كارساده اي نيست.
بهترين نقشي كه از نظر بازيگري تأثير عميقي روي شما گذاشته كدام بوده است؟
من عاشق نقش فروتن درفيلم قرمز هستم. از همانجا بود كه به بازيگري علاقه مند شدم. اصولاً نقش آدمهاي رواني را خيلي دوست دارم. چون تعليق زيادي دراين نقش هست. در خيابان هم زياد نقش بازي مي كنم كه متأسفانه آخرين بار به همسايه روبرويي مان برخوردم كه البته من او را نمي شناختم و خيلي هم دلش براي من سوخت.
علاقه ي اصلي تان چيست؟
براي من علاقه ي اصلي وجود ندارد. دنبال يك زندگي راحت براي خودم و اطرافيانم هستم. به شرط اين كه به طبيعت، قانون طبيعت و مردم لطمه اي نزند. كافي است خوب فكر كنيم و خوب بخواهيم. خداوند همه چيز را در اختيارمان قرار خواهد داد. بايد رمز جهان را بشناسيم. نبايد ترسيد. بايد احتياط كرد. بايد براساس مطالعه و تجربه فاصله ترس و احتياط را تشخيص داد كه از تارمو نازك تراست.
غيراز بازيگري به چه كارهايي مي پردازيد؟
ورزش مي كنم و اكثر اوقات در خانه هستم. كتاب مي خوانم و فيلم مي بينم. دو تا دوست دارم كه يكي ازآنها را هر دو ماه يك بار مي بينم و يكي ديگر را هم هفته اي يك بار. به طوركلي به نظر من درجامعه جايي براي تفريح نداريم. از طرفي معتقدم اگر قرار است حداقل الگويي براي بچه ها و جوان هاي ديگرباشيم بايد درتفريح و گذراندن اوقات فراغت حواسمان جمع باشد وخودمان را كنترل كنيم.
خانواده تان راجع به اين نقش و به طور كلي بازيگري شما چه نظري دارند؟
آنها همواره تأثير بسيار زيادي در زندگي من داشته اند. هميشه خانواده براي من اصل بوده است و براي آنها همواره احترام و اهميت زيادي قائل بوده ام. در عوض پدر و مادرم نيز به من اعتماد كامل دارند و هرگز در هيچ كاري مخالفتي از خود نشان نداده اند. الان هم خيلي ذوق زده اند. چون كار اول من بوده و فكرش را هم نمي كردند.
در حال حاضر كدام برنامه يا سريال تلويزيوني را دنبال مي كنيد؟
هيچكدام، به جرأت مي توانم بگويم كه ما در دوره ي يكساله ي كنوني حتي يك سريال مناسب براي مردم هم نداشته ايم. به نظر مي آيد كه برنامه سازان تنها بودجه گرفته اند كه يك چيزي بسازند. اميدوارم كارهاي سيما فيلم پس از آماده شدن بتواند چند سالي تلويزيون را ازجهت سريال هاي خوب بيمه كند.
قصه يوسف بدون شك زيباترين قصه و به گفته قرآن احسن القصص به شمار مي رود كه محور اصلي آن بر مبناي عشق زميني و فرا زميني است. ميخواهم نظر شما را در مورد مقوله عشق بپرسم:
من فكر مي كنم كل جهان هستي بر اين مبنا قرار دارد كه عاشق باشي. تنها عاشق بودن براي خداوند مهم است. ما آدمهاي زميني هستيم با تعلقات خودمان و در دنيايي زندگي مي كنيم كه تمامي نعمت ها براي استفاده ي ما درآن قرارگرفته است. بايد از دنيا لذت ببريم بي آن كه كسي را بيازاريم. من معمولاً چيزي را در ماوراء جستجو نميكنم. همه چيز را اطراف خودم پيدا مي كنم. مثلاً در عشق به پدر و مادرم. گاهي در برخي پلان هاي حسي كه نياز به تمركز دارد به مادرم زنگ مي زنم، صدايش را مي شنوم و ديگر همه چيزب راي من تمام مي شود. زيرا آنقدر او را دوست دارم و آنقدر سادگي در عشق پدر و مادرم نسبت به خودم احساس مي كنم كه از هر دلواپسي و اضطراب در اين جامعه رها مي شوم. حتي در مونولوگ هايي كه در زندان داشتم هيچ وقت نگذاشتم براي من اشك بگذارند. چرا كه آن جمله ها ازعمق وجود من بر ميخاست كه به عقيده من اين نهايت عشق است.
آرزو شهبازي
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 14:41
|
|
عکس های مهناز افشار و بازیگران فیلم دعوت فیلمی متفاوت از ابراهیم حاتمی کیا

عکس های مهناز افشار و بازیگران فیلم دعوت فیلمی متفاوت از ابراهیم حاتمی کیا

عکس های مهناز افشار و بازیگران فیلم دعوت فیلمی متفاوت از ابراهیم حاتمی کیا
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:53
|
|
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 14:11
|
|
|
بیوگرافی شخصیت ملکه هانگ هو در سریال افسانه جومونگ با بازی کیون میری
|
|
بیوگرافی شخصیت ملکه هانگ هو در سریال افسانه جومونگ با بازی کیون میری یا همون بانو چويي در جواهري در قصر
اولين فيلمي که کيون ميري در آن به ايفاي نقش پرداخت و به دنياي سينماي کره وارد شد بازي در فيلم All About Eve با نام کره اي I-beu-eui Mo-deun Keot بود.کارگرداني اين فيلم را ? کارگردان به نامهاي Han Cheol-soo ، Lee Jin-seok و Lee Hyeong-seon بر عهده داشتن که با اعتماد کردن به اين استعداد نهفته نقش مهمي در توسعه کار سينماي کيون ميري و پس از آن بازي در سريال جواهري در قصر را داشتند.ج.اهري در قصر نقطه عطف بازيگري کيون ميري به شمار مي رود.به جز جواهري در قصر و افسانه جومونگ کيون ميري در ? فيلم سريال ديگر به ايفاي نقش پرداخته که آخرين سريال آن سريال يي سان است که به جاي خود در مورد آن بحث خواهيم کرد.اين بازيگر ?? ساله (متولد ????) همچنان با انرژي به کار خود در بازيگري ادامه مي دهد هرچند کارهاي تبليغاتي نيز در برنامه هاي او وجود دارد.
نام :کیون میری / Kyun Mi Ri / Kyeon Mi Ri حرفه : بازیگر تاریخ تولد : 19 سپتامبر 1964 محل تولد : کره جنوبی سن : 44 سال سریال های تلویزیونی : Golden Bride (SBS, 2007) The Book of Three Han (MBC, 2006) Sad Goodbye (KBS2, 2005) Dae Jang Geum (MBC, 2003) All About Eve (MBC, 2000 |
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 14:9
|
|
مطالب و عکس های جالب و خواندنی و دیدنی از سریال متشکرم

چندي است كه سريالي با نام «متشكرم» از شبكه تهران پخش ميشود كه از يك سو بهدليل عنوان جالبش و از سوي ديگر به خاطر موضوع خانوادگياي كه دارد، مخاطبان بسياري را پاي تلويزيون نشانده
بهطوري كه تكرار اين سريال برخلاف سريالهاي ديگر در دو روز هفته يعني روزهاي شنبه و چهارشنبه پخش ميشود. بهنظر ميرسد، اين حركت شبكه تهران در ادامه پخش سريالهاي هر شب يا يك شب در ميان باشد، چون «متشكرم» در حقيقت يك بار دو شنبه پخش ميشود. به ويژه آنكه مدتي است علاقهمندان سريالهاي آسياي شرقي بيشتر شده و شايد بتوان گفت كه به نوعي اين سريالها بهترين گزينه براي پخش در سيماي جمهوري اسلامي ايران است چرا كه بهنظر ميرسد اين سريالها در زمان پخش كمتر نياز به حذف و اضافه داشته باشند يا حداقل حساسيت در مورد لباس بازيگران كمتر است. به عنوان نمونه از اين سريالها ميتوان به «امپراتور دريا»، «تاجر پوسان» و «افسانه جومونگ» اشاره كرد كه با توجه به ويژگي مجاورت و نزديكي به ايران، در جلب توجه مخاطبان بسيار موفق بودهاند.
سريال «متشكرم» كه در 16 قسمت 45 دقيقهاي با نام اصلي «ما آنجا بوديم» در سال 2007 در كره ساخته شد پيش از اين سال گذشته از شبكه ام.بي.سي پخش شده است و به دليل محبوبيت اين سريال در زمان پخش، كشورهاي انگليس، ژاپن و اسپانيا اين سريال را خريداري و دوبله كردند. فيلمنامه اين سريال را خانم «لي كيانگ هي» نوشته و «جي دانگ» آن را كارگرداني كرده است.
داستان در مورد پزشك حاذق اما مغرور و خودسري به نام« مين كي سو» است كه «جنگ هيوك» نقش آن را بازي ميكند. اين دكتر در بيمارستاني مشغول به كار است و به هيچ كس اهميت نميدهد و تنها انساني كه در نظر او مهم و ارزشمند به حساب ميآيد نامزد مردهاش چاجيمين است. «چاجيمين» قبل از مرگش از دكتر مين كي سو ميخواهد كه به خانواده دختري به نام «ليبوم» كه بر اثر تزريق خون آلوده به بيماري ايدز دچار شده، كمك كند. مادر اين دختر كه« لييانگشين» نام دارد بسيار اميدوار، سرزنده و مثبت انديش است. آشنايي مين كي سو با اين مادر و دختر باعث تغييرات بزرگي در زندگي او ميشود.
سريال «متشكرم» كه در 16 قسمت 45 دقيقهاي با نام اصلي «ما آنجا بوديم» در سال 2007 در كره ساخته شد پيش از اين سال گذشته از شبكه ام.بي.سي پخش شده است و به دليل محبوبيت اين سريال در زمان پخش، كشورهاي انگليس، ژاپن و اسپانيا اين سريال را خريداري و دوبله كردند.
«ليكيانگهي» فيلمنامهنويس اين سريال در مصاحبهاي گفته است كه ساختار اوليه داستان را 3سال در ذهن داشته و هميشه فكر ميكرده يك دختر 8ساله كه به ايدز مبتلاست چه حال و احوالي دارد؟ او كه هميشه بهعنوان يك فيلمنامهنويس بادقت و وسواسي شهرت داشته، در نهايت نيز تصميم گرفته داستان اين بيمار را ابتدا با شخصيتپردازي يك دكتر به تصوير بكشد.
ليكيانگهي از جمله فيلمنامهنويسان كرهاي است كه در نگارش داستانهاي عاشقانه و سوزناك مهارت دارد. از جمله كارهاي او ميتوان به مجموعههاي «متأسفم، دوستت دارم» و «عشق كشنده» اشاره كرد كه همگي با استقبال مخاطبان روبهرو شدهاند.
«ليكيانگهي» در مقام فيلمنامهنويس معتقد است كه براي نقش اين دكتر هيچكس مناسبتر از جنگ هيوك نيست.
اين بازيگر بعد از بازي در چند فيلم و سريال به خدمت ارتش در آمد اما چندي نگذشت كه اخراج شد و دوباره بازيگري را از سر گرفت. او بهعنوان بازيگر نقشهاي عاشقانه شهرت دارد اگر چه نقش او در درام خانوادگي«متشكرم» گاه به كمدي نيز نزديك شده است.
جنگ هيوك درباره بازي در سريال متشكرم ميگويد: «من در اين سريال نقش مرد از خود راضي و مغروري را بازي ميكنم كه با از دست دادن نامزدش به كشوري بسيار دور از زادگاهش پناه ميبرد و در آنجا با كمك عشق زن ديگري نسبت بهخود دوباره به زندگي اميدوار ميشود. در حال حاضر از اينكه ارتش را رها كردم بسيار خوشحالم و از جايگاهي كه با بازيگري به دست آوردم راضيام، چون چندي پيش وقتي تمرينات ارتش را ميديدم از اينكه ديگر مجبور نيستم در ارتش باشم بسيار خوشحال شدم.» وي درباره نقش خود در اين سريال ميافزايد: «در سريال «متشكرم» سعي كردم به نرمي تغيير اخلاق يك پزشك با كمك عشق و مهرباني را نشان دهم. البته اغلب اتفاقات اين سريال در بيمارستان رخ ميدهد اما در حقيقت اين سريال درباره بيماري نيست، بلكه سريالي عاشقانه براي بزرگسالان است.»
جنگ هيوك همچنين ميگويد: «مردم فكر ميكنند يك پزشك بايد خونسرد و آرام باشد. من هنگام پذيرفتن اين نقش خيلي تلاش كردم تا بفهمم كه آيا يك پزشك بايد رفتاري آرام داشته باشد؟ يعني اين ويژگي لازمه كار پزشك است يا او ميتواند به گونه ديگري باشد؟ به هر حال در جريان سريال معني احساسات عاشقانه يك پزشك را كشف كردم.»
جنگ هيوك در سال 1976 در شهر پوسان كره جنوبي به دنيا آمد و بهعنوان بازيگر و خواننده شهرت دارد. او پيش از سريال متشكرم در بيش از 20 فيلم و سريال بازي كرده و جوايز بسياري را به دست آورده است. هيوك براي بازي در فيلم كمدي توفان زده كه سال 2004 پخش شد، در آسياي شرقي محبوب شد. از ديگر كارهاي او ميتوان به اين موارد اشاره كرد: «لطفا به من انگليسي ياد بده»، «آتشفشان بلند»، «توالت عمومي» و «رقص اژدها».
«گانگ هيو جين» كه در اين سريال نقش لييانگشين را بازي ميكند، سال 1980 در سئول به دنيا آمد و تاكنون بيش از 10 فيلم و سريال بازي كرده است.
بازيگران نقشهاي اصلي اين سريال در كرهجنوبي محبوبيت زيادي دارند و بازي در سريال «متشكرم» نيز براي آنها افتخاراتي را به همراه داشته است. جنگ هيوك براي بازي در سريال «متشكرم» جايزه طلايي بازيگري سريالهاي تلويزيوني را به دست آورد و «گانگهيوجين» نيز بهعنوان بهترين بازيگر زن اين سريال شناخته شده است. او پيش از اين در سريالهاي «عشق بدون آرزو»، «سلام معلم من»، «روزهاي عالي»، «خانواده عجيب و غريب من» و... بازي كرده است. از فيلمهاي «گانگ هيو جين» نيز ميتوان به «من اين را همين شكلي دوست دارم»، «سربازان بهشتي» و «يك روز با پسرم» اشاره كرد.نقش دختر 8 ساله مبتلا به بيماري ايدز را نيز «سئوشيناي» بازي ميكند كه به خوبي از عهده اين نقش برآمده است.
در حقيقت داستان سريال «متشكرم» ميخواهد شيوه برخورد انسانها با يكديگر و چگونگي روبهرو شدن با مشكلات را در قالب يك درام خانوادگي نشان دهد؛ آدمهايي كه نه بد مطلقند و نه خوب و بيعيب و نقص بهنظر ميرسند. اين سريال سعي كرده با تكيه بر مفاهيم انساني و به تصويركشيدن مشكلات زندگي يك عده نظير فقدان همسر، رويارويي با بيماري، ارتباط با ديگران و...توجه مخاطب را جلب كند. البته تاكنون تنها چند قسمت اول اين سريال از شبكه تهران پخش شده و هنوز اتفاق تكان دهندهاي در سريال رخ نداده است و هنوز پدر اين دختر 8 ساله وارد ماجرا نشده تا شكل داستان را تغيير دهد!
و....
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 14:3
|
|

[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:57
|
|
بیوگرافی هموسو با بازی هو جون هو در سریال افسانه جومونگ


[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:50
|
|
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:38
|
|
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 12:42
|
|
ماه هاي تولد افراد مشهور
-افراد مشهور فروردين ماه: فريدون جنيدي ( شاهنامهپژوه و نويسندهٔ ايراني) ، بني صدر (رييس جمهور پيشين ايران) ، علي دايي (بازيكن فوتبال) ، زلمي خليلزاد (نماينده دولت بوش در سازمان ملل با تبار افغانستاني) ، محمد علي فردين (بازيگر ايراني) ، مجيد مجيدي (كارگردان ايراني) ، محمدعلي كشاورز (بازيگر ايراني) ، خسرو شكيبايي (بازيگر ايراني) ، ژاله علو (بازيگر ايراني) ، چارلي چاپلين (هنرپيشه انگليسي)، بيتا فرحي (هنرپيشه ايراني) ، پوران درخشنده (كارگردان ايراني) ، عليرضا افتخاري (خواننده ايراني) ، رخشان بنياعتماد (كارگردان ايراني) ، مارلون براندو (هنرپيشه آمريكايي)، يزدان ( شكافنده اتم )؛ بيسمارك (صدراعظم آلمان)، ژوزف پوليتزر (روزنامه نگار آمريكايي)، هنري جيمز (نويسنده آمريكايي)، ونسان ونگوك (نقاش هلندي)، نيكيتا خروشچوف (نخست وزير سابق روسيه) و تنسي ويليامز (نويسنده آمريكايي) ، مريلا زارعي ( هنرپيشه ايراني ) محمد رضا گلزار (هنرپيشه ايراني) ، خشايار اعتمادي (خواننده ايراني)
- افراد مشهور ارديبهشت ماه: عمر خيام (رياضيدان و اخترشناس ايراني) ، دكتر محمّد معين (اديب ايراني) ، سيمين دانشور (شاعر ايراني) ، قيصر امينپور (شاعر ايراني) ، غلامحسين بنان (خواننده ايراني) ، رهي معيري (شاعر ايراني) ، فريماه فرجامي (بازيگر ايراني) ، پرويز مشكاتيان (نوازنده ايراني) ، اندي (خواننده ايراني) ، آرش لباف (خواننده ايراني) ، رضا عطاران (بازيگر ايراني) ، بهنوش بختياري (بازيگر ايراني) ، آندره آغاسي (تنيسور امريكايي) ، همايون شجريان (خواننده ايراني) ، آتوسا پور كاشيان (استاد بزرگ شطرنج) ، اونوره دوبالزاك (نويسنده فرانسوي)، ويليام شكسپير (نمايشنامه نويس انگليسي)، برتراند راسل (فيلسوف و نويسنده انگليسي)، ولادمير ناباكف (نويسنده روس)، يوهان برامس (آهنگساز آلماني)، سالوادور دالي (نقاش اسپانيايي)، هري ترومن (رئيس جمهور آمريكا)، روبسپير (انقلابي فرانسوي)، كاترين كبير (ملكه روسيه)، اليور كرامول (رهبرانقلابي انگليس)، نانسي عجزم (خواننده لبناني) ، ملكه اليزابت دوم (ملكه انگليس)، هيتلر (ديكتاتور آلماني)، زيگموند فرويد (روانشناس اتريشي)، هنري فوندا (هنرپيشه آمريكايي)، گري كوپر (هنرپيشه آمريكايي) و ارسون ولز (كارگردان آمريكايي) ، سعيد شهروز (خواننده ايراني) ، پويا اميني (بازيگر ايراني) ، جواد كاظميان (فوتباليست ايراني) ، فريدون زندي (فوتباليست ايراني) .
- افراد مشهور تير ماه: علي حسيني خامنهاي (رهبر فعلي ايران) ، علياكبر ولايتي (وزير خارجه پيشين ايران) ، ولاديمير پوتين (رييس جمهور سابق روسيه) ، محمد داود خان (اولين رييس جمهور افغانستان) ، سيمين بهبهاني (شاعر ايراني) ، صمد بهرنگي (نويسنده ايراني) ، صادق چوبك (نويسنده ايراني) ، داود رشيدي (بازيگر ايراني) ، عباس كيارستمي (كارگردان ايراني) ، سهراب شهيد ثالث (كارگردان ايراني) ، ثريا اسفندياري بختياري (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوي) ، روحانگيز سامينژاد (اولين هنر پيشه زن ايراني) ، فاطمه گودرزي (بازيگر ايراني) ، شادي پريدر (نخستين استاد بزرگ شطرنج بانوان ايران) ، بي نظير بوتو (نخست وزير پيشين پاكستان) ، محمود فكري (فوتباليست ايراني) ، عباس مرادي (دروازه بان بزرگ ايران)، مصطفي رحماندوست (شاعر ايراني) ، نسرين مقانلو (بازيگر ايراني) ، سحر ولد بيگي (بازيگر ايراني) ، هديه تهراني (بازيگر ايراني) ، رضا شفيعي جم (بازيگر ايراني) ، گلشيفته فراهاني (بازيگر ايراني) ، وحيد هاشميان (فوتباليست ايراني) ، نيوشا ضيغمي (بازيگر ايراني) ، الناز شاكردوست (بازيگر ايراني) ، ارنست همينگوي (نويسنده آمريكايي)، آن ليندبرگ (نويسنده آمريكايي)، ژان كوكتو (نويسنده فرانسوي)، هلن كلر (نويسنده آمريكايي)، مارك شاگال (نقاش روس)، رامبراند (نقاش هنلدي)، مارسل پروست (نويسنده فرانسوي)، اينگمار برگمن (نويسنده و كارگردان سوئدي)، لويي آرمسترانگ (نوازنده جاز آمريكايي)، راكفلر (سرمايه دار آمريكايي)، ژوليوس سزار (سردار روم)، جان گلن (فضانورد آمريكايي)، جينالو لوبريجيدا (هنرپيشه ايتاليايي) و هنري هشتم (پادشاه فرانسه).
- افراد مشهور مرداد ماه: محمود دولتآبادي (نويسنده ايراني) ، علي حاتمي (كارگردان ايراني) ، انوشيروان روحاني (آهنگساز ايراني) ، عارف عارفكيا (خواننده ايراني) ، شقايق فراهاني (بازيگر ايراني) ، حسن جوهرچي (بازيگر ايراني) ، داريوش فرضيايي"عمو پورنگ" (بازيگر ايراني) ، منيرو روانيپور (نويسنده ايراني) ، امين تارخ (بازيگر ايراني) ، پوپك گلدره (بازيگر ايراني) ، رضا صادقي (خواننده ايراني) ، مهدي مهدوي كيا (فوتباليست ايراني) ، محمد خاني (استاد اينترنت)، داريوش ارجمند (بازيگر ايراني) ، امين زندگاني (بازيگر ايراني) ، آلدوس هاكسلي (نويسنده آمريكايي)، جورج والتر اسكات (نويسنده اسكاتلندي)، جان گالز ورثي (نويسنده آمريكايي)، جورج برنارد شاو (نويسنده انگليسي)، دوروتي پاركر (نويسنده انگليسي)، كارل گوستاو يونگ (روانشناس سوئيسي)، آلفرد هيچكاك (كارگردان انگليسي)، موسيليني (ديكتاتور ايتاليايي)، فيدل كاسترو (رهبر انقلابي كوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسيل بال (كمدين آمريكايي).
- افراد مشهور شهريور ماه: روحالله مصطفوي موسوي خميني (رهبر پيشين ايران) ، اكبر هاشمي رفسنجاني(رييس جمهور پيشين ايران) ، مرتضي آويني (نويسنده و كارگردان مستند ايراني) ، دميتري مدودف (رييس جمهور روسيه) ، احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزين افغانستان) ، تهمينه ميلاني (كارگردان ايراني) ، فريدون مشيري (شاعر ايراني) ، غلامرضا تختي (ورزشكار ايراني) ، عهديه (خواننده ايراني) ، قادر ميزباني (قهرمان دوچرخه سواري ايران) ، عليرضا دبير (قهرمان كشتي ايران) ، مهدي شجاعي (نويسنده ايراني) ، هوشنگ مرادي كرماني (نويسنده ايراني) ، كيومرث صابري فومني (طنز نويس ) ، اكبرعبدي (بازيگر ايراني) ، پارسا پيروز فر (بازيگر ايراني) ، امين زندگاني (بازيگر ايراني) ، نيكي كريمي (بازيگر ايراني) ، حسام نواب صفوي (بازيگر ايراني) ، مجيد صالحي (بازيگر ايراني) ، امير تاجيك (بازيگر ايراني) ، جواد نكونام (فوتباليست ايراني) ، حسين پناهي (بازيگر و شاعر ايراني) ، شهلا رياحي (بازيگر ايراني) ، بنيامين بهادري (خواننده ايراني) ، تئودور رايزر (نويسنده آمريكايي)، گوته (شاعر آلماني)، دي.اچ لارنس (داستان نويس انگليسي)، قوام نكرومه (سياستمدار غنايي)، ملكه اليزابت اول (ملكه انگلستان)، جوزف كندي (سياستمدار آمريكايي)، ليندون جانسون (رئيس جمهور آمريكا)، ويليام هوارد تافت (رئيس جمهور آمريكا)، لئونارد برنشتاين (آهنگساز آمريكايي)، اينگريد برگمن (هنرپيشه سوئدي)، سوفيا لورن (هنرپيشه ايتاليايي)، الياكازان (كارگردان آمريكايي)، هنري فورد (مديركارخانه ماشين سازي) و پيتر سلرز (هنرپيشه انگليسي).
- افراد مشهور مهر ماه: منوچهر آتشي (شاعر ايراني) ، محمدرضا شَفيعي كَدكَني (شاعر ايراني) ، سهراب سپهري (شاعر ايراني) ، محمد رضا شجريان (خواننده ايراني) ، فرح ديبا (ملكه سابق ايران) ، محمد خاتمي (رييس جمهور پيشين ايران) ، علي پروين (بازيكن و مربي فوتبال ايراني) ، فردريش نيچه (فيلسوف و نويسنده آلماني) ، محمد ظاهرشاه (آخرين پادشاه افغانستان) ، بيل كلينتون (رييس جمهور پيشين آمريكا) ، سامويل خاچيكيان (كارگردان ايراني) ، ابراهيم گلستان (نويسنده و كارگردان ايراني) ، علي مصفا (بازيگر ايراني) ، مهتاب كرامتي (بازيگر ايراني) ، كريس ديبرگ (خواننده ايرلندي) ، پوري بنايي (بازيگر ايراني) ، الهام حميدي (بازيگر ايراني) ، جيمي كارتر (رييس جمهور پيشين آمريكا) ، باران كوثري (بازيگر ايراني) ، عادل فردوسي پور ( مجري تلويزيون ايراني) ، گلي ترقي (نويسنده ايراني) ، تامس ولف (نويسنده آمريكايي)، اسكار وايلد (نمايشنامه نويس ايرلندي)، فردريش نيچه (فيلسوف آلماني)، گراهام گرين (نويسنده انگليسي)، ويليام فاكتر (نويسنده آمريكايي)، يوجين اونيل (نمايشنامه نويس آمريكايي)، تي.سي اليوت (نويسنده انگليسي)، آيزنهاور (رئيس جمهور آمريكا)، جورج.سي اسكات (هنرپيشه آمريكايي)، بريژيت باردو (هنرپيشه آمريكايي)، سر والتر رالي (شاعر انگليسي)، جي.بي راين (روانشناس آمريكايي)، مهاتما گاندي (رهبر ملي هند)، لويي فيليپ (پادشاه فرانسه)، فرانتس ليست (آهنگساز مجار)، مارچلو ماستروياني (هنرپيشه ايتاليايي) و چارلتون هستون (هنرپيشه آمريكايي).
- افراد مشهور آبان ماه: محمد حسيني بهشتي (رياست پيشين ديوانعالي ايران) ، علامه اقبال لاهوري (انديشمند و شاعر هندي) ، نيما يوشيج (شاعر ايراني) ، علي تجويدي (موسيقيدان ايراني) ، آيدين آغداشلو (نقاش ايراني) ، بانو دلكش (خواننده ايراني) ، گلبدين حكمتيار (از جنگ سالاران افغانستان) ، فاطمه معتمد آريا (بازيگر ايراني) ، آتنه فقيه نصيري (بازيگر ايراني) ، مريم حيدر زاده (شاعر ايراني) ، ويشكا آسايش (بازيگر ايراني) ، علي كريمي (فوتباليست ايراني) ، شيلا خداداد (بازيگر ايراني) ، ستار (خواننده ايراني) ،احسان خواجهاميري (خواننده ايراني) ، اميد تاجيك (بزرگترن تاجر ايراني)، فرانسوا ميتران (رييس جمهور پيشين فرانسه ) ، ماري كوري (دانشمند فرانسوي) ، سالك (ميكروبيولوژيست آمريكايي)، پابلو پيكاسو (نقاش اسپانيايي)، جورج.سي اليوت (نويسنده انگليسي)، اينديرا گاندي (رهبرملي هند)، جواهر لعل نهرو (رهبرملي هند)، ماري آنتوانت (ملكه فرانسه)، مارتين لوتر (كشيش آلماني بنيانگذار مذهب پروتستان)، رابرت كندي (سناتور آمريكايي)، چيانگ كاي چك (رهبرچين)، تئودور روزولت (رئيس جمهور آمريكا)، شارل دوگل (ژنرال فرانسوي) و ريچارد برتون (هنرپيشه انگليسي).
- افراد مشهور آذر ماه: داريوش مهرجويي (كارگردان ايراني) ، علي شريعتي (انديشمند و متفكر ايراني) ، جمشيد مشايخي (بازيگر ايراني) ، مهتاب نصير پور (بازيگر ايراني) ، داريوش فرهنگ (كارگردان و بازيگر ايراني) ، محمدتقي بهار (شاعر و سياستمدار ايراني) ، جلال آلاحمد (نويسنده ايراني) ، لاله اسكندري (بازيگر ايراني) ، بهاره رهنما (بازيگر ايراني) ، اميد زندگاني (بازيگر ايراني) ، ناصر حِجازي ( بازيكن و مربي فوتبال) ، بهاره رهنما (بازيگر ايراني) ، علي صادقي (بازيگر ايراني) ، مارك تواين (نويسنده آمريكايي)، بتهوون (آهنگساز آلماني)، جان آزبرن (نويسنده انگليسي)، وينستون چرچيل (نخست وزير انگليس)، والت ديسني (تهيه كننده فيلم هاي كارتون آمريكايي)، فرانك سيناترا (هنرپيشه آمريكايي)، پاپ ژان پل سيزدهم (رهبر كاتوليك هاي جهان) و جان ميلتون (شاعر انگليسي).
- افراد مشهور بهمن ماه: خسرو گلسرخي ( شاعر و مبارز ايراني) ، صادق هدايت (نويسنده ايراني) ، سيروس قايقران (فوتباليست ايراني) ، محمود فرشچيان (مينياتوريست ايراني) ، علي نصيريان (بازيگر ايراني) ، عليرضا خمسه (بازيگر ايراني) ، عليرضا عصار (خواننده ايراني) ، تورج نگهبان (ترانه سراي ايراني) ، عليرضا عصار (خواننده ايراني) ، افشين قطبي (مربي فوتبال ايراني) ، احسان حدادي (پرتابگر ديسك ايراني)، شهاب حسيني (بازيگر ايراني) ، سميرا مخملباف (كارگردان ايراني) ، رويا نونهالي (بازيگر ايراني) ، دميتري مندليف (شيميدان روس) ، شَهرنوش پارسيپور (نويسنده ايراني) ، بزرگ علوي ( نويسنده ايراني) ، اديسون (مخترع آمريكايي)، گاليله (دانشمند ايتاليايي)، حسن اعرابي (پويا)، فرانسيس بيكن (فيلسوف انگليسي)، چارلز داروين (طبيعيدان انگليسي)، لنگستن هيوز (نويسنده آمريكايي)، سامرست موآم (نويسنده انگليسي)، چارلز ديكنز (نويسنده انگليسي)، پرلمان (نويسنده آمريكايي)، پل نيومن (هنرپيشه آمريكايي)، كيم نواك (هنرپيشه آمريكايي)، كلارك گيبل (هنرپيشه آمريكايي)، جيمز دين (هنرپيشه آمريكايي)، فرانكلين روزولت (رئيس جمهور سابق آمريكا)، آبراهام لينكلن و رونالد ريگان(روساي جمهور سابق آمريكا) ، ملك عبدالله دوم (پادشاه اردن) .
- افراد مشهور اسفند ماه: رضا شاه (بنيانگذار دودمان پهلوي ايران) ، آيتالله محمود طالقاني (فعال سياسي ايراني) احمد خميني (فرزند رهبر پيشين ايران) ، ميخائيل گورباچف (آخرين رييس جمهور شوروي) ، پروين اعتصامي (شاعر ايراني) ، هوشنگ ابتهاج (شاعر ايراني) ، مرجانه گلچين (بازيگر ايراني) ، ليلا فروهر (خواننده ايراني) ، عمران صلاحي (نويسنده ايراني) ، ميكل آنژ (نقاش ايتاليايي)، ريمسكي كرساكف (آهنگساز روسي)، فردريك شوپن (آهنگساز فرانسوي)، اوگوست رنوار (نقاش فرانسوي)، جان اشتاين بك (نويسنده آمريكايي)، ادوارد آلبي (نمايشنامه نويس آمريكايي)، اليزابت تيلور (هنرپيشه آمريكايي)، جورج واشنگتن (رئيس جمهور سابق آمريكا) ، ويكتور هوگو (نويسنده فرانسوي) ، ايرج نوذري (بازيگر ايراني) ،آندرانيك تيموريان
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 12:39
|
|
خلاصه قسمت پنجم سریال جومونگ
ملکه از پسراش میپرسه مگه نگفته بودین که اون مرد ؟ یونگ پو هم میگه من خودم با دوتا چشمام دیدم که اون افتاد تو باتلاق هیچ راهی وجود نداشت که اون بتونه از اونجا زنده بیرون بیاد نگران نباش مادر … دفعه بعد … ملکه هم میگه اگه میخواین بکشینش باید خودتون اینکار رو بکنید ملکه به تسو میگه با اینکه همه فکر میکنن تو ولیعهد خواهی شد ولی تمام این ها به خاطر اینه که تو از بقیه بزرگتری و در واقع تو هنوز ولیعهد نشدی تا زمانی که رسما به مقام ولیعهد منسوب نشدی در این مقام نیستی هیچ کس نمیدونه که عالیجناب چه کسی رو به عنوان ولیعهد انتخاب میکنه و ممکنه جومونگ ولیعهد بشه … تو باید توجه پدر رو به خودت جلب کنی ! فهمیدی چی میگم ؟ تسو : بله


یونگ پو و تسو درباره کشتن جومونگ حرف میزنن و یونگ پو میگه این کار رو به من بسپار تسو هم میگه نباید دوباره اشتباه کنیم به موقع از شر اون خلاص میشیم فعلا باید بدونیم که تنها خطری که میتونه ما رو به دردسر بندازه آشکار شدن حقیقته ببین جومونگ چیکار میکنه و به من گزارش بده یونگ پو هم میگه همونطور که گفتی عمل میکنم !

یوها به جومونگ میگه من هرگز سعی نکردم تو رو مثل یه مرد بار بیارم با اینکه یه پرنس بودی هنر های رزمی هم بهت یاد ندادم ! از سیاست هم چیزی بهت یاد ندادم می دونی چرا ؟

جومونگ : از زمان کودکیم شاهد بودم که چقدر به خاطر حسادت ملکه زجر کشیدید حتی قلدری برادران تسو و یونگ پو رو هم تحمل کردم در همان کودکی فهمیدم که این سرنوشت ما بوده به همین خاطر هم مثل یه ترسو رفتار کردم همیشه ساده لوحانه رفتار کردم تا همه مثل یه احمق با من رفتار کنند و بهم توجه نکنند

یوها میگه گفتی که منظورم رو فهمیدی اما این تمام موضوع نبود درسته که ما تمام عمر زیر سایه بقیه زندگیمون رو گزراندیم اما دیگه نباید اینطوری زندگی کنیم من کاری میکنم که تو ولیعهد و در نهایت جانشین پادشاه بشی تو باید ولیعهد بشی !

جومونگ: اما جطور ممکنه ؟ برادر تسو ولیعهد هست نه من

یوها : تنها دلیلی که همه فکر کنن که اون ولیعهد اینه که تسو برادر بزرگ است. ولیعهد واقعی و جانشین پادشاه باید بتونه مساعدت پادشاه رو جلب کنه و طی یه مراسم رسمی به عنوان ولیعهد انتخاب بشه تو باید پادشاه بشی و یک کار ناتموم رو به اتمام برسونی برای به انجام رسوندن این کار

جومونگ : این کار مهم چی هست ؟
یوها : به موقع خواهی فهمید. از آنجا که ملکه ، تسو و یونگ پو قصد دارن به تو آسیب بزنند تو باید یاد بگیری که چطور از خودت محافظت کنی

یوها هم به خدمتکارش ( مودوک ) میگه که یه نفر برای آموزش به جومونگ میخوان و اینکه کسی در قصر نباید بفهمه و هویت ما باید پنهان بمونه و …

روز بعد جومونگ و یوها به محل میرن و کسی که قراره به جومونگ مهارت های رزمی یاد بده میاد !!!
مودوک میگه این برادر منه و اسمش موسانگ هست یوها هم میگه تو الان چکار میکنی ؟
موسانگ : من مسئول زندان هستم ! یوها به جومونگ میگه : تو باید هنر های رزنی رو یاد بگیری کسان زیادی مراقب تو هستند پس باید در خفا این امور رو یاد بگیری

مودوک به برادرش میگه که تو میتونی تقدیرت رو عوض کنی پس کارت رو خوب انجام بده موسانگ هم میگه اون کیه ؟ والدینش کی هستند ؟ مودوک هم میگه اون پسر یه نجیب زادست ! و به موسانگ کمی پول میده و اونا میرن

موسانگ به جومونگ میگه قبل از شروع شرایطی هست که باید قبول کنی. من میدونم که شما یه نجب زاده ای اما الان من ارباب تو هستم منظورم اینه که اخلاق من خیلی تنده به محض اینکه عصبانی بشم میزنه به سرم. جومونگ : مقام و رتبه مهم نیست تا زمانی که به من آموزش رزمی میدی ارباب من خواهی بود هر کاری که بگی میکنم موسانگ : چی باید صدات کنم ؟ جومونگ هم میگه به من بگو چومو !!!

موسانگ : دستات رو بیار بیرون. دستات مثل دختر ها میمونه ! من میرم به خونه تا یه چیزی بخورم و تو باید بری بالای اون کوه و برگردی ! با این دستهایی که تو داری حتی نمیتونی شمشیر دستت بگیری باید اول بدنت رو قوی کنیم و سعی نکن به من کلک بزنی !!!
جومونگ هم میره بالای کوه و برمیگرده پایین البته نه به این راحتی که من گفتم !!!
جومونگ برمیگرده به قصر و به مودوک میگه موسانگ برادر توست ؟ مودوک : بله - جومونگ هم میگه در کارش مهارت داره ؟ مودوک: بله، چرا می پرسید ؟ جومونگ: برای اینکه نمیتونم باور کنم ! به نظر من یه آدم همیشه مست و احمق میاد واقعا میتونم ازش چیزی یاد بگیرم ؟ مودوک : اون در هنر های رزمی مهارت بالایی داره زمانی جزو گارد سلتنطی بود ! میتونی بهش اعماد کنی ! جومونگ: بسیار خوب


جومونگ میاد سراغ موسانگ و بهش میگه امروز باید چگار کنم ؟ اونم میگه چرا دوباره از کوه بالا نمیری ؟

موسانگ هم دراز میکشه و جومونگ عصبانی میشه و میگه تمام کاری که تو یه ماه گذشته انجام دادم این بود که تا نوک کوه برم و برگردم پس کی میخوای به من هنر های رزمی یاد بدی؟ اصلا میتونی بهم یاد بدی ؟ دیگه نمیوتنم بهت اطمینان کنم موسانگ هم میگه ظاهرا اخلاقت هم مثل دختراست ! پرسیدی که آیا توان آموزش دادن به تو رو دارم ؟ دنبالم بیا


موسانگ جومونگ رو به زندان میبره و اونجا رو از قبل هم آماده کرده ( چوب هایی رو از قبل بریده بوده و آماده برای نصف کردن …. )
جومونگ میگه نمیدونستم که اینجا یه زندان وجود داره ! موسانگ هم میگه خود منم قبل از اومدن به اینجا نمیدونستم ! جومونگ میگه جرم زندانی های اینجا چیه ؟ موسانگ: نمیدونم، بعضی از اینها حتی ده بیست سال هست که اینجا هستند هیچکس نه اسمشون رو میدونه و نه اینکه برای چی آوردنشون اینجا. گفتی که میخواهی مهارت من رو ببینی ؟ بسیار خوب بهت نشون میدم
و اون چوب هایی که از قبل آماده کرده بود رو نصف میکنه و … که جومونگ باورش بشه

جومونگ هم با شمشیر چوبی مشغول تمرین میشه اونم به مقدار خیلی زیاد و شب و روز !
و................
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 15:58
|
|
«باراک حسین اوباما»
عضو حزب دمکرات و سناتور جوان ایالت «ایلینویز» در انتخابات سراسری آمریکا به عنوان چهلوچهارمین رئیسجمهوری این کشور برگزیده شد.
اوباما، ۴ اوت 1961 در ایالت هاوایی از پدری کنیایی و سیاهپوست و مادری سفیدپوست اهل ویچیتا ایالت کانزاس متولد شد، اما زمانی گذشته و بالاخره این ازدواج منجر به جدایی شد.
زمانی که او شش ساله بود، مادرش با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده وي، دستهجمعی راهی جاکارتا شدند.
بعدها باراک اوباما برای تحصیل بیشتر و زندگی با پدربزرگ و مادربزرگش به هاوایی بازگشت.
وی در ۱۹۸۳، لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بینالملل را از دانشگاه کلمبیاي نیویورک به دست آورد و پس از آن به شیکاگو نقل مکان کرد.
در سال ۱۹۸۸ پس از چند سال کار در شیکاگو وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد.
اوباما خیلی زود دکترای حقوق خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه ممتاز دریافت کرد.
وی پس از هاروارد به شیکاگو بازگشت و به عنوان یک وکیل حقوق مدنی مشغول فعالیت و عضو هيأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو شد.
اوباما در ۴ ژانویه ۲۰۰۵ وارد سنا شد. با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولاً سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمیکنند به کار گرفت.
وی پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرد و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شد.
اوباما در فوریه سال ۲۰۰۷ در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ خواهد بود.
اوباما از نخستین مخالفان سیاست دولت بوش در عراق است.
باراک اوباما و همسرش

باراک اوباما به همراه همسر و فرزندانش

باراک حسین اوباما در حال ترک کاخ سفید بعد از دیدار با بوش

باراک حسین اوباما و پدر بزرگش


ادامه در ادامه مطلب حتما بخونید
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 13:42
|
|
مجموعه عکس های زیبا و باور نکردنی از خطای دید در چشم انسان
روی علامت مثبت در وسط دايره خیره شوید! دایره چشمک زن را چه رنگی میبینید؟
5 ثانیه به این شکل خیره شويد. اگر دیوانه نشدین میبینین که کمانها به تدریج از بین میرن و دوباره به عنوان قطعه ای از یک کمان دیگه شکل می گیرند. 
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 12:56
|
|
پگاه آهنگراني: متولد 63 در تهران. تحصيل در رشته موسيقي را رها كرد و به نمايش رو آورد.
لاله اسكندري: متولد 51 در تهران. ليسانس گرافيك
مهناز افشار: متولد 56 در تهران. ديپلم تجربي
ساره آرين: متولد 59 در تهران.ليسانس ميكروبيولوژي.
پژمان بازغي: متولد 53 در تهران. ليسانس صنايع.
عسل بديعي: متولد 56 در تهران.ليسانس تغذيه.
زيبا بروفه: متولد 54 در تهران. ليسانس حقوق قضايي
ماهايا پتروسيان: متولد 48 در تهران. ليسانس تئاتر.
پارسا پيروزفر: متولد 51 در تهران. ليسانس نقاشي.
هانيه توسلي: متولد 58 در همدان.دانشجوي رشته نمايش نامه نويسي.
هديه تهراني: متولد 51 در تهران.ديپلم.
بهناز جعفري: متولد 53 در تهران. ليسانس ادبيات نمايشي.
رامبد جوان: متولد 50 در تهران.ديپلم.
چكامه چمن ماه: متولد 59 در تهران.ديپلم مجسمه سازي.
ليلا حاتمي: متولد 51 در تهران. تحصيل در مهندسي برق و ادبيات مدرن فرانسه را در سوييس نيمه كاره رها كرد.
مجيد حاجي زاده: متولد 58 در تهران.تحصيل در رشته ميكروبيولوژي را رها كرد و هم اكنون تئاتر مي خواند.
ميترا حجار: متولد 55 در تهران.ديپلم.
امين حيايي: متولد 49 در تهران. تحصيل در رشته كامپيوتر را رها كرد.
شهاب حسيني: متولد 52 در تهران. تحصيل در رشته روانشناسي را رها كرد.
شهرام حقيقت دوست: متولد 51. كارشناس رشته تئاتر.
رضا داوود نژاد:متولد 59 در تهران. تحصيل در رشته حقوق را رها كرد.
سام درخشاني: متولد 59 در تهران.تحصيل در رشته نمايش را رها كرد.
بهرام رادان: متولد 58 در تهران. ليسانس مديريت بازرگاني.
حبيب رضايي: متولد 48 در مشهد. ليسانس مديريت بيمارستان.
بهاره رهنما: متولد 52 در تهران.ليسانس ادبيات فارسي و حقوق قضايي.دانشجوي فوق ليسانس در رشته نمايش.
مريلا زارعي: متولد 53 در تهران. ليسانس مهندسي صنايع قضايي.
فقيهه سلطاني: متولد 53 در تهران.ليسانس ادبيات نمايشي.
رامبد شكرآبي: متولد 51 در تهران. ديپلم رياضي.
رضا شفيعي جم: متولد 50 در تهران. ديپلم.
غزل صارمي: متولد 57 در تهران.ديپلم.
ميلاد صدر عاملي: متولد 61. دانشجوي رشته مهندسي نساجي.
امير حسين صديق: متولد 51 در نيشابور. ديپلم بازيگري.
لادن طباطبايي: متولد 49 در تهران.ليسانس بازيگري.
شبنم طلوعي: متولد 50 در تهران. ديپلم.
پرستو صالحي: متولد 56 در تهران. ديپلم.
رزيتا غفاري: متولد 51 در تهران. ليسانس كارگرداني سينما.
شقايق فراهاني: متولد 51 در تهران. ليسانس نقاشي.
گلشيفته فراهاني: متولد 62 در تهران. دانشجوي رشته موسيقي.
نگار فروزنده: متولد 57 در تهران.ديپلم.
حديث فولادوند: متولد 56 در تهران.فوق ديپلم.
علي قربان زاده: متولد 57 در تهران.ديپلم.
شبنم قلي خاني: متولد 56 در تهران. ليسانس رشته تئاتر.
ترانه عليدوستي: متولد 63 در تهران. ديپلم.
مهتاب كرامتي: متولد 50 در تهران. ليسانس ميكروبيولوژي.
نيكي كريمي: متولد 50 در تهران. ديپلم تجربي.
ماني كسراييان: متولد 55 در شيراز. ليسانس بازيگري.
باران كوثري: متولد 64 در تهران. ديپلم موسيقي.
كامبيز كاشفي: متولد 56 در تهران. ديپلم.
محمد رضا گلزار: متولد 54 در تهران.ليسانس مهندسي مكانيك گرايش سيالات.
پوپك گلدره: متولد 50 در تهران. ليسانس روانشناسي.
سروش گودرزي: متولد 53 در تهران. ليسانس كامپوتر.
لادن مستوفي: متولد 51 در شهسوار. ليسانس كارگرداني.
مرجان محتشم: متولد 48 در تهران.
يكتا ناصر:متولد 57 در تهران.ليسانس مهندسي محيط زيست.
آناهيتا همتي: متولد 52 در تهران. ديپلم.
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 12:27
|
|

![]()
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:38
|
|
بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو
بیوگرافی شخصیت " بانو یوها " در سریال افسانه جومونگ با بازی اه یون سو .
نام : اه یون سو / Oh Yun Soo / Oh Yeon Soo
تاریخ تولد : 27 اکتبر 1971
سن : 37 سال
محل تولد : کره جنوبی
قد : 165cm
وزن : 43kg
نشان ستاره : عقرب ( برج هشتم )
گروه خونی : o
محل تحصیل: دانشگاه دانکوک
آغاز کار : 1990 MBC
سریال های تلویزیونی اه یون سو :
Bittersweet Life (MBC, 2008)
The Book of Three Han (MBC, 2006)
Sad Goodbye (KBS, 2005)
Second Proposal (KBS, 2004)
Snowman (MBC, 2003)
Law of Marriage (MBC, 2001)
Woman on Top (SBS, 2000)
Love and Success (MBC, 1998)
Shoot Toward Tomorrow (MBC, 1998)
Mother’s Flag (SBS, 1996)
Mangang (SBS, 1996)
War and Love (MBC, 1995)
The Man Worries Me (KBS, 1994)
Endure Sunday (KBS, 1993)
Son and Daughter (MBC, 1992)
Eyes of Dawn (MBC, 1991
فیلم های سینمایی اه یون سو :
The Happenings (1998)
Firebird (1997)
Winter with a Piano (1995)
Rules of the Game (1994)
The General’s Son 3 (1992)
Upstairs Man, Downstairs Woman (1992

بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو
بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو
بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو
اینم یک والپیپر زیبا که باید ذخیرش کنید تا با اندازه ی اصلی در کامپیوترتون دیده بشه :

بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو![]()
بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:35
|
|
خلاصه قسمت چهارم سریال افسانه جومونگ
دیدیم که شاه می خواست به خاطر دختر بازی در قصر و عدم شرکت در مراسم شکرگذاری می خاست جومانگ را بکشه
جومانگ می افته به التماس که شاه جون تو را خدا ببخش بابایی خواهش می کنم منو ببخش من دیگه غلط می کنم نیگاه بد به دختری بکنم چه برسه به اینکه باهاش برم تو انباری و....که ناگهان دل شاه می سوزه و بیخیالش می شه و در عوض بهش می گه تو دلت برای مادرت نسوخت که اینقدر نگرانت بود و....
مامان یوهوا می یاد و می گه شاه جون تو را خدا ما را از قصر بیرون کن این پسر آبروی منو برده ما دیگه نباید تو قصر بمونیم. این پسر لیاقت پرنس بودن را نداره که شاه می گه به خاطر کار بدش 20 ضربه شلاق بهش بزنین
پسر بزرگ شاه که چشم دیدن جومانگ را نداره می یاد جلو و می گه پدر جومانگ باید فردا با ما برای زیارت کمان مقدس بیاد و اگه شلاق بخوره اون نمی تونه بیاد پس خواهشا اونو ببخشین تا وقتی برگشت.(تعجب کردین ..نه!!!!!!)
نخست وزیر و کاهن اعظم که تا حالا 3 درصد حدس می زدن جومانگ از نسل هه مو سو باشه وقتی این کار اونو دیدن به هم می گن اگه پسر هه مو سو بود اینطوری نبود یه شیر بود و یه جورایی برای جومانگ بهتر می شه
مامان ملکه که از کرده پسرش در حمایت از جومانگ کفریه سر اون داد و بیداد می کنه(این بانو چویی نمی خاد ادم شه هنوز حالا هم که ملکه شده هنوز رذله) که پسره می گه من می خام به بهانه کمان مقدس اونو از قصر بکشم بیرون و بکشمش خلاص شدن از اون برای همیشه بهتر از 20 تا ضربه شلاقه که بخوره و اینجاست که مامانی هر هر می زنه زیر خنده (حالا فهمیدین چرا نجاتش داد؟؟؟)
از طرفی جومانگ شرمسار جلوی مامانش داده خجالت می کشه و می گه به خدا می خاستم بیام تو مراسم ییهویی در رومون بسته شد.بعد هم سراغ اون دختره را می گیره که می گن 40 ضربه شلاق خورد و از قصر بیرونش کردن که جومانگ براش ناراحت می شه . مامانی به جومانگ می گه تو باید فردا با برادرانت برای دیدن کمان مقدس به کوهستان بری برو اماده شو اونو ببین و انرپی بگیر و به قول ما ادم شو و برگرد.
کمان مقدس: شئی بسیار مقدس و مهمی برای اهالی بویو (همین اراضیی که جومانگ اینا و خانددان سلطنتی توش هستن) است و به همین خاطر در غاری سعب العبور در کوهستانی سعب العبورتر مخفی شده که پرنس های بویو یی برای اینکه یه پرنس واقعی بشن باید به زیارت اون برن و بهش ادای احترام کنن و برگردن.
فردا صبح جومانگ و پسر ها برای سفر اماده می شن می یان تا از شاه خداحافظی کنن که شاه بهشون می گه شما سفر پر خطری را در پییش دارین به هیچ وجه هوویت خودتونو فاش نکنین و به سلامتی برگردین
در بین راه اون دو پسر دارن نقشه قتل جومانگ را می کشن و این در حالیه که جومانگ با اخلاص تمام داره به اونا خدمت می کنه و حتی اب هم اول به اونا می ده بعد خودش میخوره
به بهانه اینکه جومانگ باید رهبری گروه را به عهده بگیره اونو می فرستن جلو و به یه جایی که باطلاقه راهنماییش می کنن.وقتی اسب جومانگ به باطلاق رسید خودشون فرار می کنن.
جومانگ به باطلاقی می افته که هیشکی نیس به فریادش برسه و در آخرین لحظات زندگی خودش داره به ته باطلاق فرو می ره.
شما ها نمی گین اگه جومانگ بمیره دیگه کارگردان چه خاکی بر سرش کنه و 81 قسمت از کجا بیاره
پس نگران نشین از غیب که خانم و آقایی می رسن و در اخرین لحظه مثل فیلم هندی ها جومانگ را این شکلی از مرداب نجات می دن
آقا پسر به هوش که می یاد یادش می ره داشته می مرده و فک می کنه الان تو قصره مییاد برا این خانوم که ناجی شون بودن لات بازی در بیاره که خانوم حسابی حالش را می گیره
و بعد از اینکه یه دست کتک مفصل به شازده بی دست و پای ما میزنه اونو به عنوان برده با خودش می بره تا بفروشه (از گذاشتن صحنه های کتک خوردن جومانگ به علت جریحه دار شدن روحیه دوستارانش!!!!!! و جلوگیری از ایجاد روحیه خشونت در زنان این مرز و بوم معذوریم)
جومانگ می یاد زرنگ بازی در بیاره و فرار کنه که می گیرن دوباره یه حال اساسی بهش می دن
آخه یکی نیس بگه دست و پا بلوری تو را به لات بازی چه تو برو تو انبار.......
و بهش می گن اگه یه بار دیگه از این غلط ها بکنی ما می دونیم وتو
این خانم دختر یه بازرگان بزرگه که کارشون همه جور تجارتی هست و باتفاق همراهانش برای معامله با یکی از این همین اقوامی که با هم در حال جنگن شمشیر های فولادی آبدیده شده می یارن آخه پاپایی کار داشته دخترش را فرستاده
ولی انصافا دختره خیلی با جربزه و زرنگه که باباش ریاست یه کاروان تجاری را بهش داده(خانوما یه کم یاد بگیرین نصف شوماس چشماشم بادومیه هیکلشم یه صدم شوماس)
آقا جونم براتون بگه اون یارو که خریدار بود می یاد که اینا را بکشه و اموال را غارت کنه که دختره دوباره یه حال اساسی بهش می ده و به مامور امنیتیش می گه همشونو بکش که اون این کار را نمی کنه
در راه بازگشت حرف به حرف می شه و جومانگ هی این ماموره را مسخره می کنه که اونم کفری می شه شمشیرشو می کشه می گه یه کلمه دیگه ... بزنی حالتو می گیرم جومانگ هم می گه دستای منو بستین گنده لات بازی هم در می یارین؟؟؟ اگه راس می گین دستامو باز کنین تا نشونتون بدم....خودمونیم این جومانگ هم جو گرفتدش یکی نیس بگه جوجه برو دونتو بخور خلاصه دختره اونا با یه سرباز زپرتی به مبارزه می کشه و می گه اگه برنده شدی که ازادی ولی اگه باختی دیگه خدا میی دونه که ....
اقا تو کار هی این جومانگه کتک میی خوره تا اینکه دختره می یاد در گوشش می گه هااااااااااااان همین بود این همه هارت و پورت؟؟؟؟ و جومانگ هم یه نموره غیرتی می شه
و پا می شه یه ضربه می زنه یارو بیهوش می شه (نه بابا کم کم دارم بهت امیدوار می شم)
این دو تا شازده هم که جومانگ ما را قتال گذاشتن رسیدن به محل کوهستان مورد نظر ولی هر کاری می کنن نمی تونن رموزی که بهشون دادن را معنی کنن تا مکان کمان را پیدا کنن
از طرفی جومانگ که مبارزه را برد قرار شد بیارنش به کوهستان شی جو که بره کمان را ببینه اونا هم می یارنش اینجا بهش می گن برو
موقع رفتن دختره را می کشه کنار می گه ببین هر چند بابام گفته به کسی نگم من پرنس هستم ولی من دلم تاب نمی یاره و می گم که من پرنس بویو هستم هر موقع به بویو اومدی بیا بهم سر بزن من ازت خوشم می یاد!!!!!!!!!!!!
دختره هم یه مش متلک بارش می کنه و می گه دیوونه و می ره
وقتی اونا می رن این جومانگ مگه دختره از ذهنش می ره بیرون .. هی فکر می کنه تا یادش می یاد که به اون مرد گفته بود که اسمش سوسونو است
اینم کوه شی جو که در دل این کوه کمان مقدس مخفی شده
این دو تا انگل هم مکان را پیدا کردن و دارن می رن به ملاقات کمان
می رسن به محل کمان مقدس و عباداتشونو انجام می دن و احتراماتشونو می زارن
این پسره می یاد زه کمان را ببنده که هر کاری می کنه نمی تونه خلاصه بیخیال میی شن و می رن
در راه بازگشت می شینن که استراحت کنن و در مورد کاری که با جومانگ کردن صحبت می کنن که جومانگ که پشت همون تخته سنگ خوابیده بود بیدار می شه و می بینه که بععععله این اقایون دارن با هم یه چیزایی می گن
خودشو مخفی می کنه تا اونا برن و بعد می شینه به حال خودش یه شکم سیر ریه می کنه
و تصمیم می گیره در کارش موفق بشه
بلاخره با مکافات فراوون کمان را پیدا می کنه و احترام می زاره
و بر خلاف اون دو تا انگل به راحتی کمان را به زه می کنه (ظاهررا فقط ادم های نیک سیرت می تونن کمان مقدس را بکشن)
تیر را در کمان می زاره و به راحتی می تونه کمان را بکشه ولی کمان می شکنه
پسرها هم بر می گردن و طی یه سناریوی از قبل طراحی شده خودشونو می زن به ننه من غریب بازی و گریه زاری که جومانگ مرد تا شاه شک نکنه مامان جومانگ اعصابش خورد شاه اعصابش خورد ولی ملکه خوشحال پسراش هم خوشحال
شاه دستور می ده عده زیادی از سربازاش به دنبال جومانگ برن که ملکه می یاد و به کاهن می گه شاه حرف تو را قبول می کنه اونو از پیگیری کار جومانگ نهی کن که اون میی گه من کاهن کذابی نیستم و این کار را نمی کنم
بلاخره سر و کله جومانگ هم در عین تعجب همه پیدا می شه و به دست و پای مامانش می افته
همه برای عبادت خدایان جمع می شن و شاه یکی یکی از پرنس ها می پرسه که چی کار کردن و کمان را دیدن یا نه که جومانگ می گه من ندیدم
مامانی بعدا که می رن خونه سرش داد می زنه که تو به من چرا دروغ گفتی که کمان را دیدی؟؟؟؟
و جومانگ ماجرای شکسته شدن کمان و اینکه برادراش می خاستن بکشنش و ... را تعریف می کنه
در قسمت بعد خواهید دید:
آیا هه مو سو زنده است؟؟؟؟؟
چه کسی شایسته ولیعهدی است ؟؟؟؟
منبع afsanehjomung.blogfa.com
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:23
|
|
خلاصه قسمت 3 / سه سریال افسانه جومونگ
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:10
|
|
خوش پوش ترین های دنیا را بشناسید
مجله ونیتی فیر شصت و نهمین لیست سالانه خوش پوش ترین های دنیا را اعلام كرد. در بخش خوش پوش ترین زوج های دنیا، آنجلینا جولی و برد پیت به عنوان خوش پوش ترین زوج 2008 انتخاب شدند. در لیست مجله ونیتی فیر، این زوج برای دومین بار در صدر لیست قرار گرفتند و بر دیوید و ویكتوریا بكام و آشتون كوچر و دمی مور پیشی گرفتند. این مجله نحوه لباس پوشیدن آنجلینا را هنگام بارداری ستایش كرد و به تعداد بیشماری از ظاهر شدن های بی عیب برد پیت بر روی فرش قرمز اشاره كرد
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:0
|
|
اولین تصاویر منتشر شده از اخراجی ها 2

اولین تصاویر منتشر شده از اخراجی ها 2
اولین تصاویر منتشر شده از اخراجی ها 2
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:57
|
|

این عکس می تواند عکس قرن باشد.
عکس جنین 21 هفته ای به نام ساموئل الکساندر که در داخل رحم مادر احتیاج به عمل جراحی پیدا کرد و اگر از رحم خارج می شد ممکن نبود زنده بماند.
دکتر برنر جراح این عمل بزرگ بودند و جنین را در داخل رحم مورد جراحی قرار دادند.
در حین عمل جراحی جنین دست کوچکش را از شکافی که دکتر ایجاد کرده بود بیرون آورد و انگشت پزشک معالجش را فشرد و عکاس این صحنه ناباورانه را در تاریخ ثبت کرد.
دست پسرک کوچکی که برای حس قدرشناسی از رحم بیرون آمد و انگشت دکتر را به خاطر تشکر، فشرد.
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:46
|
|
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:42
|
|
عکس های بازیگر نقش یوزارسیف (یوسف پیامبر) !!
عکس های بازیگر نقش یوزارسیف (یوسف پیامبر) !!
عکس های بازیگر نقش یوزارسیف (یوسف پیامبر) !!
عکس های بازیگر نقش یوزارسیف (یوسف پیامبر) !!
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:35
|
|
عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin بازیگر سریال افسانه جومونگ

عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin بازیگر سریال افسانه جومونگ
این سری اول عکس های سوسونو Soseono یا همان Han Hye-jin بود بازم براتون عکس میزارم سریال جذاب جومونگ رو حتمآ ببینید
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 23:16
|
|
|
|
| نام دوبلر : فریبا شاهین مقدم |
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 22:56
|
|
تصاویر Oh Yeon-soo بازیگر نقش بانو یوهوا افسانه جومونگ:
تصاویر Oh Yeon-soo بازیگر نقش بانو یوهوا افسانه جومونگ
تصاویر Oh Yeon-soo بازیگر نقش بانو یوها افسانه جومونگ
تصاویر Oh Yeon-soo بازیگر نقش بانو یوها افسانه جومونگ
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 22:17
|
|
عکس سوسونو بازیگر سریال افسانه جومونگ

[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 22:3
|
|
|
این سریال که از پروژههای تاریخی و عظیم سیما است به داستان پر فراز و نشیب زندگی حضرت یوسف (ع) میپردازد و قرار است این سریال 40 قسمتی جمعههای هر هفته ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش شود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آفتاب: سریال داستانی « یوسف پیامبر» یکی از عظیم ترین مجموعههای تاریخی سیما در سالهای اخیر، پس ازچند سال تولید، از اول تیر ماه روی آنتن شبکه یک میرود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:47
|
|
فهرست بازیگران سریال جومونگ بهمراه عکسشون. امیدوارم استفاده کنید .
Casts:

Song Il-gook as Ju-mong

Han Hye-jin as So Seo-no

Kim Seung-soo as Prince Dae-so

Heo Joon-ho as Hae Mo-Su

Oh Yeon-soo as Lady Yoo-Hwa

Kyeon Miri as Queen Hwang-hu

Jeon Kwang-ryeol as King Geum-Wa

Song Ji-hyo as Lady Ye So-ya

Park Tam Hee as Yang Seolran

Bae Soo Bin as Sayong

Lee Kye-in as Mo Pal-mo

Park Nam Hyun as Na-ro =Prince Dae-so’s loyal subject

Jin Hee-kyeong as Sorceress Yeo Mi-eul

Lee Jae-yong(a) as Prime Minister Bu Deok-bul

Ahn Jeong-hoon

Jeong Ho-bin (???) as Woo-tae

Yoon Dong-hwan as Yang-jung

Song Ok-sook

Bae Do-hwan

Im So Young as Bu Yeong

Yeo Ho Min as Oi
Others:
Lee Sang Yi
Won Ki Joon as Prince Young-po
Kim Byung Ki as Yuntabal (So Seo-no’s Dad)
Ha Yong Jin
Kim Suk as Ohnjo
Ahn Jung hoon as Mari
Im Dae Ho as Hyoppo
Suh Bum Sik as Mu-kol
Kim Min Chan as Muk-geo
Cha Kwang Soo as Je-sa
Kang Eun Tak as Chan-soo
… as Musong
… as Bubunno
… as Yuri
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:23
|
|
عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ

عکس های بازیگران سریال جومونگ
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:16
|
|
گروه سوار نظام به دنبال هائه مو سو همه جا را می گردند تا به قبیله هابیک می رسند رییس سربازا از بانو یوهوا که دختر رییس قبیله باشن و مشکوک می زنه که یه مرد نامحرم را مخفی کرده بوده سوالاتی می کنن.و وقتی مطمئن می شن اون هائه مو سو بوده کل قبیله هابیک از جمله ددی دختره را قتل عام می کنن
اینم نمونه ای از کشت و کشتارشون همه را می کشن و دختره را هم به اسارت می برن تا گردن بزنن. این شازده را که می شناسین؟؟ بله پسر اون یکی رییسه که دوست هائه باشه می یاد می بینه هابیکی ها را کلا کشتن وقتی پرس و جو می کنه می گن سواره نظام های نامرد به خاطر اینکه اونا به هائه موسو پناه دادند همه را قتل عام کردند. هائه که فرار کرده بود در راه می ره آب بخوره که رییس یه قبیله اونو می بینه(از بس تو این فیلم قبیله زیاده منو از گفتن اسم همه قبیله ها معاف کنین) که اون از هائه خوشش می یاد و به چادر خودش دعوتش می کنه زن طرف هم حامله است و رییسه خیلی حال می کنه بعده این همه دختر خدا یه پسر کاکل زری بهش بده به همین خاطر خیلی ناز زنه را می کشه با هائه همغذا می شن و مشروب هم می خورن تا اینکه زنه ییهویی از کشته شدن کل قبیله هابیک می گه که هائه را شکه می کنه یو وا هم به خاطر پناه دادن به مجرم به مرگ محکوم می شه و می برننش تا تو پایتخت اعدامش کنن تا برا همه درس عبرت شه هائه که خودشو مسئول جنایت سواره نظام می دونه خیلی دلش گرفته شازه هم تو راه بانو یووا را می بینه که دارن به اسارت می برن بانو را مثل مزبله رها کردن تو آشغال دونی که شازده اینا می یان اونو نجات می دن هائه که می خاد خودشو به پایتخت برسونه و راهی جز همراهی با این کاروان نمی بینه از اونا می خاد که در قبال کار براشون اونو با خودشون ببرن که اون رییسه قبول می کنه شازده هم که بانو را به قصرشون آورده ازش پرستاری می کنه تا به هوش بیاد رییسه فهمیده که اون مرد هائه مو سو است و می خاد تا به پاتخت رسید پول خوبی از دادن اون به حکومتی ها در بیاره دزد ها به قبیله همینایی که هائه باشونه حمله می کنن که هائه بد جور اونا را تار و مار می کنه و رییسه خیلی ازش خوشش می یاد. زن رییس هم می زاد ولی اینبار هم دخترررررررررررررررر و بلاخره کاروان به پایتخت می رسن رییسه برای دیدن بزرگای شهر به مقر حکومت می ره و معاملاتشو انجام می ده اولش به قصد تحویل هائه می ره ولی دلش نمی یاد اونو تحویل بده اخه کمکشون کرده و اونا را از مرگ نجات داده می یاد و به هائه می گه من می دونم تو هائه هستی و... و خلاصه می گه ما نمک گیر شدیم دلم نمی یاد تحویلت بدم از اینجا برو خدافظی می کنه و می ره از طرفی کاهن که بانو یووا را تو قصر دیده فک می کنه ششازده می خاد با اون ازدواج کنه که اونو منع می کنه شازده دوباره هائه را می بینه هائه از اتفاقات این چن وقت می گه شازده اونو پیش پاپی می بره تا در مورد برنامه ای که برای جنگ با اون یکی قبیله دارن مشورت کنن بعد از جلسه شازده به هائه می گه بیا داداشی یه سورپرایز دارم چی بهتر از این سورپرایز!!!!!!!!!!!!!!! به پاش می افته و ازش معذرت می خاد ولی بانو می گه تو فقط انتقام بابامو بگیر هائه سربازای قبیله اش را برای جنگ آماده می کنه از طرفی زن شازده فک می کنه که شازده عاشق شده و اون زنو اورده برای ..... برا همین از رو حس حسادت زنونش دس به تحقیق می زنه با اون خلوت می کنه و می فهمه که اون می خاد به اردوگاه سربازای قبیله بره و انتقام باباش را به کمک اونا از دشمن بگیره که زنشازده یه نفس راحت می کشه بانو يوهوا هم كه براي كمك به سربازا به اردوگاه رفته در اصل مي خاد تو جريان انتقام اونم سهيم باشه.(ولي من فك مي كنم بيشتر برا هه مو سو رفته باشه اونجا!!!!!)












وليعهد خدمت شاه مي رسه و اونو در جريان مهيا شدن مقدمات جنگ با قوم هان كه بيشترش صدقه سر هه موسو بوده قرار مي ده و به شاه مي گه خيلي از قبايل به خاطر اون به ما پيوستند
هه مو سو كه مي بينه بانو خيلي رنج مي كشه يه روز سر و گوش آب مي ده تاا ببينه كي بانو تنها مي شه تا باهاش حرف بزنه
يه روز كه بانو مي ره آب بياره هه موسو دنبالش مي ره و به بهانه كمك كردن به اون مي برتش به دشت تا كسي نباشه و ازش براي اتفاقاتي كه رخ داده معذرت مي خاد ولي بانو مي گه اون از بچگي شخصيت هه مو سو را دوس داشته و خلاصه ته كار يه صحنه عاشقانه رخ مي ده
هه مو سو بانو يوهوا را در آغوش مي كشه تاا محبت خودشو به اون نشون بده
كاهن كه يه بوهايي برده و فكر مي كنه كه شازده عاشق يوهوا شده اونو به اتاقش مي بره تا باهاش دعوا كنه كه شازده مي گه همه چيزش مال هه مو سو است حتي زني كه دوستش داره و يه جوراييي خيال كاهن تخت مي كشه كه يوهوا مال شازده نمي شه
از طرفي در خلوت هاي شبانه اردوگاه هه موسو و بانو با هم خلوت كردن و هه موسو داره حلقه دستش مي كنه و رسما با هم ......
اينم از اولين هم آغوشي رسمي اين دو كفتر بال شكسته
وزير اعظم و كاهن بزرگ كه حالا ديگه بعد از اين سكانس چهره منافق و تينت بدشون برامون روشن مي شه دارن نقشه مي كشن كه پرنده سه پا (كاهن تشخيص داده اون پرنده هه مو سو است) را از صحنه هستي بردارن تا خيالشون تخت بشه آخه اونا قصد دارن با كشتن شاه بويو كه همون باباي شازده باشه حكومت را به دست بگيرن
به همين دليل مي يان پيش باباي شازده و بهش مي گن اگه هه موسو را نكشي حكومتت متزلزل مي شه و هزار تا فلسفه مي بافن تا اونو راضي مي كنن طي نقشه اي به وسط دشمن بفرستن تا اونا اونو دستگير كنن
به هه موسو خبر مي دن كه عده زيادي از همشهري هاش دارن به اينجا مي يان ولي به خاطر اينكه مسير محاصره شده امكان داره اونا را دستگير كنن(اين قسمت اول نقشه كاهنه) هه موسو تصميم مي گيره به كمك اونا بره
پيش شاه مي يان تا رخصت بگيرن براي بردن سپاه به كمك همشهري ها.(قسمت دوم نقشه شاه با هزار تا شرط بهش اجازه خروج مي ده ولي شرط مي كنه كه شازده نره)
محل آوارگان را پيدا مي كنن و افرادي كه اونا را دستگير كردن كه ظاهراا تعدادشون كمه (قسمت سوم نقشه كاهن: مخفي شدن سپاه دشمن در كمين هه موسو)
هه موسو با حالي كه حسابي مي جنگه ولي در دام مي افته و نقشه كاهن اجرا مي شه و هه موسو دستگير مي شه
از زمين و آسمون به روش شمشير مي كشن
شازده كه مي فهمه يه بوهايي مي ياد مي ره مي بينه هه موسو نيس وقتي مي ره دنبالش مي فهمه كه اونو دستگير كردن و به شهر هيون توگون كه پاتخت دشمن باشه بردن اينو به بانو يوهوا كه مي گه اشكش جاري مي شه
هه موسو به صليب كشيده مي شه تا جزاي كارهاي بدش را ببينه و چشماش را هم كور مي كنن
اينقدر شكنجش مي كنن كه ديگه نا نداره
يه دفعه اوضاع ناامن مي شه و شازده به بانو مي گه بيا بريم كه اون مي گه نه من نمي يام هه موسو نبايد بميره من بايد چيزي بهش بگم
من بايد به اون بگم كه ازش باردارم!!!!!!!!!!!
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:10
|
|
یانگوم بازیگر سریال جواهری در قصر
یانگوم بازیگر سریال جواهری در قصر

یانگوم بازیگر سریال جواهری در قصر
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 18:18
|
|
عکسهای از بازیگران سریال جومونگ
عکسهای از بازیگران سریال جومونگ
عکسهای از بازیگران سریال جومونگ
عکسهای از بازیگران سریال جومونگ
عکسهای بازیگران سریال جومونگ
عکسهای بازیگران سریال جومونگ
کلمات کلیدی : جومونگ, سریال جومونگ, افسانه جومونگ, دانلود جومونگ, خرید جومونگ, عکس جومونگ, تصاویر جومونگ, بازیگران جومونگ, داستان جومونگ, فروشگاه جومونگ, سایت جومونگ, بازی جومونگ, فیلم جومونگ, دوبله سریال افسانه جومونگ,موزیک جومونگ,آهنگ جومونگ,جومانگ,حذف شده های جومونگ ,سانسور شده های جومونگ ,خلاصه قسمتهای جومونگ بازیگران سریال جومونگ . بیوگرافی بازیگران . اسکرین سیور افسانه جومونگ . مصاحبه با بازیگران جومونگ . والپيپر های افسانه جومونگ
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 17:51
|
|
علیرضا باشكندی سریال «افسانهی جومونگ» را برای پخش از شبكهی سهسیما دوبله میكند.
این مدیر دوبلاژ در گفتوگویی لام این خبر اظهار كرد: اكبر منانی، عباس نباتی، بیژن علیمحمدی، مهرداد ارمغان، شهروز ملكآرایی، سعید مقدممنش، فریبا شاهین مقدم، نرگس فولادوند، رزیتا یاراحمدی، داوود باقری،نادر كیمرام، غلامرضا صادقی، كامبیز شكوفنده، ابراهیم شفیعی، محبت دارآفرین و صغری سادات هاشمی گویندگی میكنند.
او به این پرسش ایسنا كه آیا بهجای سونگ این گوك (یوم یانگ امپراطور دریا) و كیون میری (بانو چویی جواهری در قصر) دراین سریال همان گویندگی قبلی نقشگویی میكنند، پاسخ منفی داد و گفت: به جای كیون میری كه قبلا شراره حضرتی صحبت میكرد. در «افسانهی جومونگ» فریبا شاهین مقدم گویندگی میكند.
دوبلور سونگ این گوك هم دراین سریال عوض میشود.
این مدیر دوبلاژ دربارهی مدت زمان لازم برای سینك هرقسمت از «افسانهی جومونگ» اظهار كرد: مدت زمان قسمت اول این سریال حدود 70 دقیقه است كه سهروز صرف سینك آن كردم.
این سریال داستان جومونگ موسس امپراتوری گوگوریو در 37 سال قبل از میلاد مسیح است.او پسر ژنرال« هائه موسو» و «بانو یوهوا»بود .پادشاه «گوم وا» سرپرستی جومانگ و مادرش را پس از قتل پدر جومانگ برعهده گرفت كه گمان میرفت به دست سلسله «هان» به قتل رسیده است.«
او در زمینهی اعتقاد به استفاده از گویندگی كه در سریالهای قبلی بهجای بازیگران صداپیشگی كردهاند گفت: این مساله به نقش بازیگران بستگی دارد. بهعنوان نمونه كیون میری در «جواهری در قصر» نقش زنی بدجنس را بازی میكرد و صدای شراره حضرتی بسیار متناسب با بانو چویی بود اما این بازیگر نقش مثبتتری را در «افسانهی جومونگ» ایفا میكند بنابراین فریبا شاهینمقدم را به عنوان گویندهی او انتخاب كردم.
باشكندی درپایان دربارهی زیادبودن شخصیتهای «افسانهی جومونگ» اظهار كرد: تاكنون یك قسمت از این سریال را دوبله كردهام كه حدود 20 شخصیت درآن حضور داشتند كه این تعداد چندان زیاد نیست.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران،«افسانهی جومونگ» را كیمگوم هونگ ولی جوهوان درسال 2006 كارگردانی كردهاند.
این سریال حماسی رزمی محصول شبكهی MBC كرهی جنوبی است و دراین كشور تصویربرداری شده است. "افسانهی جومونگ" در 81 قسمت ساخته شده است.
این سریال داستان جومونگ موسس امپراتوری گوگوریو در 37 سال قبل از میلاد مسیح است.او پسر ژنرال« هائه موسو» و «بانو یوهوا»بود .پادشاه «گوم وا» سرپرستی جومانگ و مادرش را پس از قتل پدر جومانگ برعهده گرفت كه گمان میرفت به دست سلسله «هان» به قتل رسیده است.«سوه ساه نو» دختر یك بازرگان بود كه به جومانگ در تحقق رویایش در جهت بنیانگذاری یك كشور جدید كمك كرد و بعدها همسر دوم او شد.
منبع : ایسنا
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:54
|
|
عکسهای نیوشا ضیغمی

عکسهای نیوشا ضیغمی

عکسهای نیوشا ضیغمی

عکسهای نیوشا ضیغمی

عکسهای نیوشا ضیغمی

عکسهای نیوشا ضیغمی
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 16:46
|
|
دستمال گردن به همراه طریقه ی بستنش

دستمال گردن به همراه طریقه ی بستنش
دستمال گردن به همراه طریقه ی بستنش
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 11:33
|
|
نامه یک مادر به گلشیفته فراهانی
امیدوارم خوشتون بیاد

[+]
نوشته شده توسط شیطون بلا در 11:24
|
|
.::.تا لود شدن کامل سايت کمي صبر کنيد.::.
|
بيوگرافي سونيل شتي |
بيوگرافي سيف علي خان | |||
|
بيوگرافي شاهد کاپور |
بيوگرافي بابي دئول |
|||
|
بيوگرافي آنيل کاپور |
بيوگرافي آميتاب باچان |
|||
|
بيوگرافي آبيشک باچان |
بيوگرافي آفتاب شيودا ساني |
بيوگرافي سهيل خان | ||
|
بيوگرافي ويويک اوبراي |
بيوگرافي اجي دوگان |
بيوگرافي فردين خان | ||
|
بيوگرافي کاترينا کايف |
بيوگرافي ماهيما چودهاري | |||
|
بيوگرافي سوشميتا سين |
بيوگرافي ايشا دئول |
بيوگرافي ريمي سن | ||
|
آلبوم عکس هاي آيشا تاکيا بيوگرافي آيشا تاکيا |
|