مِاتریکس (The Matrix)
فیلمی است عملی-تخیلی که در سال ۱۹۹۹ اکران شد. یک آمیزه زیبا از اکشن، هنرهای رزمی و یک فیلمنامه چندلایه باعث شد که این اثر به عنوان یک شاهکار شناخته شود.

کارگردان اندی لری واچوفسکی
تهیهکننده جول سیلور
برادران واچوفسکی
نویسنده برادران واچوفسکی
بازیگران کیانو ریوز
لارنس فیشبورن
کری آن موس
هوگو ویوینگ
جو پانتولیانو
گلوریا فوستر
موسیقی دن دیویس
فیلمبرداری بیل هپ
تدوین زاچ استینبرگ
توزیعکننده برادران وارنر (Warner Bros)
ویلیج رودشو (Village Roadshow Pictures)
انتشار ۳۱ مارس ۱۹۹۹
مدت ۱۳۶ دقیقه
زبان انگلیسی
کشور آمريکا
بودجه ۶۳ میلیون دلار (تخمینی)
پیش از ماتریکس ۲
کیانو ریوز (نیو)
لارنس فیشبورن (مورفیوس)
کری آن موس (ترینیتی)
هوگو ویوینگ (مامور اسمیت)
جولیا آراهنگها (ایپاک)
مارکوس چونگ (تنک)
مت دوران (موس)
پل گودارد (مامور براون)
بلینا مککلوری (سویچ)
جو پانتولیانو (سایفر)
گلوریا فوستر (پیشگو)
آنتونی ری پارکر (دوزر)
رابرت تیلور دوم (مامور جونز)
داستان
در آینده نزدیک، آزادی طلبان به کمک تجهیزات محرمانه خود با نیو که خود یک هکر کامپیوتری است ارتباط برقرار میکنند و به او شرح میدهند که حقیقتی که او تصور میکند یک شبیهسازی پیچیده کامپیوتری است به نام «ماتریکس» که توسط نوعی هوش مصنوعی بدخواه طراحی شدهاست. ماتریکس حقیقت را از بشریت مخفی میسازد و به آنها اجازه میدهد تا یک زندگی متقاعدکننده و شبیه سازی شده در سال ۱۹۹۹ را داشته باشند. در حالی که ماشینها در حال رشد کردن هستند و مردم را درو میکنند تا از آنها به عنوان یک منبع انرژی دایمی استفاده کنند. مورفیس، رهبر این آزادی طلبان باور دارد که نیو «شخص یگانه» است که انسانها را به سوی آزادی هدایت کرده و ماشینها را برخواهد انداخت. به اضافه نیو٬ ترینیتی و مورفیس در مقابل بنده سازی انسانها توسط ماشینها میجنگند٬ درحالی که نیو کم کم شروع به پذیرفتن نقش خود را به عنوان «شخص یگانه» میکند.
گفتاوردها
تنوع در گفتگوهای این فیلم خیلی زیاد است. هیچ سه گانه دیگری را نمیتوانید پیدا کنید که تمام این دایالوگها در آن وجود داشته باشد:
باورت نمیشه. ولی تو در کوهستان هستی.
تو درواقع در تمامی جرمهای کامپیوتری که ما برای آنها قوانینی داریم٬ گناهکار شناخته میشوی.
اونها کشتزارگاه هستن نیو. کشتزارگاههایی بی نهایت. جایی که نوع بشر دیگر به دنیا نمیآید. ما کاشته میشویم.
انتخاب یک حیلهاست که بین اشخاص با قدرت و بی قدرت به وجود آمده.
در سمت راست به منبع (source) راه دارد و نجات زایان. در سمت چپ به ماتریکس راه دارد و به آن (ترینیتی) و به پایان گونههای شما.(بشر)
جوایز
برنده جایزه اسکار بهترین ویرایش فیلم
برنده جایزه اسکار بهترین جلوههای ویژه
برنده جایزه اسکار بهترین جلوههای صوتی
برنده جایزه اسکار بهترین صدابرداری
برنده جایزه بافتا بهترین جلوههای صوتی
برنده جایزه بافتا بهترین صدابرداری
جزئیات
وال کیلمر، براد پیت، ویل اسمیت و اوان مکگریگور، قبلاً برای اجرای نقش نیو به جای کیانو ریوز پیشنهاد شده بودند.
موبایلی که در فیلم استفاده میشدهاست، نوکیا از مدل ۸۱۱۰ بودهاست، این موبایل در آمریکا وجود ندارد.
کنستانتین
جان کنتسانتین سالها پیش اقدام به خودکشی کرده و بخاطر اینکار مدتی را در جهنم سپری نموده اما او این فرصت را پیدا کرده تا دوباره به زندگی برگردد تا با انجام اعمال خوب رضایت خداوند را جلب کند. او همچنین یک قدرت استثنایی پیدا کرده که توانایی مشاهده دنیای دیگر است که در ماورای دنیای عادی در جریان است. او قادرست موجودات نیمه فرشته و موجودات نیمه شیطانی را که در کنار انسانها بر روی زمین هستند را مشاهده کند. او تصمیم دارد موجودات شیطانی را نابود سازد و برای اینکار از کمک یکی از دوستانش که متخصص ساخت سلاحهای مخوف است بهره می گیرد. از سوی دیگر پزشک جان به او اطلاع داده که او مبتلا به سرطان ریه است و فرصت زیادی برای زندگی ندارد. در ادامه پسر شیطان تصمیم می گیرد زمین را تسخیر کند و جان با کمک یک زن پلیس به اسم آنجلا که او نیز قادر به دیدن دنیای دیگر است نبرد پایانی با نیروهای شیطانی را آغاز کند. کمیک سیاه انگلیسی با عنوان «آتش افروز جهنم» HELL BLAZER درآمده و تبدیل به فیلم سینمایی شده است.

در واقع «آلن مور» نویسنده معروف انگلیسی آثار کمیک (مانند انجمن نجیب زادگان عجیب و از درون جهنم) را باید خالق اصلی شخصیت «جان کنستانتین» دانست که اولین بار سال ???? در یک قسمت از مجموعه کتاب کمیک ترسناک «موجود باتلاقی» SWAMP THING او را وارد ماجرا کرد. کنستانتین اوایل یک ساحر با کت بارانی بلند بود که استعداد غریبی در عصبی کردن مردم داشت. از سال 1988 ماجراهای کنستانتین به صورت مستقل در مجموعه کتاب کمیک HELL BLAZER توسط کمپانی معروف دی. سی DC (ناشر سوپرمن) به چاپ رسید که داستانهایش را عمدتاً «جمی دلانو» می نوشت و «جان ریج وی» آنها را تصویرسازی می کرد. انتشار این مجموعه تا به امروز ادامه پیدا کرده و طی این سالها نویسندگان بسیاری مثل گرث انیس، وارن الیس، برایان آزارلو و تصویرسازانی مانند مارک باکینگهام و استیو دیلان بر روی آن کار کرده اند. مجموعه کمیک بوک HELL BLAZER بر خلاف کمیک های حماسی با قهرمانان مثبت و آرمانی مثل سوپرمن و بتمن، دنیای ترسناک و تیرهای دارد که ضد قهرمانش دست به اعمالی می زند که گاهی از لحاظ اخلاقی سؤال برانگیزند. مدام سیگار دود می کند و علی رغم بعضی اعمال قهرمانانه، هدف اصلی اش زنده ماندن است و در مسیر مأموریت هایش کلی دشمن تراشی می کند و برای رسیدن به هدف خیلی راحت دور و بری هایش را به کشتن می دهد که بعضاً ارواح سرگردان آنها سر وقتش می آیند و مزاحمش می شوند، طوری که گاهی خودش را در محاصره دنیای اشباح و مردگان می بیند. کنستانتین در تعدادی از کتاب های کمیک ترسناک دیگر، مثل مرد شنی SANDMAN و کتابهای جادو BOOKS OF MAGIC هم ظاهر شده است.
فیلم سینمایی «کنستانتین» اقتباسی آمریکایی از ماجراهای این ضد قهرمان انگلیسی است. ملیت انگلیسی (متولد لیورپول) او عوض شده و وقایع در لس آنجلس می گذرد. «کیانو ریوز» چشم و ابرومشکی هم شباهتی با «استینگ» ندارد. «فرانسیس لاورنس» کارگردان جوان فیلم که پیش از این برای خوانندههای معروفی مثل ویل اسمیت و بریتنی اسپیرز، ویدئو کلیپ می ساخته، سعی کرده حال و هوای کمیک بوک را در انتخاب زوایای دوربین و قاب بندی ها رعایت کند و تا حد زیادی هم موفق بوده، اما مشکل، فیلمنامه خشک و عبوس و قر و قاطی است که زیادی خودش را جدی می گیرد و نمیتواند تعادل لازم بین فضای فانتزی کمیک استریپی و بخشهای ترسناک برقرار کند. شاید یک لحن طنزآمیز و چند شوخی جذاب، حال و هوای فیلم را اندکی عوض می کرد، اتفاقاً فیلمنامه، استعداد این شوخی ها را هم دارد.

مثلاً فرض کنید «جان کنستانتین» برای رفتن به دنیای شیاطین و مردگان باید چند دقیقه پایش را داخل قابلمه آب بگذارد! کار هنرمندان جلوههای ویژه در طراحی فضاها و کاراکترهای شیطانی عالی و دیدنی است. دوزخ به شکل شهر مدرنی تصویر شده که انگار در آتش یک بمباران اتمی می سوزد و اشباح و اجنه در آن سرگردان هستند، اما شکل جلوههای ویژه رایانهای در بعضی صحنه ها به همراه بازی کیانو ریوز، حاصل کار را مقداری «ماتریکس زده» کرده. در نتیجه به جای تماشای بازسازی سینمایی کمیک بوک HELL BLAZER با آش شله قلمکاری روبروییم که در آن از «جن گیر» تا «بلید BLADE» و «ماتریکس» پیدا میشود. همزمان با فیلم «کنستانتین» یک اقتباس کمیک بوکی دیگر هم روی پرده ها رفته، شهر گناه اثر فرانک میلر، طراح و نویسنده معروف کمیک استریپ که ظاهراً به خاطر همکاری نزدیکش با کارگردان و حتی مشارکت در کارگردانی، موفقیت بیشتری کسب کرده است.
1: تبلیغ ارکان مذهب کاتولیک به سادگی و روانی در ذهن بیننده جای می گیرد. آموزه هایی چون مذمت خودکشی، گناهکار بودن انسانها، عدم توانایی دسترسی شیطان به انسان و وسوسه او از راه دور، ... 2: اگر شما کاری را به اشتباه انجام می دهی، باید پذیرنده عواقب آن باشی. در حالیکه در این فیلم خودکشی یک دختر در اثر وسوسه ها و اجبار نیروهای شیطانی بود. 3: اگر نیروهای شیطانی بخواهند، می توانند انسان را از بین ببرند. به زبانی دیگر تقدیر انسان و زمان مرگ را در اختیار دارند.
4: کنستانتین با یک بار خودکشی، قطعا جهنمی شده، به طوریکه حتی خود شیطان شخصا برای بردنش باید بیاید. در حالیکه آنچه در فیلم دیده میشود، تنها خوبیها و خدمات وی به بشریت است! درست است که همه اینها را برای راه یابی به بهشت انجام می دهد، ولی آیا باز هم این به معنای بخشیده شدن وی است؟ کنستانتین برای دومین بار هم خودکشی می کند تا شیطان را ببیند. در تمام مدت 20 ساله بخشیده نشده است. آیا درگاه خداوندی که یک بار به فردی اجازه زندگی دوباره را داده است، تا این حد بسته است؟ ناامیدی از بخشایش را می توان از 30 سیگار در روز کنستانتین و خودکشی در دود! دید. 5: دختری که به خلاف میل خود و با وسوسه همین شیاطین خودکشی کرده، در حالیکه در تیمارستان بستری بوده، مستحق جهنم است! حتی نمیتوان برای وی مراسم خاکسپاری برگزار نمود! همین فرد را شیطان در پاسخ به نیکی کنستانتین، به بهشت می برد! باز هم دستکاری، آن هم توسط شیطان، و در دنیای بعد از مرگ!

6: نظام تقدیرگرا و از قبل پیش بینی شده، در سراسر فیلم تلقین میگردد. اینکه تقدیر و احتمالاً دستهای شیاطین می توانند تو را به قتلگاه ببرند! همه ما بازیچه هایی در دستان ابتدا شیطان و سپس خدا هستیم! چرا که قدرت نیروهای شیطانی بیش از دیگران است. 7: خودکشی هم اگر در نهایت منجر به یک کار نیک گردد، می تواند منجر به معجزه و بازگشت به زندگی شود. این تنها جایی است که حضور خدا احساس می گردد. ولی آنچه در نهایت می بینیم، به نوعی مهلت گرفتن کنستانتین را هم می توان در این مقوله گنجاند. 8: اقدام اولیه کنستانتین برای نجات جهان (در اینجا هم مانند بسیاری از فیلمهای ساخت آمریکا ناجی جهان مد نظر است) نبایستی به خاطر یک دختر باشد. در حالیکه تنها درخواست وی از شیطان، بهشت رفتن خواهر همان دختر است!
برگرفته از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
گرد آوری شده توسط محمد عبدالهی